اب و هوا.جلگه.معدن.غار.صحرا.خاک.زمین.چشمه.دریاچه.نفت..جنگل.دریا.رودخانه.رود.کویر.ابشار.منابع انرزی.اب.جزایر.کوه.

 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٤
 

 توجه به نقش و اهمیت زهکشی زیرزمینی و توجه ویژه به آن در راستای کنترل سطح
ایستابی، تحقیقات گسترده ای در تمام نقاط دنیا به منظور دستیابی به راه حل های جدید
و اقتصادی تر خصوصاً در ارتباط با انواع لوله، مواد پوششی اطراف آنها و تکنیک های
نصب و کارگذاری هر یک در حال اجرا می باشد. این تحقیق، به منظور بررسی قابلیت
کاربرد پوسته برنج در زهکشی زیرزمینی به عنوان پوشش دور لوله صورت گرفته است و به
این دلیل کارکرد آن با پوشش شن و ماسه مورد مقایسه قرار گرفت. به منظور شبیه سازی
شرایط طبیعی اراضی زهکشی شده در آزمایشگاه و آزمایش فیلتراسیون و آبگذری پوسته
برنج، از یک مخزن آب و خاک با دیواره جانبی دو جداره که علاوه بر امکان تنظیم سطح
ایستابی در ارتفاع مورد نظر، بخشی از یک ترانشه زهکشی را شبیه سازی می نماید،
استفاده گردید. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که پوسته برنج حتی در
تراکم های زیاد نیز دارای هدایت هیدرولیکی بالایی است که این امر می تواند متضمن
کارکرد هیدرولیکی پوشش پوسته برنج باشد. همچنین در مقایسه با پوشش شن و ماسه، پوشش
پوسته برنج کارکرد فیلتری مناسبی داشته است. به علاوه، اگرچه دبی زهکش با پوشش
پوسته برنج کمتر از زهکش با پوشش شن و ماسه است، لیکن به دلیل هزینه بالای تهیه و
حمل و نقل شن و ماسه بویژه در مناطقی که منابع قرضه از محل پروژه فاصله زیادی دارند
و از طرفی در این مناطق پوسته برنج به مقدار فراوان موجود است (مانند مناطق شمالی
کشور)، استفاده از پوشش پوسته برنج قابل توصیه می باشد


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٤
 

روش الکتروکینتیک روشی نوین برای خارج ساختن فلزات سنگین
و میکروناکلئیدها از درون خاک های آلوده می باشد. اعمال جریان الکتریکی باعث حرکت
ذرات باردار شده، که این حرکت خود، به علت مهاجرت یون ها و کلوئیدهای موجود در آب
داخل خلل و فرج و کاهش واکنش های روی سطح الکترودها می باشد. هدف از تحقیق حاضر
بررسی کارایی روش پاکسازی خاک به کمک الکتروکینتیک در خاک های آلوده می باشد. از
روش الکتروکینتیک برای عقب راندن ذرات آلوده به داخل الکترود استفاده گردید. محل
قرارگیری الکترود شامل مواد جاذب و نیمه رسانا می باشد و همچنین متخلخل بوده و توسط
آب یا حلال های رسانای دیگر القا شده است. راندمان این روش بستگی چندانی به تراوایی
خاک نداشته و بیشتر بستگی به هدایت الکتریکی آب داخل خلل و فرج و فاصله جابه­ جایی
دارد.  هدف اصلی تعیین کارایی روش الکتروکینتیک برای تصفیه خاک های آلوده به فلزات
سنگین (Cr، Cu، Mn، Ni، Zn و Pb) می باشد. همچنین تعیین بیشترین حد پاکسازی که
بستگی به ولتاژ، سطح آلودگی­ ای از خاک که می بایست به کمک این روش به پایین تر از
حد مجاز برسد، نوع خاک مناسب برای این روش، جنس الکترودها و ... نیز اهمیت دارد. 
روش الکتروکینتیک بیشترین راندمان را برای خاک های شنی و لومی­ شنی داشته و نیز
بیشترین راندمان و کمترین غلظت زمانی رخ می­دهد که منگنز و کروم مورد پالایش قرار
بگیرند. بازده بیشتر زمانی اتفاق افتاد که از ولتاژ 29 ولت به جای 24 ولت استفاده
گردید. با این وجود، نتایج بسیار نزدیک به هم بودند. بنابراین برای پاکسازی خاک از
فلزات سنگین می توان از ولتاژ استاندارد 24 ولت استفاده کرد، اما زمان پروسه می
بایست طولانی تر گردد.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٤
 

روش الکتروکینتیک روشی نوین برای خارج ساختن فلزات سنگین
و میکروناکلئیدها از درون خاک های آلوده می باشد. اعمال جریان الکتریکی باعث حرکت
ذرات باردار شده، که این حرکت خود، به علت مهاجرت یون ها و کلوئیدهای موجود در آب
داخل خلل و فرج و کاهش واکنش های روی سطح الکترودها می باشد. هدف از تحقیق حاضر
بررسی کارایی روش پاکسازی خاک به کمک الکتروکینتیک در خاک های آلوده می باشد. از
روش الکتروکینتیک برای عقب راندن ذرات آلوده به داخل الکترود استفاده گردید. محل
قرارگیری الکترود شامل مواد جاذب و نیمه رسانا می باشد و همچنین متخلخل بوده و توسط
آب یا حلال های رسانای دیگر القا شده است. راندمان این روش بستگی چندانی به تراوایی
خاک نداشته و بیشتر بستگی به هدایت الکتریکی آب داخل خلل و فرج و فاصله جابه­ جایی
دارد.  هدف اصلی تعیین کارایی روش الکتروکینتیک برای تصفیه خاک های آلوده به فلزات
سنگین (Cr، Cu، Mn، Ni، Zn و Pb) می باشد. همچنین تعیین بیشترین حد پاکسازی که
بستگی به ولتاژ، سطح آلودگی­ ای از خاک که می بایست به کمک این روش به پایین تر از
حد مجاز برسد، نوع خاک مناسب برای این روش، جنس الکترودها و ... نیز اهمیت دارد. 
روش الکتروکینتیک بیشترین راندمان را برای خاک های شنی و لومی­ شنی داشته و نیز
بیشترین راندمان و کمترین غلظت زمانی رخ می­دهد که منگنز و کروم مورد پالایش قرار
بگیرند. بازده بیشتر زمانی اتفاق افتاد که از ولتاژ 29 ولت به جای 24 ولت استفاده
گردید. با این وجود، نتایج بسیار نزدیک به هم بودند. بنابراین برای پاکسازی خاک از
فلزات سنگین می توان از ولتاژ استاندارد 24 ولت استفاده کرد، اما زمان پروسه می
بایست طولانی تر گردد...پدیده­های الکترکینتیک و مشخصه­های اصلاح مشاهده شده در طی کاربرد آزمایشگاهی تکنیک
اصلاح الکتروکینتیکی برای خاک­های غیراشباع آلوده شده به فلزات سنگین مورد آنالیز
قرار گرفتند. مجموعه­ای از آزمایشات ستونی در درجات اشباع مختلف خاک در آزمایشگاه
مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان می­دهند که سرب (Pb) در درجه اول تحت شرایط
غیراشباع توسط پدیده الکترومیگریشن در مرحله انتشار در دولایه­ها حذف خواهد شد. اگر
غلظت اولیه آلودگی پایین­تر از ظرفیت تبادل یونی و برابر با حذف در واحد وزن خاک
خشک باشد، راندمان اصلاح با کاهش راندمان انتقال در درجات اشباع مختلف، در گرادیان
الکتریکی 1 v/cm، کاهش پیدا می­کند..

خاک های آلوده به فلز کروم می توانند به کمک روش های
الکتروکینتیک اصلاح گردند. در عمل Cr-VI می­تواند همراه با آب به اعماق خاک نفوذ
کرده و لایه های غیرآلوده را آلوده سازد. میدان های الکتریکی عمودی و افقی به منظور
افزایش اصلاح الکتروکینتیکی خاک به طور همزمان به کار گرفته شدند. آزمایشات مختلفی
با استفاده از 4 روش (میدان الکتریکی صفر، فقط افقی، فقط عمودی و متقاطع دو بعدی)
طراحی گردیده و در مقیاس­های آزمایشگاهی با نمونه واقعی از خاک آلوده به کروم
(105×3/1میلی گرم بر کیلوگرم) تهیه شده از یک منطقه شیمیایی به منظور
بررسی انتقال Cr-VI و اثر و امکانپذیری طرح جدید آزمایش شد. در هنگام آزمایش به روش
میدان الکتریکی فقط افقی، Cr-VI می تواند به اعماق خاک نفوذ کند. از نفوذ عمقی
Cr-VI با ایجاد مانع عمودی به روش میدان الکتریکی فقط عمودی، می توان جلوگیری کرد.
با این وجود، با اعمال روش متقاطع دو بعدی، از نفوذ عمقی Cr-VI به طور چشمگیری
جلوگیری شده و خاک آلوده به کروم به شکل موثری تصفیه گردید. بنابراین، میدان
الکتریکی دو بعدی متقاطع روشی مطمئن و عملی برای اصلاح خاک های آلوده می باشد...

 


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٤
 

زیست فرازمینی شکل‌های زیست در جاهای غیر از کره زمین است.

این مسئله که آیا زیست آلی در جای دیگری از جهان وجود دارد و اینکه آیا ممکن است تمدن ماوراء زمینی وجود داشته باشد، موضوع مهمی برای دانشمندان و عموم مردم بوده‌است. با وجود چنین واقعیتی که هیچ موجود زنده‌ای در خارج از سیاره ما کشف نشده، علوم طبیعی جدید به قدری پیشرفت نموده‌اند که اکنون می‌توان این مسئله را بر مبنای علمی استواری بنیان نهاد. پژوهش‌هایی در این مورد به وسیله دانشمندانی که در بسیاری از زمینه‌ها فعالیت دارند، در دست اجرا است.

علل امکان وجود زندگی فرازمینی

ابتدا به نظر می‌آید که اطلاعات علمی موجود، امکان پخش گسترده حیات هوشمند در جهان را کاملاً تصدیق می‌نماید. اولا اگر موجودات زنده به طور طبیعی ضمن تکامل سیاره ما در زمین به وجود آمده‌اند، چنین تصوری منطقی است که تکامل مشابهی می‌تواند در اجسام فضایی دیگر از نوع زمین صورت گیرد. نکته دوم نیز این است که کربن که اساس شیمیایی ماده زنده است، یکی از فراوان‌ترین عناصر در جهان است. نکته سوم بدین شرح است که به وسیله روش اخترشناسی مولکولی ثابت گردیده سنتزمولکولهای آلی پیچیده که از آن حیات آلی می‌تواند به وجود آید، در توده‌های گاز و گرد و غباری که فضای بین ستاره‌ای را اشغال نموده‌اند، انجام می‌گیرد. ولی تمام این مطالب در قلمرو استدلال نظری هستند، بگونه‌ای که واقعیت این مسئله بسیار پیچیده‌تر است.

شرط وجود زیست فرازمینی

آشکار است هنگامی که سیارات از گاز و گرد و غبار ایجاد می‌شوند، مولکول‌های آلی موجود در این ماده نابود می‌شوند. یعنی آنکه برای ظاهر شدن موجودات زنده در یک سیاره لازمست که ابتدا، ترکیبات پیش‌زیستی در همان کره به وجود آید. به نظر می‌آید که حتی پخش گسترده مولکول‌های آلی در فضای میان‌ستاره‌ای نمی‌تواند پیدایش زیست آلی را در سیاراتی مانند زمین تضمین نماید، حتی پیشگویی در این باره که حیات بتواند در اجسام فضایی دیگر ظاهر گردد، مشکل است. زیرا علم هنوز نمی‌تواند توضیح دهد که چگونه فرآیند حیرت‌انگیز تشکیل و سازمان‌یافتگی خود به خود ماده، صورت می‌گیرد.

تمدن فرازمینی

بنا بر عقیده اخترفیزیکدان بلندپایه شوروی سابق یوسف اشکلوفسکی شاید بتوان تصور نمود که تمدن زمینی در کهکشان ما و حتی در ابرکهکشان منحصر بفرد باشد. استدلال او چنین است: اگر فرض کنیم که تمدنهای بسیاری در جهان موجود هستند. در آن صورت آنها به دلیل اینکه طبیعتا دارای تکامل یکسانی نیستند، باید دارای امکانات علمی و فنی متفاوتی باشند. به بیان دیگر باید تمدنهایی عقب مانده‌تر و پیشرفته‌تر از ما وجود داشته باشد. به ویژه باید حداقل چند تمدن بسیار پیشرفته یافت شود که بتواند انرژی‌های معادل انرژی کهکشان‌هایشان را مهار کند.

میزان فعالیت علمی چنین تمدنهایی به اندازه‌ای است که زمینی‌ها نمی‌توانند از آنها بی‌خبر باشند. ولی از آنجا که زمینی‌ها نتوانسته‌اند نشانه‌هایی از اینگونه فعالیت‌ها را کشف نمایند، بنابراین چنین تمدنهایی وجود ندارد و اگر چنین تمدنهایی وجود ندارد، بطور کلی امکان موجودیت تمدنهای فرازمینی از بین می‌رود. زیرا در غیر اینصورت باید برخی از این تمدنها به تمدنهای بسیار پیشرفته تبدیل شود.

علل کشف نشدن موجود فرازمینی

دانشمندان دیگر بر این عقیده دارند که علت کشف نشدن تمدنهای دیگر این نیست که آنها وجود ندارند، بلکه این مسئله دلایل دیگری دارد. وسولد تروئیتسکی (Vsevold Troitsky) عنصر وابسته فرهنگستان علوم شوروی سابق فرضیه‌ای را به شرح زیر پیشنهاد نموده‌است:


مدل جهان داغ در حال انبساط، اولین مرحله تکامل را به نحوی مجسم می‌سازد که هیچ ستاره، سیاره و حتی مولکول و یا اتم وجود نداشته‌است (پیدایش جهان). تمام اینها پس از گذشت مدتی طولانی ایجاد شدند. بنابراین شرایط ضروری برای پیدایش موجودات زنده در مرحله خاصی از تاریخ جهان تکمیل گردد. طبق فرضیه تروئیتسکی پس از آن زیست عملاً بطور هم‌زمان در اجسام فضایی مختلف به وجود آمد. مفهوم این مطلب آنست که هیچ تمدنی پیشرفته‌تر از تمدن زمینی وجود ندارد. به همین دلیل ما نمی‌توانیم اثری از آنها پیدا کنیم.

علل تکامل موجود فرازمینی

طبق نظر دانشمندان فعالیت تمدنهای دیگر در فضا در هر مرحله‌ای از تکامل که باشند، باید به وسیله مشکلات مربوط به تأمین انرژی محدود گردد. به عنوان مثال ایجاد فرستنده رادیویی نیرومند برای برقراری ارتباط با موجودات هوشمند دیگر در جهان، به وسیله فرستادن علائم در تمام جهات به انرژی عظیمی نیاز دارد که می‌تواند موجودیت این تمدن را به مخاطره اندازد. به علاوه، این طرح مستلزم کوشش‌های فراوانی است، در صورتی یک تمدن می‌تواند از عهده چنین طرحی برآید که آن را ضروری و بایسته تشخیص دهد. بنابراین این مسئله هنوز در دوره بررسی است. هیچ تمدنی در خارج از سیاره ما کشف نشده‌است و امیدی برای کشف حتی یکی از آنها بسیار ضعیف است.

به گفته پژوهشگر دانشگاهی، جی.آی. نان (G.I.Naon) از فرهنگستان علوم استونی، تحقیق درباره مسئله تمدنهای فرازمینی به ما کمک می‌کند که به نحو بهتری به مطالعه خودمان بپردازیم. بشریت در تکامل خود به مرحله‌ای قدم نهاده که بیش از هر وقت، از وحدت خود با جهان آگاه است، او می‌داند قوانین فیزیکی حاکم بر سیاره‌اش با قوانینی که بر بقیه جهان حکمفرماست، یکسان است.

امروزه دانستن این قوانین بدین مفهوم است که بتوانیم وظیفه و کارمان را به طور موثری طرح ریزی کنیم و آینده خود را بر مبنای اطلاعات علمی پیش بینی نمائیم. تحقیق درباره مسئله تمدنهای فرازمینی در سطح کنونی علوم طبیعی، یکی از موثرترین راههای دست یافتن به هدفهایمان است. بطور کلی با تلاش برای دانستن درباره امکان موجودیت تمدن‌های دیگر، درباره موجودیت خود در فضا= می‌آموزیم و تمدن خود را از چیزی که بازتاب این تمدن در آینه کیهانی است، مطالعه می‌نماییم.

زمانی که بشر زمینی در علوم ارتباطات آنقدر پیشرفت نکرده‌است که بتواند بیرون از محیط زیست خودش را ببیند و بتواند با آن محیط رابطه‌ای برقرار کند صرفاً به این دلیل نمی‌تواند بگوید در آن بیرون هیچکس نیست چنین تفکری ناشی از نخواستن و نتوانستن و فرار از دانستن است بلکه بهتر آنست که بگوید هنوز چشم و گوش بشر آنقدر قوی نشده‌اند تا آن بیرون را ببینند و درک کنند اما واقعیت چیست؟ واقعیت این است که تکنولوژی ارتباطات ما هنوز آنقدر پیشرفت نکرده که بتوانیم چهان اطرافمان را بفهمیم در این راستا باید بگویم سرعت نهایی ارتباطات ما سرعت نور است که در مقیاس فضایی تقریباً فاقد ارزش است چرا؟ چون در ارتباط با نزدیکترین ستاره یعنی آلفا قنطورس ارسال و دریافت یک پیام ما حدود نه سال وقت می‌برد اما در همین حال اگر پیاممان را بخواهیم به سوی دیگری از کهکشان خودمان ارسال کنیم هزاران سال وقت خواهد گرفت و طبیعتا چنین تکنولوژی در ارتباطات فرازمینی ناکارآمد است و مثل این می‌ماند که ما بایستیم و همانند صدها سال پیش فردی را از فاصله چند صد کیلومتری با فریاد زدنمان با خبر کنیم به نظر شما آیا این احمقانه نیست پس در اینجا بهتر است تصور کنیم که موجودات فرازمینی پیشرفته پیامهایشان را فراتر از سرعت نور و با سامانه‌های پیشرفته‌تر از ما به فضا می‌فرستند که ما به علت ندانستن این فناوری نسبت به آن کور هستیم و قادر به دریافت آن نیستیم کما اینکه همین حالا ممکن است ما در معرض پیام‌های بیشمار اینچنینی از فضا باشیم.

شانس‌ها و گزینه‌های وجود زیست غیرزمینی

با پیشرفت علم در قرن اخیر، حال دیگر می‌توانیم پاسخ‌های روشن تری را درباره حیات و احتمال وجود آن در کیهان بیابیم. با احتساب شماره تخمینی سیارات عالم، دانشمندان محاسبه کرده‌اند احتمال اینکه ما تنها باشیم و به جز زمین در سراسر کائنات نشانی از حیات نباشد یک در ۱۰۰ میلیون است.

در هر کهکشان مانند راه شیری ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره وجود دارد و کیهان‌شناسان تخمین می‌زنند ۴۰۰ میلیارد کهکشان در عالم موجود است بنابراین پذیرفتنی نیست اگر بگوییم سیاره کوچک ما در کنار ستاره عادی مان تنها مکان پذیرای حیات در عالم است اما تنها زیستگاهی که تاکنون در عالم می‌شناسیم زمین خودمان است. در اینجا به دلیل گستردگی مطلب بحث درباره حیات در کیهان را به حوزه کوچک تر آن یعنی منظومه خورشیدی محدود خواهیم کرد و به احتمال وجود حیات و سیارات و اقمار پذیرای آن می‌پردازیم. {در آزمایش فیلادلفیامثل اینکه انسان‌ها با موجودات فضایی برخورد داشته‌اند.}

گزینه‌های وجود زیست فرا زمینی

در منظومه خورشیدی غیر از زمین تنها سه گزینه وجود دارد که احتمال پیدایش حیات بر روی آنها بررسی می‌شود. می‌توانیم با اطمینان بگوییم زیست در بهرام (مریخ)، یکی از ماه‌های مشتری - اروپا و یکی از ماه‌های کیوان به نام تیتان می‌تواند پدید بیاید. کمربند زیست خورشید شامل سه سیاره ناهید (زهره)، زمین و بهرام است. (کمربند زیستی در سامانه خورشیدی یعنی جایی که سیاره‌ای با جو مناسب دارای آب به صورت مایع است و احتمال شکل گیری حیات تنها در این کمربند وجود دارد) سیاره زهره از لحاظ ظاهری شباهت زیادی به زمین دارد. جرم آنها با هم برابر است و ضمناً ترکیبات اتمسفری اولیه دو سیاره شباهت زیادی با هم داشته‌اند اما سیاره زهره کمی نزدیک تر از زمین به خورشید است و این باعث عدم پایداری آب مایع در آن سیاره می‌شود. همچنین گاز کربنیکی که در جو آن قرار دارد باعث ایجاد خاصیت گلخانه‌ای شدید شده و دمای آن را تا ۵۰۰ سانتی گراد می‌رساند. بنابراین می‌بینید که از شرایط ابتدایی حیات یعنی آب مایع و جو مناسب برخوردار نیست.

۱- بهرام (مریخ): سیاره دیگر کمربند حیات مریخ است که تاکنون بیش از دو گزینه دیگر کاوش شده‌است. در چند صد میلیون سال اول منظومه خورشیدی، مریخ نسبت به زمین شرایط بهتری برای پیدایش حیات داشته که به دلیل سریعتر سرد شدن مریخ بوده‌است. همین زمینه شرایط پیدایش باکتری‌ها را زیر پوسته مریخ ایجاد کرد. یعنی شرایط سطحی مریخ بسیار زودتر از زمین برای پیدایش زیست آماده شده‌است. یافته‌های اخیر مریخ‌نوردهای ناسا وجود آب در گذشته مریخ- احتمالاً حدود یک میلیارد سال قبل- را نیز تایید کرده‌اند. هرچند میزان آن و مدت زمان بقای آن همچنان مبهم است. علاوه بر این شواهدی دال بر وجود جوی ضخیم از co۲ در سال‌های آغازین این سیاره وجود دارد. شاید در همین دوره زیست در زیر سطح مریخ یا حتی بر سطح آن فرصت رشد یافته باشد اما به دلیل میدان مغناطیسی و گرانش ضعیف مریخ (حدود ۳۸ درصد جو زمین) باد خورشیدی جو آن را بیش از پیش پراکنده ساخت و سبب بخار شدن یا فرو رفتن آب‌های سطحی به زیر سطح مریخ و یخ زدن آنها شده‌است. اخیراً نیز مدار گردهای مریخ نشانه‌های امیدوار کننده‌ای را از وجود منابع یخ- آب زیر سطح مریخ یافته‌اند.

بنابراین امکان زندگی بر روی مریخ کنونی بسیار کم است اما غیرممکن نیست. احتمالاً گرمای درونی آن به اندازه‌ای هست که لایه زیرین یخ را گرم کند و محیطی نسبتاً مساعد را برای میکروب‌های جان سخت مریخی ایجاد کنند. این باکتری‌ها در صورت وجود در سوخت و سازشان تولیدکننده متان هستند. جالب این است که شواهد اخیر مدارگرد مریخ نشانه‌هایی قطعی از وجود متان در جو مریخ دارد که یا بر اثر واپاشی‌های حاصل از زندگی باکتری‌ها به وجود می‌آیند یا بر اثر فعالیت‌های پیوسته آتشفشانی در جو پخش می‌شوند. این که آیا در دوره ابتدایی مریخ حیات شکل گرفته‌است یا حتی هنوز هم باکتری‌هایی زیر لایه‌های سطحی آن- جایی که احتمالاً آب مایع وجود دارد- زنده مانده‌اند هنوز بی پاسخ مانده‌است و جواب قطعی آن طی کاوش‌های آینده حاصل می‌شود.

(شهاب سنگ مریخی ALH۸۴۰۰۱ که ۱۳۰۰۰ سال پیش در قطب جنوب سقوط کرده‌است. در بزرگنمایی ۱۰۰ هزار برابر با میکروسکوپ الکترونی، ساختارهای کرم مانندی دیده می‌شود که دانشمندان آنها را مشابه سنگواره‌های زیست ابتدایی می‌دانند. اما هیچ چیز هنوز قطعی نیست.) بنابراین هر دو سیاره موجود در کمربند حیات را بررسی کردیم. (البته غیر از زمین) اما ممکن است در هر منظومه کمربندهای حیات متعددی وجود داشته باشد یعنی قلمرو حیات ابتدایی محدود به کمربند حیات دور هر ستاره نیست. اگر سیاره‌ای گازی اقماری بزرگ داشته باشد، نیروی جذر و مدی میان سیاره و اقمار درون این اقمار را گرم می‌کند. یعنی حتی اگر سیاره و قمرش نزدیک ستاره‌ای هم نباشند، انرژی مورد نیاز حیات ابتدایی تأمین خواهد شد.

۲- اروپا: سطح این قمر مشتری را اقیانوسی نیمه عمیق از آب فراگرفته و روی آن را لایه‌ای یخ ضخیم که شاید ضخامت آن ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر باشد، پوشانیده‌است و این لایه یخ به دلایل مجاورت با خلأ همواره در حال شکست و ترمیم است. این قمر هم اندازه ماه زمین است و منبع گرمایی درونی آن در اثر مکش گرانشی مشتری و دیگر قمرها بر اروپا به وجود آمده‌است. این گرما یخ‌های زیرین را ذوب می‌کند، در عین حال فشار یخ‌ها باعث می‌شود آب بخار نشود، در نتیجه ممکن است نوعی از حیات در آب زیرین شکل گرفته باشد. شکلی از حیات که متفاوت از حیات شناخته شده زمین خواهد بود. چون ژرفای یخ به حدی است که نور خورشیدی از آن نمی‌گذرد بر همین اساس حیات وابسته به نور خورشید نمی‌تواند در آنجا شکل بگیرد. اینکه آیا حیاتی در آنجا آغاز شده و تا کجا متحول شده‌است را نمی‌دانیم. با شروع ماموریت مدارگرد جیمو (JIMO) و مطالعه قمرهای یخی مشتری، اطلاعات نسبتاً کامل تری را درباره احتمال حیات در اروپا به دست خواهیم آورد. تنها زمانی می‌توانیم با قطعیت از حیات در اروپا صحبت کنیم که ناسا موفق شود کاوشگری را به اروپا بفرستد و با سوراخ کردن یخ‌ها، حیات دریایی را آزمایش کند که این امر با توجه به شرایط و ضخامت یخ به زودی امکان‌پذیر نیست.

(سطح یخی اروپا، شیارهای موجود یخ‌های ترک خورده سطح اروپا را از دید فضاپیمای گالیله در سال ۱۹۹۸ نشان می‌دهد.) ۳- تیتان: این قمر با قطری معادل ۵۱۵۰ کیلومتر دومین قمر بزرگ منظومه شمسی و حتی از سیاره‌های پلوتون و عطارد نیز بزرگ تر است. اما مهم‌ترین ویژگی آن وجود جو قابل توجه آن است که از نظر ترکیبات و فشار سطحی به زمین بسیار شبیه‌است. جو هر دو از نیتروژن (۱۷ درصد برای زمین و ۹۰ تا ۹۷ درصد برای تیتان) تشکیل شده و فشار جو در تیتان ۵/۱ برابر فشار جو در زمین است. البته دومین گاز فراوان در زمین اکسیژن و در تیتان متان است.

دورتا دور جو تیتان تا ارتفاع ۷۰۰ کیلومتری سطح غباری از ذرات متان وجود دارد. در عکس‌هایی که کاسینی اخیراً از این قمر بااهمیت گرفته نواحی تیره و روشن بسیاری دیده می‌شد. نواحی تیره احتمالاً دریاهای اتان و متان هستند که در دمای ۱۷۹- درجه سطح تیتان به وجود آمده‌اند و نواحی روشن باید قاره‌هایی بر سطح آن باشند. به دلیل دمای بسیار کم تیتان، احتمال وجود حیات در آن وجود ندارد اما این قمر ترکیبات آلی یعنی بلوک‌های سازنده حیات را در خود جای داده‌است. بنابراین نمونه‌ای عالی برای بررسی شرایط آغازین حیات است، یعنی چیزی شبیه زمین در ۵/۴ میلیارد سال پیش که اکنون می‌توان سیر تکوین حیات را بر روی نمونه‌ای آزمایشگاهی مطالعه کرد.

حال چگونه بر روی چنین قمری با اوضاع محیطی نه چندان مساعد حیات شکل می‌گیرد؟ تیتان یکی از مهم‌ترین عامل‌ها را دارا است و آن جوی پایدار است که مانند یک حفاظ محیط درون قمر را از فضای بیرون آن جدا می‌کند. مورد بعدی مانند پیدایش حیات ابتدایی بر روی زمین است. پرتوهای فرابنفش در برخورد با تیتان باعث شکسته شدن مولکول‌های نیتروژن، متان و سایر مولکول‌ها می‌شود و در نتیجه ترکیبات آلی بعدی شکل می‌گیرد. در نهایت چگالی ابرها به حدی می‌شود که امکان ریزش باران‌های هیدروکربنی را روی قمر بالا می‌برد که در صورت روی دادن این پدیده مهم، دریاچه‌ها و رودهایی از ترکیبات آلی سطح این قمر را می‌پوشاند. بنابراین شرایط حیات ابتدایی در مجاورت مولکول‌های آلی مساعد تر می‌شود و در آن صورت ما شاهد آن چیزی خواهیم بود که در حدود ۵/۴ میلیارد سال پیش در زمین آغاز شده‌است، تاکنون به چنین موجودات هوشمندی ختم شود. بسیاری از این حدسیات بعد از فرود هویگنس و تجزیه و تحلیل کامل داده‌های ارسالی آن قطعی خواهد شد.

با توجه به آنچه در بالا ذکر شد می‌بینیم احتمال این که در جای دیگری از منظومه شمسی هم بتواند شکل بگیرد صفر نیست. چنانچه شواهد حاکی از آن است که در زمانی دوردست در مریخ حیاتی ابتدایی وجود داشته و اکنون ممکن است در قمر اروپا ایجاد شده باشد و در آینده‌ای دور هم احتمال ایجاد آن بر تیتان وجود دارد، پس باید امیدوار باشیم که ما در این کیهان تنها نخواهیم بود.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱۸
 

آب و هوا و بیابانزدایی                

آب و هوا و بیابان
طبق برآورد کنفرانس بیابان زایی سازمان ملل (UNCOD) پدیده بیابان زایی در آینده بیش از 785 میلیون نفر انسان ساکن در مناطق خشک را که معادل 7/17 درصد جمعیت کل جهان می باشد، تهدید می کند. از این تعداد 60 تا 100 میلیون نفر به وطور مستقیم بعلت کاهش حاصلخیزی اراضی و دیگر فرایند های بیابان زایی تحت تأثیر قرار می گیرد (مشکوه، 1377) . بیابان زایی می تواند در همه شرایط اقلیمی بوقوع بپیوندد و شدت آن بستگی به رژیم طبیعی آن منطقه دارد. ئرمناطقی با اقلیم گرم و خشک، فرایند بیابان زایی می تواند سرعت پیدا کند و به صورت فاجعه درآید. این فرایند همواره با تخریب خاک و منابع آب، پوشش گیاهی و دیگر منابع در شرایط تنش طبیعی و اکولوژیکی همراه است.
تعریف بیابانزایی:
(1977 و man) ، بیابان زایی را فرایندی می داند که باعث تغییرات اساسی در یک اکوسیستم می شود و شرایط را از حالت نسبتاً غیر بیابانی به حالت بیابانی تبدیل می کنند.
(sen & sharmcl 1995)، بیابان زایی را افزایش فشار انسان در سیستم استفاده از اکوسیستم های حساس می داند که باعث کاهش بازدهی تولید و عدم برگشت پذیری می گردد.
گرنجر چهار دلیل را برای بیابان زایی نام می برد که با افزایش جمعیت بشری شدید تر می شود که عبارتند از: 1- کشت بیش از حد محصولات کشاورزی 2- جنگل تراشی 3- چرای بیش از حد 4- آبیاری نامناسب که این عوامل به روی آب و هوای منطقه تأثیر داشته و منجر به بیابانزایی می گردد.
آب و هوا دو عنصر اصلی محیط زیست پیرامون ما انسانها می باشند. در کشور ما اگر چه آلودگی آب نیز وجود دارد ولی هنوز به حد بحرانی نرسیده است. اما در مورد هوا وضع متفاوت است و اکنون شرایط در حد بحرانی رسیده است.
در سطح جهانی، بررسی پدیده النینو اثر آلودگی هوا بر تغییرات اقلیم را به اثبات رسانده است. آلودگی هوا علاوه بر اینکه به طور مستقیم باعث بروز بیماریهای مختلف در موجودات زنده می گردد به طور غیر مستقیم باعث بروز خشکسالیهای وسیع و مستمر گردیده است. تولید گازهای موثر در پدیده گلخانه ای زمین توسط کشورهای صنعتی موجب بروز اختلالات گسترده در اقلیم جهانی گشته است .
تغییر اقلیم و خشکسالی
اثبات وقوع پدیده تغییر اقلیم (change climate)، در سطح جهان به سهولت امکان پذیر نیست و نیازمند بررسی های جامع و طولانی مدت رب آمارهایی از پارامترهای است، هر چند روند گرمتر شدن دمای سطح زمین و افزایش غلظت گاز co2 تقریباً قطعی می نماید.
سناریوهای تغییر اقلیمی در چرخه آبشناسی نمود کاملاً بارزی می یابند. چرا که تمامی اجزاء آن تحت تأثیر تغییرات حاصله در میزان تبادلات انرژی و جرم قرار می گیرند. نوسان منابع آبی به طرز قابل ملاحظه ای تابع تغییرات اقلیمی است، چرا که نیاز به این منابع تبخیر   و تعرق در شرایط گرمتر، خشک تر و آفتابی تر بیشتر می شود. به عنوان مثال بر اساس گزارشات منتشره در سال 1996، مناطق جنوب انگلیس در سال 2050 شدیداً مستعد وقوع خشکسالی بوده ولی مناطق شمالی به مراتب مرطوب تر شده و سیل در آنجا مشکل زا خواهد شد.
بررسی ها نشان داده است، غلظت گاز کربنیک و سایر گازهادر اتمسفر از نیمه دوم قرن نوزدهم افزایش یافته است . میزان غلظت co2 ازسال 1958 تا 1988 حدود 35 درصد فزونی یافته است. Boult و همکاران در سال 1988 اثر دو برابر شدن غلظت co2 را بر روی عوامل هیدرولوژیکی از قبلی تبخیر   و تعریق پتانسیل، رطوبت خاک، تجمع برف، ذخیره آب زیر زمینی، رواناب و بیلان آبی در سه حوزه بلژیک مطالعه کردند. نتایج نشان داد که تبخیر   و تعرق پتانسیل، درصد رطوبت خاک و میزان ذخیره آبهای زیر زمینی در حوزه هایی با نفوذ پذیری زیاد افزایش یافته است. Mitchel در سال 1989 نشان داد که در اثر دو برابر شدنco2، درجه حرارت بین 8/2 تا 2/5 کلوین و بارندگی بین 1/7 تا 15 درصد افزایش می یابد، ولی افزایش بارندگی در مناطق مختلف یکسان نیست. اگر نرخ افزایش گاز کربنیک ثابت بماند، میزان co2 در سال 2035 به جای ppm360 فعلی به ppm420 خواهد رسید. افزایش گاز کربنیک باعث افزایش درجه حرارت و رطوبت مطلق در لایه های هوای نزدیک سطح زمین می گردد. هر چند با دو برابر شدن co2،میزان بارندگی افزایش می یابد ولی افزایش بارندگی در نقاط مختلف یکسان نیست. در مناطقی با عرض جغرافیایی زیاد بطور کلی میزان بارندگی و رواناب افزایش می یابد ولی در مناطق با عرض جغرافیایی کم بارندگی بسته به منطقه افزایش یا کاهش نشان می دهد.
بطور کلی می توان از تحقیقات انجام شده چنین نتیجه گرفت که:
میزان گاز کربنیک و سایر گازها ی موجود در اتمسفر (نظیر متان، CFC) بعد از انقلاب صنعتی افزایش یافته است . مدلهای شبیه سازی مختلف نشان داده اند که با افزایش گاز کربنیک شرایط هیدرولوژیکی از قبیل بارندگی، درجه حرارت و تبخیر   و تعرق و رواناب و ... تغییر می کندکه به تبع آن وقوع یا عدم خشکسالی نیز قابل بررسی است .
عنوان پیوند نوسانات آب و هوایی و بیابان زایی
نوسانهای آب و هوایی که باعث بیابان زایی میشود، بیشتر به کاهش میزان بارندگی، رطوبت، افزایش دما به ویژه در تابستان، افزایش میزان خشکی، تبخیر   و تعرق، وزش بادهای گرم و سوزان و کاهش پوشش گیاهی (بر اثر وزش باد ) ارتباط می یابند.
حتی بر اثر نوسانات آب و هوایی، طغیان جانوران و حشرات و آفات به برخی سرزمین ها از جمله ملخ ها به شمال شرقی قاره آفریقا نیز اعمال شده است که سیر قهقرایی محیط زیست را به همراه داشته است.
بطور کلی می توان به علل عمده زیر برای وقوع خشکسالی و بیابان زایی اشاره کرد:
استقرار سلولهای پرفشار جنب گرمسیری با دامنه نوسان بین عرض های 20 و 40
عامل بری بودن
عدم صعود و جابجایی شدید هوا
جریانات دریایی سرد و بالاراندگی آبها
وزش بادهای گرم سوزان
موانع کوهستانی
استقرار کم فشار حرارتی
باد و آب به عنوان دو عامل اقلیمی که دارای تغییرات و نوسانات نسبتاً زیادی هستند در شکل گیری مناطق خشک و بیابانی و ژئومورفولوژی آنها نقش بسزائی را ایفا می کند.
وقوع پدیده فرسایش آبی و بادی در گسترش بیابانها و از دست رفتن خاکهای سطح الارضی حاصلخیز نقش عمده ای داشته و تبعات منفی خشکسالی را تشدید می نماید.


تغییر شرایط آب و هوایی و بیابان زایی:
کارشناسان محیط زیست، علت اصلی افزایش گردو غبار در شهرهای ایران را توسعه پدیده بیابان زایی می دانند: « مهم ترین علت، پدیده ی بیابان زایی و رشد بیابان زایی در عراق است. اتفاقاتی که بعد از جنگ عراق و کویت افتاد و تخریب شدید مجموعه تالاب های بین النهرین، در حد فاصل بین مرز ایران و عراق، از علت های عمده است. ما در آنجا یک زیستگاه تالابی داشتیم که یکی از مهم ترین تالاب های منطقه ای خاور میانه بود. ولی امروز در آنجا حدود 500 هزار هکتار بیابان داریم .


دولت های ترکیه و عراق بیش از 30 سد در مسیر رودخانه های دجله و فرات ساختند و باعث شدند که تالاب بین النهرین (هور العظیم) خشک شود. 500 هزار هکتار بیابان در آنجا درست شده که تنها یک وزش باد می تواند تمام این گرد و غبار را با خودش حمل کند.
بهترین راه مبارزه:
دو راهکار اصلی می تواند کمک کننده باشد: « نخست اینکه در مبدا ایجاد توفان های شن تا جایی که امکان پذیر هست گیاهان و درختانی بکاریم که بتوانند با حداقل مصرف آب، خودشان را با آن آب و هوا تطبیق دهنده و راه دیگر مالچ پاشی است .»
مالچ پاشی استفاده از مشتقات نفتی (مالچ یا قیر معطر) به منظور تثبیت ماسه های روان در مناطق منشاء یا انتقال تپه های ماسه ای است.
« مالچ یک نوع نفت سنگین است مثل نفت کوره که این نفت کوره را در سطح بیابان اسپری می کنند. این باعث می شود که این ماده نشست پیدا کنند و این ذرات با وزش باد در هوا ایروسل و پراکنده نشوند.»

لزوم همکاری های بین المللی:
بی توجهی کشورهای عرب به کنوانسیون بیابان زدایی خصوصاً ناتوانی دولت عراق برای بیابان زدایی و برخورد با این پدیده نیز باید به طور جد تعقیب شود، ضمن آن که سازمان ملل متحد نیز باید در این مجمع حضوری فعال داشته باشند.
واقعیت این است که پدیده گرد و غبار نه یک حادثه گذراست و نه یک واقعه موقت، بلکه گرد و غبار و آلودگی هوا که اغلب منشاء ان تغییر شرایط آب و هوایی و اقلیمی کشورهای همسایه به ویژه عربستان و عراق است، به میهمان همیشگی کشور تبدیل شده و بسیاری از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را مختل کرده است اما از آن جا که ایران عضو کنوانسیون جهانی مبارزه با بیابان زایی است، شایسته است مقامات مسئول به کمک دیگر اعضا پیش از آن که میزان خسارات زیاد شود، برای مقابله با آن چاره اندیشی کنند.
سایه سنگین گرد و غبار بر شهرهای ایران
گرد و غبار بی سابقه برای اولین بار مراکز و آموزشی استان تهران و قم را به دلیل غلظت بالای گرد و غبار روز سه شنبه، 16 تیر، و چهارشنبه 17 تیر ماه 88 به تعطیلی کشاند معضل گرد و غبار در حالی بالا گرفت که الودگی شدید هوای پایتخت و شهرهای بزرگ را فرا گرفته بود.
میزان ذرات معلق در هوای تهران به حدود نه برابر مجاز رسید، در برخی از شهرها مانند اهواز ایم میزان به 15 برابر حد مجاز نزدیک شد در قم میزان آلودگی علاوه بر ذرات فراگیر و برون مرزی (ریز گرد عربی) با تشدید الودگی هوای ناشی از وجود کوره های سنتی و صنعتی گچ و آهک و آجر و واحد های سنگبری و سنگ کوبی که از جمله واحدهای مستقر در استان میباشند و خود تأثیر به سزایی در ایجاد گرد و غبار دارند همچنین دود ناشی از خودروها و صنایع به مرز 6 برابر حد مجاز استاندارد زیست محیطی رسید.

 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱۸
 

آب و هوا و بیابانزدایی                

آب و هوا و بیابان
طبق برآورد کنفرانس بیابان زایی سازمان ملل (UNCOD) پدیده بیابان زایی در آینده بیش از 785 میلیون نفر انسان ساکن در مناطق خشک را که معادل 7/17 درصد جمعیت کل جهان می باشد، تهدید می کند. از این تعداد 60 تا 100 میلیون نفر به وطور مستقیم بعلت کاهش حاصلخیزی اراضی و دیگر فرایند های بیابان زایی تحت تأثیر قرار می گیرد (مشکوه، 1377) . بیابان زایی می تواند در همه شرایط اقلیمی بوقوع بپیوندد و شدت آن بستگی به رژیم طبیعی آن منطقه دارد. ئرمناطقی با اقلیم گرم و خشک، فرایند بیابان زایی می تواند سرعت پیدا کند و به صورت فاجعه درآید. این فرایند همواره با تخریب خاک و منابع آب، پوشش گیاهی و دیگر منابع در شرایط تنش طبیعی و اکولوژیکی همراه است.
تعریف بیابانزایی:
(1977 و man) ، بیابان زایی را فرایندی می داند که باعث تغییرات اساسی در یک اکوسیستم می شود و شرایط را از حالت نسبتاً غیر بیابانی به حالت بیابانی تبدیل می کنند.
(sen & sharmcl 1995)، بیابان زایی را افزایش فشار انسان در سیستم استفاده از اکوسیستم های حساس می داند که باعث کاهش بازدهی تولید و عدم برگشت پذیری می گردد.
گرنجر چهار دلیل را برای بیابان زایی نام می برد که با افزایش جمعیت بشری شدید تر می شود که عبارتند از: 1- کشت بیش از حد محصولات کشاورزی 2- جنگل تراشی 3- چرای بیش از حد 4- آبیاری نامناسب که این عوامل به روی آب و هوای منطقه تأثیر داشته و منجر به بیابانزایی می گردد.
آب و هوا دو عنصر اصلی محیط زیست پیرامون ما انسانها می باشند. در کشور ما اگر چه آلودگی آب نیز وجود دارد ولی هنوز به حد بحرانی نرسیده است. اما در مورد هوا وضع متفاوت است و اکنون شرایط در حد بحرانی رسیده است.
در سطح جهانی، بررسی پدیده النینو اثر آلودگی هوا بر تغییرات اقلیم را به اثبات رسانده است. آلودگی هوا علاوه بر اینکه به طور مستقیم باعث بروز بیماریهای مختلف در موجودات زنده می گردد به طور غیر مستقیم باعث بروز خشکسالیهای وسیع و مستمر گردیده است. تولید گازهای موثر در پدیده گلخانه ای زمین توسط کشورهای صنعتی موجب بروز اختلالات گسترده در اقلیم جهانی گشته است .
تغییر اقلیم و خشکسالی
اثبات وقوع پدیده تغییر اقلیم (change climate)، در سطح جهان به سهولت امکان پذیر نیست و نیازمند بررسی های جامع و طولانی مدت رب آمارهایی از پارامترهای است، هر چند روند گرمتر شدن دمای سطح زمین و افزایش غلظت گاز co2 تقریباً قطعی می نماید.
سناریوهای تغییر اقلیمی در چرخه آبشناسی نمود کاملاً بارزی می یابند. چرا که تمامی اجزاء آن تحت تأثیر تغییرات حاصله در میزان تبادلات انرژی و جرم قرار می گیرند. نوسان منابع آبی به طرز قابل ملاحظه ای تابع تغییرات اقلیمی است، چرا که نیاز به این منابع تبخیر   و تعرق در شرایط گرمتر، خشک تر و آفتابی تر بیشتر می شود. به عنوان مثال بر اساس گزارشات منتشره در سال 1996، مناطق جنوب انگلیس در سال 2050 شدیداً مستعد وقوع خشکسالی بوده ولی مناطق شمالی به مراتب مرطوب تر شده و سیل در آنجا مشکل زا خواهد شد.
بررسی ها نشان داده است، غلظت گاز کربنیک و سایر گازهادر اتمسفر از نیمه دوم قرن نوزدهم افزایش یافته است . میزان غلظت co2 ازسال 1958 تا 1988 حدود 35 درصد فزونی یافته است. Boult و همکاران در سال 1988 اثر دو برابر شدن غلظت co2 را بر روی عوامل هیدرولوژیکی از قبلی تبخیر   و تعریق پتانسیل، رطوبت خاک، تجمع برف، ذخیره آب زیر زمینی، رواناب و بیلان آبی در سه حوزه بلژیک مطالعه کردند. نتایج نشان داد که تبخیر   و تعرق پتانسیل، درصد رطوبت خاک و میزان ذخیره آبهای زیر زمینی در حوزه هایی با نفوذ پذیری زیاد افزایش یافته است. Mitchel در سال 1989 نشان داد که در اثر دو برابر شدنco2، درجه حرارت بین 8/2 تا 2/5 کلوین و بارندگی بین 1/7 تا 15 درصد افزایش می یابد، ولی افزایش بارندگی در مناطق مختلف یکسان نیست. اگر نرخ افزایش گاز کربنیک ثابت بماند، میزان co2 در سال 2035 به جای ppm360 فعلی به ppm420 خواهد رسید. افزایش گاز کربنیک باعث افزایش درجه حرارت و رطوبت مطلق در لایه های هوای نزدیک سطح زمین می گردد. هر چند با دو برابر شدن co2،میزان بارندگی افزایش می یابد ولی افزایش بارندگی در نقاط مختلف یکسان نیست. در مناطقی با عرض جغرافیایی زیاد بطور کلی میزان بارندگی و رواناب افزایش می یابد ولی در مناطق با عرض جغرافیایی کم بارندگی بسته به منطقه افزایش یا کاهش نشان می دهد.
بطور کلی می توان از تحقیقات انجام شده چنین نتیجه گرفت که:
میزان گاز کربنیک و سایر گازها ی موجود در اتمسفر (نظیر متان، CFC) بعد از انقلاب صنعتی افزایش یافته است . مدلهای شبیه سازی مختلف نشان داده اند که با افزایش گاز کربنیک شرایط هیدرولوژیکی از قبیل بارندگی، درجه حرارت و تبخیر   و تعرق و رواناب و ... تغییر می کندکه به تبع آن وقوع یا عدم خشکسالی نیز قابل بررسی است .
عنوان پیوند نوسانات آب و هوایی و بیابان زایی
نوسانهای آب و هوایی که باعث بیابان زایی میشود، بیشتر به کاهش میزان بارندگی، رطوبت، افزایش دما به ویژه در تابستان، افزایش میزان خشکی، تبخیر   و تعرق، وزش بادهای گرم و سوزان و کاهش پوشش گیاهی (بر اثر وزش باد ) ارتباط می یابند.
حتی بر اثر نوسانات آب و هوایی، طغیان جانوران و حشرات و آفات به برخی سرزمین ها از جمله ملخ ها به شمال شرقی قاره آفریقا نیز اعمال شده است که سیر قهقرایی محیط زیست را به همراه داشته است.
بطور کلی می توان به علل عمده زیر برای وقوع خشکسالی و بیابان زایی اشاره کرد:
استقرار سلولهای پرفشار جنب گرمسیری با دامنه نوسان بین عرض های 20 و 40
عامل بری بودن
عدم صعود و جابجایی شدید هوا
جریانات دریایی سرد و بالاراندگی آبها
وزش بادهای گرم سوزان
موانع کوهستانی
استقرار کم فشار حرارتی
باد و آب به عنوان دو عامل اقلیمی که دارای تغییرات و نوسانات نسبتاً زیادی هستند در شکل گیری مناطق خشک و بیابانی و ژئومورفولوژی آنها نقش بسزائی را ایفا می کند.
وقوع پدیده فرسایش آبی و بادی در گسترش بیابانها و از دست رفتن خاکهای سطح الارضی حاصلخیز نقش عمده ای داشته و تبعات منفی خشکسالی را تشدید می نماید.


تغییر شرایط آب و هوایی و بیابان زایی:
کارشناسان محیط زیست، علت اصلی افزایش گردو غبار در شهرهای ایران را توسعه پدیده بیابان زایی می دانند: « مهم ترین علت، پدیده ی بیابان زایی و رشد بیابان زایی در عراق است. اتفاقاتی که بعد از جنگ عراق و کویت افتاد و تخریب شدید مجموعه تالاب های بین النهرین، در حد فاصل بین مرز ایران و عراق، از علت های عمده است. ما در آنجا یک زیستگاه تالابی داشتیم که یکی از مهم ترین تالاب های منطقه ای خاور میانه بود. ولی امروز در آنجا حدود 500 هزار هکتار بیابان داریم .


دولت های ترکیه و عراق بیش از 30 سد در مسیر رودخانه های دجله و فرات ساختند و باعث شدند که تالاب بین النهرین (هور العظیم) خشک شود. 500 هزار هکتار بیابان در آنجا درست شده که تنها یک وزش باد می تواند تمام این گرد و غبار را با خودش حمل کند.
بهترین راه مبارزه:
دو راهکار اصلی می تواند کمک کننده باشد: « نخست اینکه در مبدا ایجاد توفان های شن تا جایی که امکان پذیر هست گیاهان و درختانی بکاریم که بتوانند با حداقل مصرف آب، خودشان را با آن آب و هوا تطبیق دهنده و راه دیگر مالچ پاشی است .»
مالچ پاشی استفاده از مشتقات نفتی (مالچ یا قیر معطر) به منظور تثبیت ماسه های روان در مناطق منشاء یا انتقال تپه های ماسه ای است.
« مالچ یک نوع نفت سنگین است مثل نفت کوره که این نفت کوره را در سطح بیابان اسپری می کنند. این باعث می شود که این ماده نشست پیدا کنند و این ذرات با وزش باد در هوا ایروسل و پراکنده نشوند.»

لزوم همکاری های بین المللی:
بی توجهی کشورهای عرب به کنوانسیون بیابان زدایی خصوصاً ناتوانی دولت عراق برای بیابان زدایی و برخورد با این پدیده نیز باید به طور جد تعقیب شود، ضمن آن که سازمان ملل متحد نیز باید در این مجمع حضوری فعال داشته باشند.
واقعیت این است که پدیده گرد و غبار نه یک حادثه گذراست و نه یک واقعه موقت، بلکه گرد و غبار و آلودگی هوا که اغلب منشاء ان تغییر شرایط آب و هوایی و اقلیمی کشورهای همسایه به ویژه عربستان و عراق است، به میهمان همیشگی کشور تبدیل شده و بسیاری از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را مختل کرده است اما از آن جا که ایران عضو کنوانسیون جهانی مبارزه با بیابان زایی است، شایسته است مقامات مسئول به کمک دیگر اعضا پیش از آن که میزان خسارات زیاد شود، برای مقابله با آن چاره اندیشی کنند.
سایه سنگین گرد و غبار بر شهرهای ایران
گرد و غبار بی سابقه برای اولین بار مراکز و آموزشی استان تهران و قم را به دلیل غلظت بالای گرد و غبار روز سه شنبه، 16 تیر، و چهارشنبه 17 تیر ماه 88 به تعطیلی کشاند معضل گرد و غبار در حالی بالا گرفت که الودگی شدید هوای پایتخت و شهرهای بزرگ را فرا گرفته بود.
میزان ذرات معلق در هوای تهران به حدود نه برابر مجاز رسید، در برخی از شهرها مانند اهواز ایم میزان به 15 برابر حد مجاز نزدیک شد در قم میزان آلودگی علاوه بر ذرات فراگیر و برون مرزی (ریز گرد عربی) با تشدید الودگی هوای ناشی از وجود کوره های سنتی و صنعتی گچ و آهک و آجر و واحد های سنگبری و سنگ کوبی که از جمله واحدهای مستقر در استان میباشند و خود تأثیر به سزایی در ایجاد گرد و غبار دارند همچنین دود ناشی از خودروها و صنایع به مرز 6 برابر حد مجاز استاندارد زیست محیطی رسید.

 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۸
 
نقشه اقلیمی ایران

██ معتدل خزری بسیار مرطوب

██ معتدل خزری

██ مدیترانه‌ای با باران بهاره

██ مدیترانه‌ای

██ کوهستانی سرد

██ کوهستانی بسیار سرد

██ نیمه‌بیابانی سرد

██ نیمه‌بیابانی گرم

██ بیابانی خشک

██ بیابانی خشک گرم

██ خشک ساحلی گرم

██ خشک ساحلی

ایران از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصر به فردترین کشورهاست. اختلاف دمای هوادر زمستان میان گرم‌ترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهٔ سانتی گراد می‌رسد.

داغ‌ترین نقطه زمین در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی، در نقطه‌ای در کویر لوت ایران بوده‌است

ایران از لحاظ بارندگی در سطح نیمه‌خشک و خشک است.

آب و هوای ایران متأثر از چندین سامانه‌است:

  1. سامانه پرفشار سیبریایی که با ریزش به عرض‌های جنوبی در نوار شمالی بارش باران و برف و کاهش دما و در سایر نقاط فقط کاهش دما را به همراه دارد.
  2. سامانه باران‌زای مدیترانه‌ای که از سمت غرب وارد ایران می‌شود و موجب ریزش باران یا برف در بسیاری از نقاط غربی و میانی و شرق ایران می‌شود.
  3. سیستم کم فشار جنوبی که در نوار جنوب و جنوب غرب موجب رگبار باران می‌شود.

میزان بارندگی در ایران بسیار متغیر است. در شمال به بیش از ۲۱۱۳ میلیمتر (رشت، ۱۳۸۳) نیز می‌رسد. در نواحی کویری بارش عمدتاً بسیار کم و در حدود ۱۵ میلیمتر است. بارش نواحی شمال غرب و غرب، دامنه‌های جنوبی البرزو شمال شرق تا حدودی قابل توجه (حدود ۵۰۰ میلیمتر) می‌باشد. در سایر نقاط میزان بارش از ۲۰۰ میلیمتر بیشتر نمی‌شود. ایران با مشکلات کم آبی دست و پنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد

اختلاف دمای هوا در ایران در نقاط مختلف زیاد است. در حالی که در فصل زمستان دمای شهرکرددر شب به ۳۰- درجه هم می‌رسد، مردم اهواز هوای تابستانی (۵۰ درجه) را تجربه می‌کنند. هوای سواحل شمالی در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل می‌باشد. نواحی شمال غرب و غرب تابستانهای معتدل و زمستان‌های سرد و نواحی جنوبی تابستان‌هایی به شدت گرم و زمستان‌هایی معتدل دارند.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۸
 
 
نقشه اقلیمی ایران

██ معتدل خزری بسیار مرطوب

██ معتدل خزری

██ مدیترانه‌ای با باران بهاره

██ مدیترانه‌ای

██ کوهستانی سرد

██ کوهستانی بسیار سرد

██ نیمه‌بیابانی سرد

██ نیمه‌بیابانی گرم

██ بیابانی خشک

██ بیابانی خشک گرم

██ خشک ساحلی گرم

██ خشک ساحلی

ایران از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصر به فردترین کشورهاست. اختلاف دمای هوادر زمستان میان گرم‌ترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهٔ سانتی گراد می‌رسد.

داغ‌ترین نقطه زمین در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی، در نقطه‌ای در کویر لوت ایران بوده‌است

ایران از لحاظ بارندگی در سطح نیمه‌خشک و خشک است.

آب و هوای ایران متأثر از چندین سامانه‌است:

  1. سامانه پرفشار سیبریایی که با ریزش به عرض‌های جنوبی در نوار شمالی بارش باران و برف و کاهش دما و در سایر نقاط فقط کاهش دما را به همراه دارد.
  2. سامانه باران‌زای مدیترانه‌ای که از سمت غرب وارد ایران می‌شود و موجب ریزش باران یا برف در بسیاری از نقاط غربی و میانی و شرق ایران می‌شود.
  3. سیستم کم فشار جنوبی که در نوار جنوب و جنوب غرب موجب رگبار باران می‌شود.

میزان بارندگی در ایران بسیار متغیر است. در شمال به بیش از ۲۱۱۳ میلیمتر (رشت، ۱۳۸۳) نیز می‌رسد. در نواحی کویری بارش عمدتاً بسیار کم و در حدود ۱۵ میلیمتر است. بارش نواحی شمال غرب و غرب، دامنه‌های جنوبی البرزو شمال شرق تا حدودی قابل توجه (حدود ۵۰۰ میلیمتر) می‌باشد. در سایر نقاط میزان بارش از ۲۰۰ میلیمتر بیشتر نمی‌شود. ایران با مشکلات کم آبی دست و پنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد

اختلاف دمای هوا در ایران در نقاط مختلف زیاد است. در حالی که در فصل زمستان دمای شهرکرددر شب به ۳۰- درجه هم می‌رسد، مردم اهواز هوای تابستانی (۵۰ درجه) را تجربه می‌کنند. هوای سواحل شمالی در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل می‌باشد. نواحی شمال غرب و غرب تابستانهای معتدل و زمستان‌های سرد و نواحی جنوبی تابستان‌هایی به شدت گرم و زمستان‌هایی معتدل دارند.


 
 
← صفحه بعد