ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢  

انواع فراورده‌های نفت خام و موارد مصرف آنها
بشر از آغاز خلقت بدنبال چیزی بوده است که بتواند از آن حرارت، روشنایی و نیروی لازم برای گرداندن چرخ زندگی خود را فراهم نماید. برای تامین حرارت نخست شاخ و برگ درختان و زغال چوب را که در دسترس داشت، بکار می‌برد. روشنایی لازم را نیز با مشعل‌های چوبی یا چراغهای پیه سوز و رفته رفته با چراغهایی که با روغنهای گیاهی و روغنهای معدنی می‌سوخت، تامین می‌کرد.

زغال سنگ منبع انرژی
بشر کم کم زغال سنگ را کشف نمود. کشف زغال سنگ زندگی بشر را دچار تحولی بزرگ کرد و باعث پیدایش و رشد سریع صنایع گردید. تا اوایل قرن بیستم منبع اصلی انرژی ، زغال سنگ بود. اما بعدها ، انسان دریافت که نفت را که از دیر باز می‌شناخت، و لیکن به مصارف محدود و دیگر می‌رسانید، برای تولید حرارت و انرژی به مراتب از سوختهای جامد بهتر است. از این رو شروع به استخراج نفت از زمین نمود.

نفت اصلی ترین منبع انرژی
امروزه نفت از سایر منابع انرژی و حرارت ، پیشی جسته و مقام نخست را دار است و پیوسته دامنه مصرف آن گسترش می‌یابد. همچنانکه انسان در زندگی پیش می‌رود، احتیاجش به منابع انرژی بیشتر می‌گردد و جوابگوی این تقاضای روز افزون فقط نفت است. وگرنه زغال سنگ و منابع دیگر نیرو نمی‌توانند تکافوی احتیاجات امروزی بشر را بنماید. حتی اگر در سالهای آینده از انرژی هسته‌ای استفاده بعمل آید، باز نفت همچنان سهم و مقام برجسته در تولید نیرو به عهده خواهد داشت.
سوخت مایع و گازی بهتر از سوخت جامد است. به همین سبب بشر برای تهیه سوختهای لازم برای زندگی صنعتی خود ، به نفت روی آورده است.

سوختهای نفتی
تعداد سوختهای نفتی نیز فوق العاده زیاد است. مثلا در پالایشگاه آبادان ، صرفنظر از محصولات دیگر سوختهای گوناگون فراوانی از بنزین هواپیما گرفته تا قیر تهیه می‌شود. ذکر همه این مواد و موارد مصرف آنها امکانپذیر نیست. بنابراین چند مورد مهم و آشنای آن را مثل گاز ، بنزین ، نفت سفید ، نفت دیزل ، روغن و قیر ذکر می کنیم.

گاز
گاز نفت بطور طبیعی همراه نفت خام از زمین بیرون می‌آید و یا بر اثر پالایش و تجزیه اجزای نفت حاصل می‌گردد. گاز نفت انواع گوناگون دارد. برخی از آنها در فشار و دمای عادی گازی شکل هستند. به همین سبب آنها را اصطلاحا گاز خشک می‌گویند. بعضی نیز در این شرایط مایع هستند لذا اصطلاحا آنها را گاز تر می‌نامند. گازهای تر مقدار زیادی بنزین سبک و گرانبها همراه دارند که در موقع پالایش آنها را جدا می‌سازیم. اما گاز خشک یک سوخت حاضر و آماده است.

بنزین
بنزین یکی ازفرآورده‌های سبک نفت است که یا بطور طبیعی با گازهای تر همراه است و یا بر اثر پالایش نفت خام حاصل می‌گردد. در اوایل پیدایش صنعت نفت که هدف پالایشگران فقط تهیه نفت چراغ بود، بنزین مورد مصرفی نداشت. حتی ماده‌ای زائد و خطرناک بشمار می‌رفت. لذا سعی می‌شد که در موقع پالایش حتی المقدور کمتر ، از آن بوجود آید تا آز آسیب آن در امان باشند. اما با اختراع موتورهای احتراقی درونسوز این وضع دگرگون شد و مصرف بنزین آنچنان گسترش یافت که برای تهیه آن ناگزیر شیوه‌ها و دستگاههای پالایش جدیدی پدید آمد. پالایشگران ناگزیر شدند ملکولهای ترکیبات نفتی را شکسته و تغییراتی در آن دهند تا بنزین بوجود آید.

نفت سفید
نفت سفید مایعی بیرنگ و کمی سنگین تر از بنزین است. نفت سفید از آغاز پیدایش صنعت نفت تا ۵۰ سال ، مهمترین فرآورده نفتی بود. نخست بعنوان روغن چراغ بکار می‌رفت و هنوز هم در مواردی برای تولید روشنائی بکار می‌رود. امروزه بیشتر بعنوان منبع تولید نیرو و در برخی توربینهای هواپیما و موتور تراکتورهای مخصوص بکار می‌رود.

سوخت دیزل
نفت دیزل چنانکه از نامش پیداست، بعنوان سوخت در موتورهای دیزلی یعنی موتورهای فشار سوز به مصرف می‌رسد. مقدار گوگرد موجود در این نوع نفت بیش از میزان موجود در نفت سفید است.

روغنهای روان
یکی دیگر از محصولات نفتی ، روغن روان است که بیشتر برای روان نگهداشتن اجزای ماشین آلات به مصرف می‌رسد. میزان روغنهای حاصل از نفت کمتر از ۲ در صد کلیه فرآورده‌های دیگر است. لذا همین میزان روغن نقشی بر جسته و مهم در صنایع و زندگی امروزی ایفا می‌کند. زیرا از قیچی و چرخ خیاطی گرفته تا جرثقیلهای عظیم و ماشین آلات غول پیکر همه برای خوب کار کردن باید روغن مصرف کنند. روغن برای اجزا متحرک ماشین آلات بکار رفته و از اصطکاک و فرسوده شدن آنها جلوگیری می‌کند.

قیر
قیر هیدروکربنی است که معمولا از تقطیر و پالایش نفت خام معینی ته ظرف پالایش بدست می‌آید. وزن مخصوص آن ۱ الی ۱.۳ و نقطه ذوب آن (۱۴۰ - ۱۱۰) درجه سانتیگراد می‌باشد. این ماده بطور طبیعی نیز در برخی از نقاط کره زمین یافت می‌شود. قیر طبیعی بر اثر تراوش نفت خام از روزنه و شکافهای سطح زمین به خارخ و بخار شدن اجزای سبک نفت پدید می‌آید. همین قیر بود که از دیرباز ، مخصوصا در ایران و بین النهرین بعنوان ملاط در ساختمانها و استخرها و یا گازهای دیگر به مصرف می‌رسید.
قیر حاصل تقطیر ، ماده‌ای است سیاه رنگ یا قهوه‌ای سیر که برحسب مقدار اجزای سبکی که در موقع پالایش از نفت خام گرفته می‌شود، ممکن است خیلی سفت یا به درجات مختلف نرم باشد. قیر بر اثر حرارات نرم و آب می‌شود. اما اگر با اکسیژن ترکیب شده باشد بصورت نوعی لاستیک در می‌آید که در آنصورت مثل قیرهای دیگر چندان در مقابل گرما یا در مقابل سرما سفت نمی‌شود.

قطران طبیعی
گروهی از نفت‌های خام دارای گوگرد زیاد ، ویسکوزیته بیشتر و تراکم را قطران طبیعی گویند، که در بعضی مناطق استثنائا آنها را نیز استخراج می‌کنند. قطران در عمق کم زمین و در داخل ماسه‌ها ی نفت دار که به آنها ماسه‌های قطران (Tar SandS) گویند، یافت می‌شود. این قطران‌ها راهنمای خوبی برای پیدا شدن نفت خام محسوب می‌شوند.

موم طبیعی
موم طبیعی بطور کلی از پارافین تشکیل می‌شود و می‌تواند درون لوله‌های حامل نفت نیز از متن تفکیک حاصل می‌کند. این ماده به حالت خمیر یا شکننده و برنگ زرد مایل به قهوه‌ای می‌باشد که دارای وزن مخصوص ۰/۸۴ الی ۰/۹۳ می‌باشد. نقطه ذوب موم طبیعی ۸۵ الی ۱۰۰ بوده و در داخل بنزین ، روغن و محلولهای بیتومینی حل می‌شود.




 
 
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢  

 

تشکیل نفت خام

نفت خام ماده ی سیالی در زیر لایه های زمین است که پس از تشکیل، شروع به حرکت های عمودی و حرکت در شیب زمین می کند. به این عمل مهاجرت نفت خام گویند که از مکان اولیه ی تشکیل خود حرکت کرده و الزاما آن جا باقی نمی ماند و به مناطق مناسب تر دیگر ( از نظر زمین شناسی ) می رود.

 

ایستگاه نهایی نفت خام مکانی به نام نفت گیر است. ( مخازن نفت طبیعی )

 

نفت گیر ها لایه های غیر قابل نفوذ زمین اند که پس از نفوذ نفت به آن ها، نفت نمی تواند به محیط اطراف خود نفوذ کند. منابع آبی هم همین طورند. اصولا لایه های متفاوت زمین به گونه ای هستند که وقتی از مایعی اشباع می شوند، وجود مایع در آن باعث ایجاد جداره ی غیر قابل نفوذ می شوند. نیز می توانند به شکل سنگ هایی یک تخته ای غیر قابل نفوذ باشند. همراه با نفت خام، همیشه آب نمک وجود دارد زیرا از سطح زمین، آب به آن نفوذ می کند. پس از ماندن نفت در نفت گیر ها، مقداری گاز محلول در نفت وجود دارد که باعث پیدایش لایه ی سوم در بالاترین سطح می شود.( لایه ی گاز ) پس در این جا یک سیستم سه لایه ی گاز، نفت و آب نمک وجود دارد.

 

اکتشاف :

 

تشکیل نفت خام

 

چگونه به وجود نفت پی برده اند؟

به خاطر وضع جغرافیایی برخی مناطق، نفت خام به زمین راه پیدا می کرده است. ایرانی ها برای قیر اندود کردن کشتی های جنگی خود از آن به طور کاملا اتفاقی استفاده می کردند. سرخ پوستان آمریکا آن را به صورت چشمه ای جوشان دیدند ( آب آتشین ). در مصر و ایران قدیم نیز منابعی را می شناختند و از آن ها استفاده می کردند اما عمده نبودند. یکی از روش های شناسایی و اکتشاف نفت، مظاهر طبیعی یا آثار سطحی آن است. عکس برداری هوایی نیز در برخی موارد به شناسایی وجود منابع نفت خام کمک می کند. شکل صخره ها، شکل زمین و شکل شکست های زمین برای متخصصین امر آشناست و از روی آن به وجود نفت پی می برند. نوسان سنجی و  ثقل سنجی از شیوه های دیگر شناسایی نفت خام در زیر مناطق اند.

 

اصل کار نوسان سنجی و ثقل سنجی :

 

تشکیل نفت خام

 

اگر چاه عمیقی حفر کنید و انتهای آن را مواد منفجره بگذارید، لرزه های ناشی از انفجار که به لرزه نگار می رسند از لایه های رسوبی متفاوتی عبور کرده و الگوی ( طیف ) ثبت شده ی لرزه نگار، نقشه ی لایه های رسوبی را به ما می دهد. در ثقل سنجی باز هم اصول همین است اما سختی و سفتی زمین را اندازه می گیرند. عامل تعیین کننده ی نهایی و قطعی که به حفر چاه های نمونه منحصر می شود، چاه های باریکی اند که به عمق زمین می روند ( گمانه زنی ). اگر نتیجه ی این کارها منطقه ی نفت خیز را به ما شناساند، به بحث استخراج می رسیم.

 



 
 
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢  
برای اکتشاف نفت ابتدا مدارک ، شواهد و سفرنامه‌ها و همچنین جغرافیای محیط را مورد مطالعه قرار داده و پس از اینکه چاههای آزمایشی حفر کردند و از وجود نفت اطمینان حاصل کردند، شروع به استخراج نفت می‌کنند.
● تاریخچه استخراج نفت
سابقه اکتشاف نفت در ایران به حدود ۴۰۰۰ سال پیش می‌رسد. ایرانیان باستان به عنوان مواد سوختی و قیراندود کردن کشتی‌ها ، ساختمانها و پشت بامها از این مواد استفاده می کردند. نادر شاه در جنگ با سپاهیان هند قیر را آتش زد و مورد استفاده قرار داد.
در بعضی از معابد ایران باستان برای افروختن آتش مقدس از گاز طبیعی استفاده شده و بر اساس یک گزارش تاریخی یک درویش در حوالی باکو چاه نفتی داشته که از فروش آن امرار معاش می‌کرده است.
● عکسبرداری هوایی
اگر در منطقه‌ای به وجود نفت مشکوک شوند از آنجا عکسبرداری هوایی می‌کنند تا پستی و بلندیهای سطح زمین را دقیقا منعکس نمایند. آنگاه عکس را به صورت فتوموزائیک درآورده و با دستگاه استریوسکوپ مورد مطالعه قرار می‌دهند.
● نقشه برداری عملی
برای گویا کردن عکسهای هوایی نقشه برداری از محل ، توسط اکیپی صورت می‌گیرد. فواصل و اختلاف ارتفاع با دستگاه فاصله یاب یا تئودولیت تعیین می‌شود و بدین ترتیب نقطه به نقطه محل مورد نظر مطالعه می‌شود.
● نقشه کشی
اطلاعات بدست آورده را بوسیله دستگاه پانتوگراف در اندازه‌های بزرگتر و یا کوچکتر رسم کرده و همراه با عکسهای هوایی نقشه پانتوگرافی که پستی و بلندیهای سطح زمین را نشان می دهد رسم می کنند.
● آزمایش روی نمونه های سطحی
پس از نمونه برداری ، آنها را شماره گذاری کرده و در کیسه‌های مخصوص به آزمایشگاه می‌فرستند. در آنجا بر روی یک شیشه مستطیل شکلی کمی چسب کانادا قرار داده و مقداری از خرده سنگهای دانه بندی شده را روی آن می‌چسبانند. سپس آنها را سائیده تا ضخامت آن ۰.۲ میلیمتر گردد و نور بتواند از آن عبور کند. این نمونه ها را که اسلاید می‌گویند در زیر میکروسکوپ قرار داده تا از نظر زمین شناسی ، نوع سنگ ، فسیل شناسی ، میکروفسیل شناسی و ساختار زمین مورد بررسی قرار گیرد.
● رسم نقشه زمین شناسی
با در دست داشتن نتایجی که از روی نمونه‌های سطح زمین بدست آمده ، عکسهای هوایی و نقشه‌های توپوگرافی ، نقشه زمین شناسی سطح زمین را رسم می کنند. با داشتن خطوط میزان منحنی ، بعد سوم یا ارتفاعات را هم روی آنها مشخص می‌کنند.
● نقشه ساختمانی زیرزمینی
برای آگاهی نسبت به زیر زمین نیاز به روشهای غیر مستقیم است که یکی از آنها روشهای ژئوفیزیکی است. بوسیله این روشها شکل لایه های زیر زمین را مشخص کرده و می‌توان تا اعماق زیادی اکتشاف غیر مستقیم نمود.
پس از اطمینان از اینکه لایه های اعماق زمین مناسب ایجاد نفت گیر است و در صورتی که ذخیره هیدروکربورهای آن قابل ملاحظه باشد، محل حفر چاه را با علامت روی زمین مشخص کرده و دکل حفاری را در محل بر پا می کنند. عملیات جاده سازی از جاده اصلی تا سر چاه و کارگذاری یک لوله آب به منظور آبرسانی به دستگاههای حفاری نیز انجام می‌شود. دستگاه حفاری قابل حمل بوده و دکلهای بزرگ از چندین قسمت تشکیل شده‌اند که به هنگام استفاده قطعات آن را به هم وصل می‌کنند.
● آزمایش روی نمونه‌های عمقی
در ضمن حفاری خرده سنگهایی که بوسیله گل حفاری به سطح زمین آورده شده‌اند توسط الک‌هایی از گل حفاری جدا شده و برای مطالعه به آزمایشگاه می‌فرستند. آگاهیهای بدست آمده را به عنوان یک داده جدید به سیستم اکتشاف می‌دهند.
● تهیه مقاطع بزرگ
برای تهیه مقاطع بزرگ از یک مته الماسه موجدار توخالی استفاده می شود تا لایه های اعماق زمینی را برش داده و به سطح زمین آورد. روی این لایه ها که به مغزه معروف است عمق را نوشته و برای آزمایش در جعبه‌های مخصوص نگهداری می‌کنند روی این مغزه‌ها دو دسته عملیات انجام می‌گیرد یکی مطالعات مهندسی مخازن یا پتروفیزیکی است که در آن میزان خلل و فرج سنگ را اندازه گیری می کنند، و دیگری مطالعات زمین شناسی است که روی مقاطع نازک آن صورت می‌گیرد. برای این کار اسلایدی به ضخامت ۰.۲ میلیمتر از آن تهیه کرده و به آن آلیزارین یا فروسیانور می‌افزایند تا معلوم شود که نوع سنگ ، آهکی و یا از جنس دولومیت است. در صورتی که سنگ آهکی باشد رنگ اسلاید قهوه‌ای می‌شود.
● نتیجه گیری
نتایج را در جداولی یادداشت کرده و اسلایدهای لایه های مختلف چاه را پس از شماره گذاری در جعبه های مخصوص بایگانی می‌کنند. این جعبه‌ها شناسنامه چاه مربوطه می‌باشند. با انجام آزمایش لحظه به لحظه کار حفاری دنبال شده تا تحت کنترل قرار گیرد. با حفر چاه به ذخیره اطلاعاتی آن منطقه افزوده تر می‌شود تا بالاخره نفت این ماده حیاتی پرارزش در خدمت بشر قرار گیرد. ماده‌ای که پس از مواد غذایی بهترین ارزش را در زندگی بشر امروز دارا می‌باشد.
آفتاب


 
 
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢  

بطور کلی در ابتدای صنعت نفت ، علایم ظاهری نفت یعنی نفت و گازهایی که در سطح زمین وجود داشته ، در اکتشاف نفت موثر بوده است. بعدها مشخص شد که مطالعه لایه‌های مختلف نفت در اکتشاف نفت ، موثر بوده است. اگر لایه نفوذ ناپذیر باشد، احتمال اینکه نفت درآن وجود داشته باشد، وجود دارد. علاوه براین ، مطالعه لایه‌های مختلف و مطالعه خواص فیزیکی و شیمیایی تحت عنوان ژئوفیزیک و ژئوشیمی در اکتشاف نفت موثر بوده است.
● اکتشاف به کمک زمین شناسی
زمین شناسی به ما می‌آموزد که آیا شکل و وضع لایه‌های زیر زمینی در محل مورد نظر برای تشکیل نفتگیر مناسب است یا خیر. در صورتیکه مناسب تشخیص داده شد، به جستجوی مخازن زیرزمینی نفت پرداخته می‌شود.
از این بعد مبنای کار ، تهیه نقشه‌ای از لایه‌های زیرزمینی است. بدین ترتیب که ابتدا عکسهای هوایی گرفته می‌شود و سپس عکسهای هوایی تهیه شده ، بوسیله دوربین مخصوصی به نام استروسکوپ برجسته نشان داده می‌شود. بدین ترتیب ، وضع برآمدگیها و حتی نوع لایه‌ها و عمق و زوایای آن تشخیص داده می‌شود. از روی خصوصیات عکسها ، نقشه زمین شناسی تهیه می‌گردد.
● روشهای ژئوفیزیکی برای شناسایی لایه‌های مختلف زمین
▪ روش ثقل سنجی
با این روش می‌توان به کمک دستگاه مخصوص ، تغییرات قدرت ثقل زمین را در نقاط مختلف اندازه گیری و به این ترتیب تا حدی وضع لایه‌های مختلف را معلوم نمود.
▪ روش لرزه نگاری
با ایجاد زمین لرزه مصنوعی ، ارتعاشاتی به اعماق زمین فرستاده می‌شود و با مطالعه امواج انعکاسی و یا انکساری ، وضع طبقات زیرزمینی را بررسی می‌نمایند. از نظر اینکه سرعت امواج در لایه‌های مختلف متفاوت است (هرچه لایه متراکم تر باشد، سرعت امواج بیشتر است)، روش لرزه نگاری می‌تواند اطلاعاتی به شکل محدود از وضع لایه‌ها را بدست دهد.
▪ روش مغناطیسی
روش مغناطیسی بر مبنای بررسی جهت و شدت میدانهای مغناطیسی قرار دارد. برای این منظور ، از دستگاهی به نام مگنتومتر استفاده می‌شود. چون در قشر زمین ، مقادیری مواد آنی وجود دارد و نیز چون ساختمانها و گسستگی‌های متعدد ، وضع لایه‌ها را نسبت به سطح زمین تغییر می‌دهد و اگر خواص مغناطیسی برخی از این لایه‌ها با لایه‌های دیگر متفاوت باشد، اثر مغناطیسی مختلفی در سطح زمین بوجود می‌آورد.
از این روی ، این عوامل مجموعا یا منفردا مانع از انطباق نصف النهار مغناطیسی بر نصف النهار جغرافیایی می‌شود. تفاوت حاصل را اختلالات مغناطیسی می‌نامند و در نتیجه با مطالعه اختلالات مغناطیسی می‌توان وضع لایه‌ها را بررسی نمود.
▪ روش الکتریکی
روش الکتریکی بر مبنای اندازه گیری مقاومت مخصوص زمین در مقابل امواج الکتریکی در ایستگاههای مختلف قرار دارد.
▪ روش ژئوشیمی
ژئوشیمی علمی است که بطور کلی از شیمی زمین و بطور اختصاصی از مواد متشکله آن صحبت می‌نماید. ژئوشیمی از توزیع و حرکت مواد شیمیایی در داخل زمین در زمان و مکان بحث می‌کند.
گلداشمیت ژئوشیمی را بدین ترتیب تعریف می‌نماید.
اولین نقش ژئوشیمی از یک طرف اندازه گیری کمی ترکیب زمین و مواد متشکله آن است و از طرف دیگر ، کشف قوانینی که توزیع هر یک از مواد را در زمین کنترل می‌نماید.
● هدفهای اصلی ژئوشیمی را می‌توان به شکل زیر خلاصه نمود.
۱) اندازه گیری نسبی و مطلق فراوانی مواد و ایزوتوپها در زمین.
۲) بررسی توزیع و مهاجرت هر یک از مواد در قسمتهای مختلف زمین.
● نتایج بررسیهای لایه‌های زمین با روشهای مختلف
با اطلاعاتی که از لایه‌های مختلف زمین برمبنای روشهای زمین شناسی ، ژئوفیزیکی و ژئوشیمی بدست می‌آید، مواد مختلف موجود در لایه‌های زمین کشف می‌شود و محل و کیفیت نفت خام موجود در لایه‌ها کشف می‌شود و بدین ترتیب با تشخیص محل صحیح نفت و گاز موجود در اعماق زمین می‌توان به حفاری و استخراج این مواد اقدام کرد.



 
 
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢  

سرگذشت زمین

 

۱ ـ آغاز و شکلگیری کائنات:

 

حدود پانزده میلیون سال پیش، در اثر انفجار بزرگی موسوم به بیگ‌بنگ                                           

 

 (Big Bang) جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم متولد شد.

 

۲ـ تولد خورشید و سیارات دیگر:

 

۷ میلیارد سال بعد از واقعه بیگ‌بنگ خورشید و به تدریج طی میلیاردها سال ۹سیاره

 

 اطراف آن ازیکی توده های غباری که در اثر انفجار بزرگ پدید آمده بود و آن را

 

سحابی خورشیدی می نامیدند به وجود آمد .

 

۳- تولد زمین :

 

بسیاری از دانشمندان عقیده دارند که زمین درحدود۴۵۰۰ میلیون سال پیش تشکیل شده است.

 

۴- حیات بر روی زمین :

 

از گذشته تا حال دانشمندان درباره‌ی منشأ حیات و تنوع جانداران تفکر کرده و به دنبال پاسخی

 

می‌گشته‌اند . به همین جهت به دنبال شواهدی بودند .

 

شواهد مطالعه تاریخ حیات جانداران عبارتند از :

 

۱-     لایه های سنگ های رسوبی

 

۲-     فسیل ها

 

یک قانوندرمورد ترتیب قرارگرفتن لایه های رسوبی در سنگ های رسوبی.

 

          لایه های زیرین قدیمی تر از لایه های بالایی هستند .

 

برای مطالعه تاریخچه گذشته زمین سنگ های رسوبی مناسب تر هستند زیرا :

 

۱-     لایه لایه هستند

 

۲-     دارای فسیل هستند .

 

   

 

    ۱-     فسیل ها :

 

واژه فسیل (سنگواره) از کلمه لاتینی فسیلس  fossilis گرفته شده که به

 

معنای درآوردن چیزی از طریق حفاری است.

 

 

موضوعی که مورد مطالعه علم فسیل شناسی قرار می گیرد شامل آثارو

 

بقایای حیوانات و گیاهانی است که زمانی بر روی کره زمین می زیسته اند ،

 

 با این توصیف رد پا حیوانات یا حفره ها و دلان های  موجودات حفّار نیز فسیل محسوب می شوند .

 

علم دیرینه شناسی  (Paleontology)  این علم به شناسائی تمام موجودات زنده

 

  در زمانهای گذشته زمین شناسی با توجه به ساختمان ،‌ روابط ارثی ، رده بندی  و تکامل آنان می پردازد .

 

انواع فسیل شدن:

 

که در این حالت جسد موجود زنده  بدون تجزیه شدن بطور کامل باقی      

 

1- فسیل شدن کامل:‌

 

 می ماند ، مانند فسیل ماموت در یخ های سیبری و فسیل مهره داران  در رسوبات

 

 آغشته به قیر و مواد نفتی  و فسیل شدن حشرات در صمغ های گیاهی .      

 

2- فسیل شدن اعضای سخت:                                                        

 

مانند اسکلت ، صدف و بدنه کیتینی ( در بند پایان).            

 

اکثریت گیاهان و جانوران دارای اعضای سخت بوده و قابل فسیل شدن می‌باشند. دندان و

 

 استخوانهای سخت مهره‌داران اغلب ممکن است بدون کمترین تغییری محافظت شوند.

 

 دیاتومه‌ها و گیاهان آبزی تک‌سلولی با پوسته‌های سیلیسی همگی محافظت شده و به

 

سنگواره تبدیل می‌گردند. گیاهان و دانه‌های گرده دارای کوتیکول (نوعی چربی ) نیز در

 

رسوبات دریائی و قاره ای محفوظ مانده اند . 

 

 3- تبدیل اعضای سخت به مواد دیگر:

 

صدف بی مهرگا ن که در موجود زنده اغلب از کربنات کلسیم است در حالت فسیل شدن با کلسیت یا ترکیبات سیلیسی جای گزین می شود .این جایگزینی می تواند به دو صورت قالب خارجی و قالب داخلی باشد در حالت اول صدف به تدریج حل شده وجای آن به وسیله موادی پر میشود ، این مواد به شکل صدف در می آیند . در حالت دوم تزئینات داخلی صدف از رسوبات نرم پر شده سپس صدف حل شده واز بین می رود و قالب داخلی آن به صورت فسیل بر جا می ماند .

 

 محیط های مناسب برای فسیل شدن :

 

الف- در آب ها :

 

1-     دریاها ( دریاهای کم عمق ) ، دریاچه ها

 

2-     رودخانه ها ، مرداب ها 

 

دلایل :

 

1-     رسوب گذاری شدید . ( امکان دفن سریع تر بقایای جانداران و پوشیده شدن آنها )

 

2-     تعداد و تنوع بیش تر جانداران (امکان فسیل شدن بیش تر می شود .)

 

ب- در خشکی ها :

 

 -  یخچال ها (  به دلیل دمای بسیار پائین و عدم فعالیت تجزیه کنندگان )

 

 - غارها ( عدم وجود رطوبت برای فعالیت تجزیه کنندگان )

 

 - شیره های گیاهی و حوضچه های نفتی ( دارای مواد شیمیایی مضری هستند که تجزیه         کنندگان را ازبین می برند )        

 

- خاکستر های آتشفشانی .

 

موارد استفاده از سنگواره ها:    

 

۱-    تأمین انرژی

 

۲-    تعیین بعضی از مواد معدنی

 

۳-    استفاده از فسیل ها در تشخیص آب و هوا     

 

۴-    استفاده از فسیل ها در تشخیص جغرافیای گذشته زمین:

 

۵-    استفاده از فسیل ها برای پی بردن به چگونگی تغییر شکل ظاهری و ساختمانی جانداران از گذشته تا کنون

 

فسیل ها دو تحول مهم در حیات جانداران را نشان می دهند :

 

هرچه از گذشته به حال نزدیک می شویم 

 

۱-    ساختمان بدن آنها پیچیده تر می شود .

 

۲-     تعداد انواع آنها بیش تر می شود .

 

 

نظریه هایی در توضیح چگونگی تغییرجانداران :

 

1-     نظریه وراثتی شدن صفات اکتسابی (نظریه لامارک)

 

2-    نظریه انتخاب طبیعی  (نظریه داروین )

 

3-    نظریه جهش ( نظریه دووریس )

 

 

- فرضیه لامارک 1829-1744 : (فرضیه توارث صفات اکتسابی)

 

لامارک معتفد بود  با تغییر شرایط محیط در جاندار نیاز جدید ایجاد می شود که برای رفع نیاز خود تلاش بیشتری می کند واز برخی از اعضای بدن خود بیشتر استفاده می کند و از اعضایی که به آن نیاز نداشته باشدکمتر ویا اصلاْ استفاده نمی کند که همین امر سبب تعییر در بدن جاندار می شود

 

 (بوجود آمدن صفت اکتسابی برای سازش با محیط) واین تغییرات به نسل بعد انتقال می یابد

 

 ( ارثی شدن صفت اکتسابی) وجانداربه تدریج تغییر پیدا کرده و تکامل می یابد . مثال معروف لامارک تغییر تدریجی اندازه زرافه ها برای استفاده از درختان بلند تر به هنگام از بینرفتن گیاهان کوتاه تر است.

 

این نظریه توسط وایسمن با آزمایش بر روی 22 نسل  موش مورد تردید جدی قرار گرفت .

 

- نضریه داروین 1882- 1809: ( نظریه انتخاب طبیعی)

 

داروین معتقد به تغییر گونه ها بود . . او کلیه دلایل و برهان‌هایش را در کتابی تحت عنوان

 

 ((اصل انواع))Origin of species  تنظیم کردو در سال 1859  انتشار داد.

 

داروین چگونگی تغییر وتحول گونه ها را اینگونه بیان داشت، تمام موجودات زنده

 

 خیلی بیش تر از آنکه طبیعت بتواند آنها را تغذیه کند، تولید مثل می کنند لذا

 

  طبیعت به خودی خود شمار موجودات زنده از هر گونه را محدود می‌کند، ازآنجا که

 

 افراد گونه ها هریک تفاوت های فردی یا مزیتی دارند ( مثلاًچشمان بهتر، پاهای

 

سریعتر  یا دندان های تیزتر) آنهایی که توانایی سازش با شرایط جدید را دارند باقی می مانند

 

 افراد باقی مانده تفاوت ها یا مزیتهای خود را به نسل های بعد انتقال  می دهند و

 

 به این ترتیب همواره یک جریان آهسته و قدم به قدم گونه ها را تغییر می دهد .

 

 

انتخاب طبیعی:

 

 

به این معنی است که طبیعت جانداران سازگار تر با خود را انتخاب کرده و نسل آنها

 

 را گسترش می دهد بقیه از بین می روند .  

 

اما منشاء تفاوت های فردی چسیت ؟

 

دووریس، جهش یا تغییر ناگهانی صفات را منشاء ایجاد صفات جدید در جاندار می دانست که قابل ارث به نسل بعد است .

 

چگونگی جهش :

 

می دانید صفات ارثی از طریقDNA  ی موجود در کرموزوم های درون هسته انتقال می یابند ، DNA مولکولی است دو رشته ای و بلند و مارپیچ که از هزاران واحد بنام نوکلئوتید ساخته شده است . نوکلئوتید های موجود در ساختار DNA چهار نوع هستند که آنها را با حروف T,C,G و  A نشان می دهند و به تعداد

 

زیاد و ترتیب خاص قرار گرفته اند . هرگونه تغییر در ترتیب این نوکلنوتید ها را

 

جهش گویند که منجر به ایجاد صفت جدید خواهد شد .

 

عوامل ایجاد جهش :

 

  DNA مولکولی با ثبات است اما عواملی مانند مواد رادیواکتیو و مواد شیمیایی می توانند سبب تغییر یا جهش در این مولکول شوند . بیش تر جهش ها مضر هستند .نظریه جهش و انتخاب طبیعی مکمل یکدیگرند به این معنی که :

 

جهش به وجود آورنده تغییر است و انتخاب طبیعی گسترش دهنده ی  آن (جهش مفید ) است .

 

دلایل و شواهد  تغییر گونه ها :

 

الف) فسیل: فسیل ها از بهترین نشانه‌های جریان تکامل موجودات زنده می باشند .

 

ب-  اندام های مشابه  (Homologus): اعضایی در بدن جانوران اوجود دارد که اساس ساختار مشابه ای دارند اما  بنا به شرایط محیطی در نتیجه تکامل

 

 تغییرشکل داده ودر هر جانور کار متفاوتی دارند .مثل اندام دست در مهره داران که در انسان، اسب، پرنده، خزنده ،  استخوان های

 

 مشابه دارد ولی به علت تکامل در هر یک از موجودات مذکور تغییر کرده است .

 

ج)مراحل جنینی مشابه :

 

مراحل رشد جنین از یک سلول تا مرحلة جوانی و یک جانور بالغ تاریخ حیات یک فرد را تشکیل

 

 می دهد. بررسی تاریخ حیات این گونه جانوران مخصوصاً مهره داران نشان می دهند که جنین هر

 

 جانور مراحلی را طی می کند که در آن مراحل خصوصیات اجداد جانور نمایان می شود. مثلاً قورباغه

 

که از دوزیستان است ابتدا در آب تخم ریزی می کند. جنین قورباغه در محیط آب ظاهر می شود.

 

 این جنین ابتدا مانند جنین ماهی است و دارای آبشش می باشد. در مرحله بعد پاها از بدن

 

 جنین جوانه می زند و آبشش تبدیل به شش می شوند و با داشتن پا و شش موجود به خشکی

 

 مهاجرت می کند و به حالت دوزیستی ادامه حیات می دهد.

 

نتایج حاصل از مشاهده وبررسی فسیل ها ، مراحل جنینی جانداران و اندام های مشابه 

 

1- جانداران  از اجداد قدیمی و مشترکی بوجود آمده اند .

 

1-     تغییرات در جمعیت جانداران پدید می آید نه در افراد .

 

2-    زندگی از حالت ساده و ابتدایی به صورت پیچیده تحول یافته است



 
 
ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢  
دوره کامبرین



نام کامبرین از کلمه کامبریا که نام لاتین شهر گال است مشتق گردیده است. سدویک (Sedwick) زمین شناس انگلیسی نام این دوره را به قدیمی‌ترین ته نشینیهایی که حاوی آثار موجودات زنده‌اند، نسبت داده است.

مشخصات دوره کامبرین
دوره کامبرین به سه اشکوب زیرین ، میانی و بالایی تقسیم می‌شود. سن کامبرین از 750 تا 510 میلیون سال قبل است. پیدایش آثار یخچالی در سنگهای رسوبی کامبرین چین و نقاط دیگر نشان می‌دهد که آب و هوای سردی در این نواحی حکم فرما بوده است. مطالعه رسوبات چین خورده کامبرین نشان دهنده آن است که در این دوره بزرگ ناودیسهایی در نقاط مختلفی از اروپا ، آسیا و آمریکا وجود داشته است. بعضی از جانورانی که در تشکیلات کامبرین مشاهده شده‌اند از نظر چینه شناسی اهمیت زیادی ندارند.

چون فسیل این جانوران یا به ندرت یافت شده و یا اینکه به خوبی حفظ نشده‌اند. از این جانوران مرجانها را می‌توان نام برد که تنوع زیادی نداشته و یا آنکه دارای اسکلت سخت نبوده‌اند. خارپوستان نیز در این دوره ظهور نموده‌اند، ولی گوناگونی زیادی نداشته‌اند. از نرمتنان وجود دو کفه‌ایها مشکوک است و از شکم پایان هم جز چند نمونه ساده آثار بیشتری باقی نمانده است.

تقسیمات دوره کامبرین
تقسیمات سیستم کامبرین از سال 1891 توسط والکت (Walcott) به صورت سه قسمتی پیشنهاد گردید که شامل کامبرین زیرین ، میانی و بالایی است. اشکوبهای کامبرین عبارتند از:

*

اشکوب جورجین (Georgian): که وجه تسمیه آن از کلمه جورجیا شهری در آمریکاست و توسط والکت در سال 1891 به کار برده شده است. این اشکوب معادل اشکوب توماشین است. زون تریلوبیت اله نلوس کامبرین زیرین را مشخص می نماید.
*

اشکوب آکادین (Acadian): که نامش از محل آکادی (Acadie) در کانادا گرفته شده است و در سال 1867 توسط داوسون (Dawson) ابداع گردیده است. این اشکوب قسمتی از کامبرین میاین با تریلوبیتهای پرادوکسیدها را شامل می‌شود.
*

اشکوب پوتسدامین (Potsdamian): که شامل ماسه سنگهای پوتسدام نواحی نیویورک است. این اشکوب دارای نبودهای چینه شناسی بوده و نمی‌تواند بطور کامل معرف کامبرین بالایی باشد.

حدود دوره کامبرین

حد زیرین این سیستم با پرکامبرین در ارتباط بوده ، ولی حد بالایی آن از نظر مورچیسون حتی سیلورین زیرین را شامل می‌شده است، اما در سال 1879 لاپ ورث (Lapworth) سیستم اردویسین را ابداع نمود که حد زیرین آن را اشکوب آرنیگین قرار دارد. حد بالایی کامبرین و مرز آن با اردویسین نیز از نظر چینه شناسی متفاوت است.

فسیلهای شاخص کامبرین

تریلوبیتها و همچنین بازوپایان در این دوره دارای اهمیت فوق العاده‌ای بوده‌اند. تریلوبیتها سخت پوستان دریایی هستند که در اوایل دوران پالئوزوئیک ظاهر شده و در اواخر همین دوره از بین رفته‌اند. بدین ترتیب از فسیلهای شاخص این دوران به شمار می‌روند. نام تریلوبیتها به علت تقسیم طولی بدن به سه قسمت است. مهمترین تریلوبیتهای دوره کامبرین عبارتند از: اوله نلوس و جنس هولمیا مشخص کامبرین زیرین و جنس پارادوکسیدس مشخص کامبرین میانی.


 
 
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢  
کنی‌بیر (Conybear) در سال 1822 چینه های زغال‌دار انگلستان را به نام کربنیفر نامیده است.

مشخصات دوره کربنیفر

طول عمر این دوره از 365 تا 290 میلیون سال قبل است. رسوبات مربوط به این زمان در آمریکا به نام دوره‌های می‌سی‌سی‌پین و پنسیلوانین نامگذاری شده است. وجود لایه‌های زغال‌دار بیانگر آن است که آب و هوای این دوره گرم و مرطوب بوده است. در نتیجه آب و هوای مناسب جنگلهای انبوه بوجود آمد. بر اثر بارش فراوان و جاری شدن سیلابهای عظیم قطعات خرد شده درختان بوسیله جریان آب در مناطق مختلف تجمع پیدا کرده و سپس به صورت زغال در آمده است. چون گیاهان کربنیفر در آمریکای شمالی ، سپری ، اروپا و آسیا کاملا شبیه می‌باشند، لذا می‌توان نتیجه گرفت که اختلاف آب و هوایی در تمام سطح زمین وجود نداشته است.

تقسیمات کربنیفر
کربنیفر زیرین


کربنیفر زیرین شامل اشکوبهای تورنزین (Tournaisian) و ویزئن (Visean) می‌باشد.

*

اشکوب تورنزین: نام آن از شیلهای ناحیه تورنی در بلژیک گرفته شده است.
*

اشکوب ویزئن: شامل آهکهای االیتی براکیوپوددار و نامش از ناحیه ویزه (Vise) مشتق شده است.

کربنیفر بالایی
کربنیفر بالایی شامل اشکوبهای نامورین ، وستفالین و استفانین می‌باشد.

* اشکوب نامورین (Namurian): از رسوبات زغال‌دار حوضه نامور (Namar) در آردن بلژیک مشتق شده است و رخساره‌های آن شیلهای رسی و لایه‌های زغالی است.
*

اشکوب وستفالین (Westfalian): این اشکوب در حوضه فرانسه - بلژیک شامل رسوبات گونتاتیت‌دار (Goniatite diadema) است.
*

اشکوب استفانین (Stephanian): به زمینهای زغال‌دار ناحیه سنت اتین در فرانسه اطلاق گردیده است.

فسیلهای دوره کربنیفر
همانطور که اشاره شد رشد و توسعه گیاهان در دوره کربنیفر به حداکثر رسید. گیاهان بازدارنده و نهانزادان آوندی در رسوبات زغال سنگی کربنیفر بر جای مانده است. مهمترین گروههای نهانزادان آوندی عبارتند از:

پکوتپه ریس که از سرخسهای حقیقی هستند. در این گیاهان رگبرگ وسط به خوبی نمایان و رگبرگهای اطراف ساده بوده و یا دسته‌های سه تایی را تشکیل می‌دهند. نوروپتریس قد آن بزرگ و برگهای آن نیز ممکن است به چندین متر برسند. برگچه‌ها شبیه به قلب و رگبرگهای طرفین دو شاخه هستند. اسفنوپتریس ، برگهای آن مضرس و گل آذین نیز دارای کیسه‌های گرده است. لیپید و داندرونها و سی ژیلاریا از گیاهان تنومند دیگری هستند که در کربنیفر ظاهر شدند. کوردائیتها ، از بازدانگانی هستند که در کربنیفر شناخته شده‌اند، ارتفاع این درخت تا40 متر می‌رسیده است.


علاوه بر فسیلهای گیاهی ، براکیوپودها ، کرینوئیدها و بریوزوئرها نیز از فسیلهای مهم این دوره به شمار می‌روند. فوزولینها یکی از میکروفسیلهای شاخص این دوره هستند. بعضی از موجودات از جمله مرجانهای تابولاتا و استرماتوپوروئیدها که در دوره‌های قبلی قسمت مهمی از ریفهای مرجانی را تشکیل می‌داده‌اند در کربنیفر ناپدید شدند. از تعداد تریلوبیتها نیز در این دوره کاسته شده است.

حدود دوره کربنیفر

حد زیرین سیستم کربنیفر با رسوبات دومین بطور ممتد توسط رسوبات دریایی مشخص است و از نظر بیوستراتی گرافی به نامه تصمیم کنگره بین المللی چینه شناسی کربنیفر (سال 1935) ظهور گونیاتیتی به نام Gattendorfa Sabinvoluta مشخص قاعده کربنیفر است، ولی به نظر می‌رسد که بهترین مقطع معرف مرز دونین - کربنیفر در حوضه رسوبی دینان در اروپای غربی واقع است. حدود دونین - کربنیفر با مطالعه میکروفسیلهای شاخص از قبیل فرامنیفرا و مخصوصا کنودونت‌ها نیز امکان پذیر است. حد فوقانی این دوره نیز با میکروفسیلهای شواژرین و دو کفه‌ای پالئودونتا شناخته شده است.

کوهزاییهای مهم از کربنیفر

در این دوره جنبشهای کوهزایی مهمی بوقوع پیوسته و در نتیجه آن رشته کوههای هرسی‌نین تشکیل گردیده است. این رشته کوهها از آمریکای شمالی تا نواحی اورال کشیده شده است. این کوهزایی باعث تغییرات مهمی در موجودات زنده گردیده است. چرخه کوهزایی فوق دارای دو جهت است، یکی در جهت شمال غرب - جنوب شرق به نام آرموریکن (Armorican) و دیگری جنوب غربی - شمال شرقی به نام وارسیک (Varisque) و هر دو روی هم به نام آرموواریسک معروفند.


 
 
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢  

پالئوزئیک از دو کلمه یونانی پالئوس (Palaios) به معنی قدیمی و زئون (Zoan) به معنی موجود زنده مشتق شده است. طول این دوران حدود 340 میلیون سال است. دوران پالئوزوئیک طولانی ترین دورانهای فانروزوئیک (حیات اشکار) می‌باشد. به علت اینکه موجودات زنده دوران پالئوزوئیک دارای ساختمان بدنی ساده تر از موجودات زنده دورانهای بعدی داشته‌اند به آن دوران دیرینه زیستی می‌گویند.

از نظر زیست چینه‌ای و گسترش و تنوع موجودات زنده ، اکثریت گروههای بی‌مهرگان در پالئوزوئیک پسین وجود داشته‌اند. مهره داران بجز پرندگان و پستانداران نیز در این ظهور کرده‌اند. دوران پالئوزوئیک را به شش دوره کامبرین ، اردیسین ، سیلورین ، دونین ، کربونیفر و پرمین تقسیم نموده‌اند.

کامبرین

نام کامبرین از کلمه کامبرین که نام لاتین شهر گال است مشتق گردیده است. دوره کامبرین به سه دسته اشکوب زیرین ، میانی و بالایی تقسیم می‌شود. سن کامبرین از 570 تا 510 میلیون سال قبل است. پیدایش آثار یخچالی در سنگهای رسوبی کامبرین چنین و نقاط دیگر نشان دهنده آب و هوای سرد این دوره می‌باشد.
از فسیلهای این دوره ، تریلوبیت‌ها و همچنین بازوپایان دارای اهمیت فوق‌العاده زیادی می‌باشند. تریلوبیت‌ها سخت پوستان دریایی هستند که در اوایل دوران پالئوزئیک ظهور و در اواخر همین دوران از بین رفته‌اند. استروماتولیت‌ها ، کنودونت‌ها ، استراکودها و دسته‌ای دو کفه‌ایها نیز در این دوره ظهور یافته ، ولی تنوع چندانی نداشتند.

اردویسین

نام اردویسین از نام قبیله اردویشیا که در شهر گال زندگی می‌کردند گرفته شده است. طول این دوره از 515 تا 438 میلیون سال قبل است. در پایان این دوره کامبرین عده‌ای از موجودات زنده از جمله تریلوبیت‌ها منقرض شدند. مرز بین تردویسین و کامبرین معمولا بر اساس نوعی از فسیلها به نام گراپتولیت‌ها و گونه‌های جدید کنودونت‌ها تعیین شده است. مرز بالایی این دوره با سیلورین نیز بر پایه فسیلهای گراپتولیت و کنودونت استوار است. گراپتولیت‌ها جانورانی هستند که اندامی شبیه به ستون فقرات دارند. این جانوران حد واسط مهره داران و بی‌مهرگان می‌باشند.
بررسیها نشان می‌دهد که آب و هوای این دوره از کامبرین گرمتر بوده است بطوری که رسوبات آهکی و دولومیتی بیشتری ته نشین شده است. در رسوبات اردویسین نفت نیز پیدا شده است. وجود نفت در این رسوبات نشان دهنده فراوانی و توسعه موجودات ریز شناور در آب دریاهای آن زمان می‌باشد. شواهد زیادی دال بر انقراض تعداد زیادی از موجودات زنده در پایان دوره اردیسین وجود دارد. علت این انقراض ، سرد شدن سریع ناگهانی آب و هوا در پایان این دوره می‌باشد.

سیلورین

نام سیلورین از قبیله سیلور که درجنوب غرب انگلستان سکونت داشتند گرفته شده است. سیلورین کوتاهترین دوره پالئوزوئیک است که سن آن را 28 میلیون سال (از 438 تا 410 میلیون سال قبل) تعیین کرده‌اند. حد زیرین این دوره با نوعی از فسیلهای گراپتولیت مشخص می‌شود. حد بالایی سیلورین نیز با زون گراپتولیتی که حرف قاعده دونین است مشخص می‌شود. در اوخر دوره سیلورین چین خوردگی کالدونین در سطح وسیعی از اروپای شمالی به وقوع پیوست و در نتیجه این چین خوردگی از وسعت دریاها کاسته شده و بر وسعت خشکیها افزوده گردید.
ریفهای مرجانی در حاشیه اغلب خشکیهای دوره سیلورین وجود دارند. این امر بیانگر این موضوع است که بیشتر خشکیها در محل فعلی خود قرار نداشته‌اند بلکه خشکیهایی که امروزه نزدیک به قطب جنوب و شمال قرار دارند و دوره سیلورین به استوا نزدیک بوده‌اند. پیدایش و تنوع نخستین گیاهان آوندی و ظهور ماهیهای حقیقی و همچنین گسترش ماهیهای زره‌دار در طی این دوره بوده است. نخستین جانوران خشکی هم در سیلورین دیده شده‌اند.

دونین

این دوره 408 تا 360 میلیون سال قبل طول کشیده است. رسوبات این دوره در دونشایر (Devonshire) انگلستان نامگذاری شده است. دوره دونین در بین دو دوره کوهنرایی کالدونین و هرسی نین قرار دارد. حد زیرین دونین شامل ماسه سنگ قرمز قدیمی (Old Redsandstone) است. با انقراض نوعی فیل ، گراپتولیتی مشخص می‌شود. این حد را با پیدایش سرپایان نیز مشخص می‌کنند.
پیشروی دریا در این دوره باعث افزایش مرجانها شده بود. این مرجانها در محیطی نسبتا آرام و دور از محیط باتلاق تجمع و تشکیل شده بودند. دوره دونین به دوره ماهیها مشهور است. ماهیهای این دوره فاقد دندان و آرواه بودند و اولین حشره در دونین ظاهر شد. گیاهان خشکی از جمله نهانزادان آوندی در دونین توسعه یافتند. گستزش رسوبات آهکی و تبخیری حاکی از آب و هوای گرم در این دوره است.

کربونیفر

در سال 1882 لایه‌های زغال‌دار انگلستان به نام کربونیفر نامگذاری شدند. طول عمر این دوره از 65 تا 260 میلیون سال قبل است. رسوبات مربوط به این دوره در آمریکا به نام دوره‌های می سی سی پین و پنسلوانین نامگذاری شده است. وجود لایه‌های زغال‌دار بیانگر آن است که آب و هوای این دوره گرم و مرطوب بوده است. در این دوره جنبشهای کوهزایی مهمی به وقوع پیوسته است و در نتیجه آن رشته کوههای هرسی نین تشکیل گردیده است. رشد و توسعه گیاهان در دوره کربونیفر به حداکثر رسید. فسیلهای گیاهان بازدانه و نهانزادان آوندی در رسوبات زغال سنگی کربونیفر مشاهده شده است.

پرمین

نام پرمین اولین بار به رسوبات دریایی به اواخر دوران پالئوزوئیک نام پرم (Perm) واقع در شرق روسیه اطلاق گردیده است. طول عمر این دوره 290 تا 250 میلیون سال قبل بوده است. در بعضی نقاط دنیا جلفای ارس (مرز ایران و روسیه) گذر بین پرمین و تریاس به خوبی مشخص نیست و مجموعه‌ای این رسوبات به پرموتریاس معروفند. بطور کلی دو نوع رخساره مهم در دوره پرمین می‌توان تشخیص داد که عبارتند از : رخساره دریایی و رخساره خشکی.
از مشخصات برجسته دوره پرمین وجود توسعه یخچالها در نقاط مختلف دنیا بوده است. همچنین در این دوره آثاری از خزندگان مشاهده شده است. در طی دوره پرمین توده‌های خشکی عمده زمین به هم پیوستند و ابرقاره پاگه‌آر ا بوجود آوردند. در پایان پرمین 75 در صد از خانواده‌های دوزیستان از بین رفته و بسیاری از انواع گیاهان منقرض شدند.

ویژگیهای پالئوژئوگرافی پالئوزوئیک

بطور کلی در پالئوزوئیک تدریجا به مساحت قاره‌ها در اطراف هسته‌های پرکامبرین اضافه شده است و پیدایش رشته کوههای حاصل از کوهزایی کالدونین و همچنین کوههای حاصل از کوهزایی هرسی نین از این نوع می‌باشد. از نظر تغییرات آب و هوایی ، گرچه تشخیص این تغییرات مشکل به نظر می‌رسد، ولی شواهد و آثاری از دوره‌های مختلف یخبندان در پالئوزوئیک بدست آمده است که حاکی از تغییرات و تحولات آب و هوای است. در واقع نشانه‌هایی از یخبندان در اردویسین بالایی و کربونیفر شناخته شده است.
تحقیقات نشان می‌دهد که یخبندان کربونیفر بالایی منحصرا در محیط و محدوده قاره گندوانا گسترش داشته است. این دوره یخچالی بین دو دوره با آب و هوای نسبتا گرم محدود بوده است. با اینکه آثار دوره‌های یخچالی در پالئوزوئیک مشاهده گردیده است ولی بطور کلی این دوران دارای آب و هوای گرم بوده است



 
← صفحه بعد