اب و هوا.جلگه.معدن.غار.صحرا.خاک.زمین.چشمه.دریاچه.نفت..جنگل.دریا.رودخانه.رود.کویر.ابشار.منابع انرزی.اب.جزایر.کوه.

 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤
 

● سرما آدم را سختکوش می‌کند
یکی از شاخه‌های جذاب این رشته تاثیرات آب و هوا بر شخصیت اجتماعی افراد است. البته خیلی از یافته‌های این محققین چندان جدید به نظر نمی‌رسد اما وقتی یافته‌ها بر مبنای تحقیقات علمی‌و پژوهشی مستند باشد، بی‌شک خواندنی و قابل اعتماد می‌شود. به طور مثال روان‌شناسان دریافته‌اند آب و هوای سرد مردم را «فعّال» و «سخت‌کوش» می‌کند. در توجیه این یافته آنها احتمال می‌دهند که انجماد، باعث ایجاد حس ناامنی ‌شود چراکه به صورت تجربی می‌بینیم ساکنین یک منطقه سردسیر باید به طور مداوم کار کنند تا بدنشان را گرم نگه دارند. آنها ‌باید برای زندگی‌شان برنامه مطمئنی داشته باشند تا در زمستان بتوانند به قدر کفایت آذوقه، سوخت و پوشاک ذخیره کنند. این برنامه ریزی منسجم سبب می‌شود آنها فعال‌تر از ساکنین مناطق گرمسیر شوند.
● محیط نامساعد، آدم را جسور می‌کند
محیط نامساعد و دشوار زندگی مردم را جسور می‌کند. مردم این مناطق آدم‌هایی عمل‌گرا بار می‌آیند و رویکرد آنان به محیط، رقابت‌جویانه یا جسورانه است. گفته می‌شود که علم و فناوری، نتیجه این نوع رویکرد به محیط است.
● گرما سستی و کم‌توجهی می‌آورد
در نقطه مقابل، مردمی‌که در آب و هوای گرم زندگی می‌کنند، معمولاً آدم‌هایی «غیرفعّال» و «کم‌توجه» هستند. ویژگی این نوع خلق و خو، تنبلی و سستی است. کار کردن در مکان‌های بسیار گرم، به خاطر عرق کردن و زود خسته شدن، ناخوشایند است.
البته این نگرش را نمی‌توان به تمام مناطق گرمسیر تعمیم داد چراکه گرمای طاقت فرسا نوعی زندگی دشوار را برای فرد ایجاد ‌کرده و آنها را رقابت جو و جسور می‌کند اما در صورتی که گرما با رطوبت همراه شود، فراوانی نعمت را به ارمغان می‌آورد که در این صورت چنین آب و هوایی گرایش به تسلیم شدن، دست کشیدن از فعالیت و پذیرفتن شرایط را تقویت می‌کند. تجربه نیز ثابت کرده که ساکنین مناطق گرم و مرطوب خصوصا نواحی استوایی تا حد زیادی انعطاف‌پذیر هستند.
● آب و هوای معتدل؛ آدم‌های معتدل
آب و هوای معتدل مردم را با خلق و خوی «خالص» و «معتدل» بار می‌آورد. ویژگی این نوع خلق‌ و خو، آگاهی از خود و رابطه با محیط است. زندگی این افراد در هماهنگی با محیط است و بینشی که نسبت به نقش محیط در بهبود زندگی دارند، باعث احساس نیاز به حفظ محیط طبیعی می‌گردد. این افراد اغلب مردمانی آرام و متوازن هستند. دیدگاه کل نگری به جهان هستی دارند و از درک شهودی بالایی برخوردارند.
● هوای ابری غم می‌آورد؟
بررسی‌ها نشان می‌دهد افزایش مدت زمان و شدت تابش نور آفتاب نقش موثری در افزایش رضایتمندی افراد دارد. در یک تحقیق معلوم شد افسردگی در فصل زمستان یکی از بیماری‌های شایع در میان ساکنان شمال اروپاست. همچنین بیش از ۵۰۰ هزار نفر از مردم انگلیس نیز به اختلالات عاطفی فصلی مبتلا می‌شوند که ابرهای کم‌ارتفاع و شب‌های طولانی زمستانی در ایجاد آن نقش مهمی دارند. آنها ساعات طولانی از شبانه‌روز را می‌خوابند اما همواره احساس خستگی می‌کنند. بسیار تحرک‌پذیر و زودرنج بوده و در انجام امور روزانه و برقراری روابط اجتماعی با دیگران ناتوان هستند. این در حالی است که با افزایش طول روز شدت بیماری کاهش می‌یابد. هیپوتالاموس بخشی از مغز است که نقش مهمی در کنترل اعمال حیاتی بدن دارد. این بخش از مغز توسط نور طبیعی از شبکیه چشم عبور می‌کند، تحریک‌ می‌شود و اگر میزان نور ورودی به چشم کاهش پیدا کند، سرعت انجام اعمال حیاتی بدن نیز کاهش پیدا خواهد کرد که می‌تواند اختلال مذکور را توجیه کند. این تحقیق در پایان قرار گرفتن روزی حداقل ۲ ساعت در زیر تابش نور مصنوعی را روش موثری برای درمان این افراد پیشنهاد می‌کند.
● نوسان جوی و اختلال ذهنی
محققان اوکراینی ثابت کرده‌اند که نوسانات جوی فشار هوا به ایجاد اختلال در فعالیت‌های ذهنی منجر می‌شود که نتیجه آن کاهش تمرکز و عملکرد حافظه کوتاه‌مدت است.
● باد تحریک‌پذیرمان می‌کند
اغلب افراد نسبت به وزش باد احساس ناخوشایندی دارند. وزش دایمی باد یا وزش بادهای پر سروصدا، سبب افزایش خستگی و تحریک‌پذیری افراد می‌شود. اغلب از بادهای موسمی به عنوان بادهای ناخوشایند یاد می‌شود چراکه وزش این نوع بادها معمولا سبب ایجاد اضطراب، فشارهای روانی، افسردگی و بی‌خوابی شبانه می‌شود. وقتی بادهای موسمی می‌وزند، دمای هوا در مدت زمانی کمتر از ۲ ساعت، ۱۵ درجه سانتی‌گراد کاهش می‌یابد.
وزش چنین بادهایی در مناطق کوهستانی سبب سقوط بهمن می‌شود. مطالعات انجام شده ارتباط میان وزش بادهای موسمی و افزایش تصادفات رانندگی و همچنین ارتکاب جرم و حتی اقدام به خودکشی در میان افراد را مورد تایید قرار داده است و به همین علت در اقدامات قانونی اغلب چنین عواملی نیز مدنظر قرار می‌گیرد. اگرچه هنوز علت اصلی تاثیر وزش باد بر چنین رویدادهایی شناخته نشده است اما بسیاری از محققان بر این باورند که بار الکتریکی هوا می‌تواند نقش مهمی داشته باشد. وقتی افراد در معرض هوای دارای بار منفی قرار می‌گیرند، احساس رضایت و خشنودی می‌کنند و این در حالی است که بادهای گرم مانند بادهای موسمی دارای بار الکتریکی مثبت هستند.
● بی‌حوصلگی در خانه
امروزه ساختمان‌های مسکونی و اداری به گونه‌ای ساخته می‌شوند که در برابر هوا نفوذناپذیر هستند. سیستم‌های گرمایشی و سرمایشی یون‌های منفی را از محیط خارج می‌کنند و فضای مناسبی رای برای جریان یافتن یون‌های مثبت در محیط اطراف ما به وجود می‌آورند که سبب بی‌حوصلگی ما می‌شود. از آنجا که امروزه به علت افزایش فشار کاری در خانه و محل کار کمتر وقت خود را در فضاهای باز سپری می‌کنیم بنابراین سازگاری بدن در مقابل شرایط جوی و وضعیت آب و هوا نیز نسبت به گذشته به مراتب کاهش می‌یابد اما اگر از اینکه معمولا پس از بارش باران از قدم زدن در هوای آزاد احساس آرامش می‌دهد.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤
 



جهش امپراتوری شکوهمند ایرانیان در زمان هخامنشیان و تعالی و ترقی آن در زمان ساسانیان، و دیرپایی این تمدن مدیون دانش آب‌شناسی ایرانیان یود.
مردمان ایران‌زمین از دیرباز به ارزش آب به عنوان ماده‌ای زندگی‌بخش و ارزشمند آگاهی داشتند. نیاز طبیعی بشر به آب، وضع جغرافیایی فلات ایران و کمیابی این مایع گرانبها، ارزش این ماده را نزد ایرانیان صدچندان نموده و آن را در جایگاه والایی قرار می‌داده است. برای آنکه به ارزش والای آب در دیدگاه ایرانیان باستان پی ببریم، کافی است که نیم‌نگاهی به اوستای زرتشت اندازیم.
آناهیتا، ایزد آب‌ها، که گردونه او را در آسمانها چهار اسب ابر و باران و ژاله و شبنم میکشیدند، یکی از بزرگ ایزدان پیش از زرتشت بود، و نیایشگاههای او در کنگاور (کرمانشاه) و بیشابور (فارس) نمایان است، در اوستا مورد ستایش بسیار بوده و هم مرتبه میترا (مهر) و اورمزد (اهورامزدا) قرار می‌گیرد. آب در آیین زرتشت پاک است و مظهر پاکی و باید که همچنان پاک باقی بماند. زرتشت از اهورامزدا درخواست می‌کند که رودها را از آبی به سترگی شانه اسب لبالب نموده و به پیروان خویش می‌‌آموزد که آلوده نمودن آب، به هر شکل و گونه‌اش، خلاف دین و اهریمنی است. اینچنین است که شناخت آب در ایران‌باستان با وابسته داشتن صفات ویژه به آن و ارجمند داشتن این ماده زندگی‌بخش آغاز می‌شود. هنوز هم بازمانده آیین‌های ایزد آب‌ها در جای‌جای ایران برگزار می‌شود که برای نمونه می‌توان به مراسم جوی‌روبی و بیل‌گردانی در دامنه آتشکده آتش‌کوه در نیمور، محلات اشاره نمود.
در ایران‌باستان، صدها سال پیش از آنکه نخستین فرضیه‌های مربوط به آب‌شناسی ارائه شود، به گونه‌ای شگفت‌آور و باورنکردنی، پاسخ یکی از مهمترین و دشوارترین مسائل مربوط به یافتن آب و آب‌های زیرزمینی یافته شده بود. سنگ‌نوشته‌ها و لوح‌های باز مانده از ایران باستان، بیانگر این است که مردمان ایران‌زمین آب‌های زیرزمینی را با کندن کاریزهای دراز و بسیار عمیق برآورده به روستاها و شهرهای خود می‌رساندند. اینکه نخست‌گاه این کاریز کجا بوده و در چه مناطقی به آب می‌توان دست یافت و اینکه کاریز چگونه باید ساخته شود، شاید مهمترین مساله‌ای بوده است که بشر از آغاز تمدن تا کنون در دانش آب‌یاری و آب‌رسانی با آن روبرو بوده است. پرفسور هانری گوبلو که بیش از ۳۰ سال بر روی قنات‌های ایران بررسی و مطالعه انجام داده است در کتاب قنات، فنی برای دستیابی به آب ،عظمت قناتهای ایران را برابر با دیوار چین می‌داند. مجموعه طول قناتهای ایران بیش از چهارصد هزار کیلومتر، بیش از فاصله زمین تا ماه، و قنات گناباد به طول سی‌وپنج کیلومتر و ژرفنای بیش از سیصد متر و چاه‌هایی با فواصل منظم پنجاه متری، از زمان هخامنشیان، یک شاهکار بی‌نظیر در سراسر جهان است. چندتن از دانشمندان امریکایی مانند اف.دیکسی در نوشتار یک کتابچه علمی برای سازماندهی آب، ام.ا.باتلر در کتاب آبیاری به کمک قنات در ایران، سی.اف.تولمان در کتاب آب‌های زیرزمینی، ژی.بی.کرسی در کتاب قنات و کاریز، ژی.بیژلیبین‌کت در کتاب آب‌شناسی و هانری گوبلو در کتاب‌های آبیاری در کالیفرنیا و قنات، فنی برای دستیابی به آب خود همگی بر این باورند که قنات‌های لوس‌آنجلس و پاسادانای کالیفرنیا، همچنین قنات‌های شیلی و مکزیک، در زمان سلطه اسپانیایی‌ها، توسط مهندسان، متخصصان و کارگران ایرانی ساخته شده است.
به خاطر داشته باشیم که تمدن‌های باستانی همگی در کنار رودهای بزرگ، همانند نیل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگهو، یانگ‌تسه و ... شکل گرفتند اما تنها تمدنی که به دور از هرگونه رودخانه عظیم شکل گرفت و مالک‌الرقاب جهان باستان شد، ایران بود. جهش چشمگیر امپراتوری ایران مدیون قنات بود. در زمان هخامنشیان، اگر کسی زمین بایری را با احداث قنات آب‌یاری می‌کرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه مالیات معاف بود. به گواهی تاریخ مصر، دریاسالار پارسی اسکیلاکس هخامنشی هنگام اقامت در مصر، فنون احداث کاریز را به مصریان آموخت. در زمان ساسانیان، رساله مدیگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لایروبی قنات و کاریز، و استفاده هوشمندانه از آن، تالیف شده است.
در نوشته‌های دانشمندان ایرانی پس از اسلام، به نکته‌ای شایان توجه بر می‌خوریم و آن اینکه بسیاری از دانشمندان ایرانی در دوران اسلامی، هریک به گونه‌ای، به جنبه‌های گوناگون دانش آب‌شناسی پرداخته‌اند. دانش آب‌شناسی در آن دوران نیز مانند امروز دربردارنده بررسی دوره گردش آب یا چرخه آب (سیکل آب) در طبیعت، جریان آب در روی زمین، آب‌های زیرزمینی، چشمه‌ها، دریاچه‌ها، دریاها و اقیانوس‌‌ها و چگونگی دگرگونی‌های کمی و کیفی آب‌های آنها می‌شده است.
دانشمند بزرگ ایرانی، ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، در باره زیاد و کم شدن آب رودخانه‌ها، چشمه‌سارها و کاریزها می‌گوید:
زیاد شدن آب‌ها در جمیع اودیه و انهار به یک حالت نیست، بلکه اختلاف بزرگی با هم دارند. چنانکه جیحون هنگامی آبش زیاد می‌شود که دجله و فرات رو به کمی گذارد و علت این است که هر رودخانه‌ای که سرچشمه آن در نواحی سردسیر باشد، آب آن در تابستان زیادتر و در زمستان کمتر است، زیرا بیشتر آب‌های اصلی آن از چشمه‌سارها گردمی‌آید و رطوبت‌‌هایی که در کوه‌هایی که این رودخانه‌ها از آن بیرون می‌آید و یا از آن می‌گذرد سبب زیادت و نقصان آب این رودخانه‌ها می‌شود.
دیگر اندیشمند بزرگ ایران، ابوعلی سینا در دانشنامه علایی (طبیعیات) در باره جذر و مد دریاها و اثر ماه بر آن گوید:روشنایی و قوت‌ها که از آفتاب و ستارگان است در این عالم اثر کند و ظاهرتر اثر آن آفتابست و آن ماه که آب دریاها را مد کند.و هم او درباره پدیده‌های بارندگی گوید:و اما بخار چون از گرمگاه برخیزد جنبش وی گرانتر بود و چون به آن جایگاه رسد از هوا که سرد بود، سرمای آن جایگاه او را ببندد. ... و هرگاه که بخار زمین بفسرد، ابر شود ... و این را سه حکم بود. یا اندک بود، که و را گرمی آفتاب بروی افتن، زود متفرق کند. یا قوی بود، که آفتاب اندر وی فعل نتواند کردن، که پراکندش، پس چون گردآید، و یک اندر دیگر نشیند، و خاصه که باد گردآورش دیگر بار آب شود، و فروجهد، پس اگر سرما اندریابدش، پیش از آن که قطره‌ها بزرگ شود و برف بود.
دانشمند ایرانی سده پنجم هجری، ابوحاتم اسماعیل اسفزاری خراسانی، که برای نخستین بار در جهان پدیده‌های جوی و هواشناسی را در کتاب خود به نام آثار علوی (Meteorology)، گردآوری نموده و او را به حق باید پدر دانش هواشناسی نام داد، در باره بخار و باران و برف و شبنم می‌گوید:
هرگه که حرارتی از تابش خورشید یا از جوهر آتش به آب رسد، مدتی با او بماند، آب مستحیل شود، و از جای خود برخیزد، و به سوی بالا بر شود، آن را بخار گویند، چون گرما بر بخار مستولی شود، آن بخار جوهر هوا گردد. ... و اگر برودتی بر آن بخار مستولی شود، جوهر آب گردد، و قصد زمین کند، آنگاه آن را باران گویند، پس اگر هوا ساکن بود، آن دانه‌ها خردباران (drizzle) بود و اگر متحرک بود، آن دانه‌های خرد به یکدیگر بپیوندند بزرگ گردند ((rain تا به رگبار رسند(shower). ... و اگر برودتی به افراط بر آن غالب آید جوهر برف باشد ... هرگاه که هوا سرد باشد و سرما بر بخار مستولی گردد، آن هوا آب شود و بر صورت قطره‌های آب از برگ‌ها بیاویزد، آن را شبنم (صقیع - dew ) خوانند ... .
وی همچنین مطالعات و بررسی‌هایی در باره چگالی آب‌های گوناگون از مناطق مختلف انجام داده است. ریاضی‌دان و مهندس بزرگ سده پنجم هجری، محمد بن حسین کرجی، دیدگاه‌های بسیار جالبی در باره آب‌شناسی دارد و در کتاب خود استخراج آب‌های پنهانی، انباط المیا الخفیه، به بررسی روش‌ها و قواعد مربوط به تشخیص آب‌های زیرزمینی می‌پردازد. او می‌گوید:
خدای بزرگ در روی زمین آبی ساکن آفرید، که همچون گردش خون در بدن جانوران در جریان است. این آب با افزایش و کاهش بارندگی، افزون و کم نمی‌شود (چرخه آب در طبیعت) ... این آب بیشتر شکاف‌های درون زمین را پر می‌کند، و تا آنجا که مانعی سخت در سر راهش وجود نداشته باشد، هر قسمت به قسمت دیگر می‌پیوندد ... آب‌هایی که در زیر زمین قرار دارند نیز در بعضی مواضع مانند رودها جاری هستند و در بعضی موارد دیگر مانند دریا ساکن و آرامند.
در نزهت‌نامه علایی، دانشنامه بزرگ فارسی، تالیف شهمردان‌بن‌ابی‌الخیر رازی، در سده ششم هجری، مطالب گوناگون و جالبی در باره آب‌شناسی آمده است.
آب، مد و جزر دریای پارس از عجایب است و به شبانه روز دو دفعه زیادت و نقصان گیرد، و در سیر ماه بسته است ... و جای هست که مقدار پنجاه ارش زمین خشک به وقت مد آب، بالا گیرد به هر دفعتی، ... .
ناوخدای، بزرگ‌ بن شهریار رامهرمزی، دریانورد بزرگ ایرانی در سده چهارم هجری، که سفرهای اکتشافی فراوانی به شرق انجام داد، در کتاب بسیار جالبی به نام عجایب الهند، شرح کاملی از توفان‌های دریای هند، مانسون، ارائه نموده است. دریانورد معاصر او ابهره کرمانی نیز، که در آن روزگار هفت سفر دریایی به چین و شرق دور داشته است نیز، مانسون هند و تیفون چین (هاریکن‌ها یا سایکلون‌های شرق آسیا)، را در نوشته‌های خود شرح داده است. جیهانی، وزیر دودمان سامانیان نیز اطلاعات خویش را در باره این توفان و همزمانی آن با بادهای ۱۲۰ روزه سیستان، در کتابی گردآوری نموده است. سلیمان سیرافی و مهران وهب سیرافی از دریانوردان ایرانی سده سوم و چهارم هجری، که سفرهایی به چین و هند داشته‌اند، و همچنین سهل بن آبان دریانورد ایرانی سده ششم هجری که سفرهایی به هند و شرق افریقا داشته ‌است، و سلیمان مهری دریانورد سده نهم هجری، نیز در سفرنامه‌های خود به باران‌های موسمی هند و منشا احتمالی آنها، اشاره کرده‌اند.
مسعودی مورخ ایرانی در کتاب التنبیه و الاشراف، به ذکر منشا رودها و دریاها پرداخته و از بسیار از پدیده‌های آبی سرزمین ایران، سخن رانده است. توصیف زیبا و دقیق ناصرخسرو در سفرنامه‌اش، از فانوس‌های دریایی (خشاب‌های) دریای پارس، نمایانگر دانش آب‌شناسی و دریانوردی ایرانیان است.
اشاره کوتاهی به این مساله چندان دور از تدبیر نیست که سد کوریت در نزدیکی طبس در خراسان جنوبی که در زمان هخامنشیان، در منطقه‌ای فوق‌العاده، ساخته شده و یکبار در زمان ساسانیان نوسازی و بار دیگر به فرمان و اندیشه خواجه نصیرالدین توسی، در اوج شکوفایی مکتب مراغه، دیواره آن، بر روی شالوده هخامنشیان، کاملا بازسازی شده است، با ارتفاع بیش از ۶۴ متر، بیشتر از شش صد سال، بلندترین سد جهان بوده است.
در دوران هخامنشیان بیش از ۶۰ سد در ایران ساخته شد و این جدای از پل- بند‌های این دوره است. در زمان ساسانیان پل و بند شوشتر با درازای بیش از پانصد متر ساخته شد. تاریخ نام سازنده این پل و همچنین سد شادروان (Shadervan) شوشتر را یک مهندس ایرانی به نام برانوش پارسی ثبت کرده‌است. پل‌دخترهایی که در سراسر ایران از جمله سروستان و میانه به چشم می‌خورند منسوب به آناهیتا، ایزد آب‌ها بوده‌اند.
اختراع سه نوع آسیاب آبی، نمایانگر دانش و بینش ژرف ایرانیان باستان در کلیه علوم از جمله آب‌شناسی است. نخست آسیاب تنوره یا آسیاب نورس یا آسیاب پره، با محوری عمودی و پره‌های قاشقی، دوم آسیاب چرخی که رومیان به آن آسیاب ویترویان نام نهادند، با محور افقی که نام مخترع آن را مهرداد ثبت نموده‌اند، و سوم آسیاب شناور، که با پره‌های بزرگ پارویی دوران می‌کرده است و در رودخانه‌های خراسان، خوزستان و میانرودان به تعداد زیادی ساخته شده بوده است، و بازمانده آن هنوز در شوشتر خودنمایی می‌کند.
دستگاه پالایش آب چغازنبیل (زنگه ویل - شهر زنگه)، نخستین و قدیمی‌ترین دستگاه پالایش آب در جهان است که برابر با قانون ظروف مرتبط آب گل‌آلود رودخانه کرخه را به آبی سالم و گوارا تبدیل می‌نموده است. و آب‌انبارهای کویری ایران هم که خود حدیث مفصلی است. و این چکیده خود اندکی است از دانش آب‌شناسی ایرانیان که از دسترس چپاولگران زمانه و چنگ‌ورزان بیگانه در امان مانده و به ما رسیده. باشد که ما شایستگی و بایستگی میراث‌داری آنان را داشته باشیم. در سال ۱۲۸۹ رودخانه زاینده‌رود خشکید. مردم در آن چاهی کندند به قرب سی زرع و آبی به زحمت می‌کشیدند برای مشروبات. (تاریخ مسعودی


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤
 

دریاچة ارومیه : دریاچة ارومیه که در گذشته «چی‎چست» و «کبودان» نام داشته بزرگ‎ترین و شورترین دریاچة دائمی ایران و یکی از دریاچه‎های فوق اشباع از نمک دنیا است که از این نظر با دریاچة بزرگ نمک Great Salt Lake آمریکا شباهت دارد.

درازای آن 140 و پهنای آن میان 15 تا 50 کیلومتر و مساحت آن بین 5000 تا 6000 کیلومترمربع (بر حسب میزان بارش و تبخیر) است. به باور فورون (1941)، در پلیو – پلیستوسن، دریاچة ارومیه تا تبریز و مراغه گسترش داشته است. این دریاچه در یک فرونشست کم ژرفای وسیع با میانگین ژرفای 6 متر قرار گرفته است. ولی ژرف‎ترین نقطة آن با 13 متر عمق در گوشة شمال باختری جای دارد. سطح آن نسبت به سطح آب دریاهای آزاد، 1300 متر بالاتر قرار دارد. در این دریاچه بیش از 102 جزیره وجود دارد که شکل و اندازة آنها با میزان بارش سالانه تناسب دارد. در بین این جزایرکوچک و بزرگ، شبه جزیرة اسلامی (شاهی) بزرگ‎ترین آنها است که در سال‎های پر بارش به صورت جزیره درمی‎آید. بر خلاف جزیرة اسلامی که از سنگ‎های آتشفشانی پلیوسن است، دیگر جزایر، نهشته‎های فلیش گونة کرتاسة زیرین و یا سنگ آهک‎های ریفی زمان میوسن‎ (سازند قم) هستند. سطح حوضة آبریز دریاچه حدود 50000 کیلومترمربع است. زرینه‎رود، سیمینه‎رود، زولای‎چای و آجی‎چای از رودهای عمدة وارده به دریاچه هستند. از میان رودهای گفته شده،‌ آجی‎چای از رسوب‎های نمکی نئوژن خاور تبریز عبور می‎کند و در حمل مقدار قابل ملاحظه‎ای نمک به دریاچه نقش دارد.

اگرچه در گزارش‎های قدیمی (گونتر، 1899 و بوبک، 1934)، دریاچة ارومیه را باقیماندة دریای مدیترانه دانسته‎اند ولی از نگاه زمین‎شناسی، این حوضه حاصل عملکرد سامانه‎های گسل‎های فشاری مانند گسل تبریز و زرینه‎رود است که در سیستم آبگیری آن نقش اساسی داشته‎اند. از نگاه زمین‎ساختی صفحه‎ای، به باور مکنزی (1972 و 1976) دریاچة ارومیه، در قسمتی از پهنة خرد شدة بین صفحه‎های عربستان و ایران و ریزصفحه‎های ایران و ترکیه قرار گرفته و می‎توان آن را نوعی دریاچة زمین‎ساختی دانست که کوه‎های بلندی آن را در بر گرفته است.

حدود 35 تا 40 متر نهشته‎های نرم دریاچه‎ای بر روی پی‎سنگ سخت شدة کرتاسة زیرین و یا سنگ‎آهک‎های مارنی میوسن (سازند قم) قرار گرفته که با ویژگی‎های کنونی، سن دریاچه را 30 تا 40 هزار سال تعیین می‎کند. ولی بر اساس پادگانه‎های دریاچه‎ای پیرامون آن، سن دریاچه را 400 تا 500 هزار سال برآورد می‎کنند.

نمونه‎های گرفته شده از رسوبات نرم بستر، نشانگر ردیفی از رسوبات هولوسن است که قسمت‎های زیرین آن بازگوی محیط‎های دیرینهPaleoenviroment از نوع کویری Playa و یا کفةگلی Mud flat است. بررسی دانه‎های گرده موجود در رسوبات دریاچه نشان می‎دهد که در طول عمر دریاچه، شرایط خشک اقلیمی نیز وجود داشته است.

بیشتر نهشته‎های دریاچه از نوع شیمیایی است. وجود بعضی لایه‎های نازک تخریبی (کوارتز، کلسیت، پلاژیوکلاز، کائولینیت) نشانگر تغییر موقتی آب و هوا و شوری دریاچه است. از رسوب‎های شیمیایی دریاچه، آراگونیت بیشترین مقدار را دارد که به صورت تیغه‎های نازک و منظم و یا نامنظم است. ژیپس به صورت لایه‎های مستقل و بلورهای درشت در گل و لای رشد کرده و تشکیل آن در زمانی بوده که سطح آب به حداقل رسیده است. کلسیت‎های موجود آواری ‎است و همراه آب رودها به دریاچه رسیده‎اند و تغییر مقدار آن نسبت به کوارتز، نمایانگر تغییرات آب و هوایی است. گاهی در رسوبات دریاچه‎ای گل و لای دولومیتی هم وجود دارد که ممکن است به شیوة جانشینی تشکیل شده باشند. نمک طعام و فلدسپار‎های پتاسیم‎دار کانی فرعی هستند. اگرچه در نهشته‎های کف ائولیت دیده نشده، ولی در کرانة باختری دریاچه، ائولیت در حال تشکیل است. در این نهشته‎ها، اثری از خاکسترهای آتشفشانی دیده نشده است. در ضمن نمک مجزا هم دیده نشده که نشان می‎دهد دریاچه هیچ‎گاه به طور کامل خشک نشده است.

آب دریاچة ارومیه با pH از 2/7 تا 6/7 از نوع کلریدسدیم، منیزیم و سولفات سدیم و در حالت زیرقلیایی است. تغییر شوری آب، رابطة عکس با ژرفای دریاچه دارد و با افزایش ژرفا، شوری کمتر می‎شود. میزان شوری آن در هنگام پرآبی 220 گرم در لیتر و در تابستان تا 280 گرم در لیتر افزایش می‎یابد. سطح آب در فصول مختلف تا یک متر در نوسان است و به همین دلیل در مواقع پر آبی بخش‎هایی از ساحل آن به زیر آب می‎رود. به رغم شوری زیاد، جلبک‎های سبز مانند Dundella ، سخت‎پوستان Artemia salina و باکتری‎ها از موجودات زندة دریاچه‎ هستند. این جانداران در دوام دریاچه نقش مؤثر دارند و از نابودی آن جلوگیری می‎کنند.

مطالعات اکتشافی انجام شده برای استحصال نمک از دریاچة ارومیه نشان داده است که مجموع ته‎نشست جامد دریاچه به بیش از 5 میلیارد تن می‎رسد. در این میان، پتاسیم بر حسب O2K حدود 27 میلیون تن و بر حسب سولفات پتاسیم حدود 60 میلیون تن، منیزیا 244 میلیون تن، برومید حدود 28 تن و لیتیم حدود 250 تن برآورد شده است (سازمان صنایع و معادن آذربایجان غربی، 1380) بنابراین، پس از مطالعات فرآوری، استحصال نمک‎های دریاچة ارومیه با احداث حوضچه‎های تبخیر خورشیدی و کارخانة فرآوری امکان‎پذیر است.

دریاچة بختگان – طَشک : دریاچه‎های بختگان و طشک دو فرونشست میان‎کوهی هستند که ارتفاع آنها از سطح دریای آزاد حدود 1558 متر است. دریاچة بختگان که در باختر نیریز قرار داردو به صورت یک فروافتادگی کشیده به طول تقریبی 70 تا 100 کیلومتر است که روند شمال باختر – جنوب خاور دارد و سطح زیر پوشش آن حدود 2000 کیلومترمربع است. سواحل این دریاچه با رسوبات سفیدرنگ تبخیری پوشیده شده‎اند ولی در سواحل نزدیک به سنگ‎های افیولیتی، رنگ تیره‎تر است. دریاچة طَشک با وسعت تقریبی 800 کیلومترمربع در شمال باختری دریاچة بختگان و 160 کیلومتری خاور شیراز قرار دارد. تنها راه ارتباطی این دو دریاچه، از طریق دلتای رودکُر است که بخشی از آن به دریاچة بختگان و بخش دیگر به دریاچة طشک می‎ریزد. تعدادی جزیره و شبه جزیرة کوچک و بزرگ از جنس رادیولاریت، سنگ‎های پلاژیک و آهک‎های سروک در این دو دریاچه وجود دارند که مهم‎ترین آنها جزایر نرگس و گنبان (در دریاچة طشک) و جزیرة مناک در دریاچة بختگان است که مساحت آنها، تابع شرایط بارندگی سالانه است. بلندترین نقطة جزیرة گنبان 1734 متر از سطح دریا است که از سطح دریاچه حدود 185 متر بلندتر است. دریاچة طشک ژرفایی کمتر از بختگان دارد و در فصول خشک، ارتباط آن با بختگان قطع می‎شود.

تأمین کنندة اصلی آب این دو دریاچه، «رودکُر» است که از کوه‎های برآفتاب و موسی‎خانی، در 50 کیلومتری جنوب باختری ده‎بید سرچشمه می‎گیرد و در شمال باختری مرودشت، پس از یکی شدن با رود شادکان (شادکام)، و عبور از دشت مرودشت به دریاچه‎ها می‎ریزد. از طریق چشمه سارها که از سنگ‎آهک‎ها و دولومیت‎های پیرامون دریاچه سرچشمه می‎گیرند نیز مقدار قابل توجهی آب وارد دریاچه‎ها می‎شود.

ترکیب شیمیایی آب دو دریاچه از نوع کلریدسدیم، کلریدمنیزیم، سولفات سدیم (4SO 2Na 2MgCl، (NaCl می‎باشد.

از نظر زمین‎ساختی و خاستگاه باید گفت که این دو دریاچه نواحی گود فرونشست نیریز – مرودشت هستند که در تشکیل آنها، گروهی از گسل‎های راندگی، با روند شمال باختری – جنوب خاوری نقش دارند و بر اساس دانسته‎های موجود، پاره‎ای از آنها، مانند راندگی بختگان، در دورة کواترنر فعال بوده‎اند. ژرفای بسیار کم دریاچه‎ها و نبود پادگانه‎های دریاچه‎ای کهن، درک زمان تشکیل دریاچه را ناممکن ساخته، ولی کرینسلی (1970) به زمان پلیستوسن پسین (همزمان با دورة یخچالی وُرم) باور دارد. چنین زمانی با جنبش‎های کوهزایی چرخة پایانی آلپ که با فراخاست همراه بوده همخوانی دارد.


دریاچه‎های تار و هَویر : دریاچه‎های زمین‎ساختی تار و هویر در 30 کیلومتری خاور شهرستان دماوند، از جمله دریاچه‎های آب شیرین کوهستانی هستند که در ارتفاع بیش از 2900 متر از سطح دریا قرار دارند و راه ارتباطی آنها، جاده ماشین روی دماوند – دریاچة تار است. این دو دریاچه در فاصلة حدود 500 متری از یکدیگر قرار دارند. بیشترین درازای دریاچة تار 3/1 کیلومتر و میانگین پهنای آن 400 متر و درازی دریاچة هویر حدود 900 متر و میانگین پهنای آن 150 متر است. دو دریاچه بر روی هم نزدیک به 7/0 کیلومترمربع وسعت دارند. سرشاخة آب‎هایی که به این دریاچه‎ها می‎ریزند، چشمه‎ساران کوه‎های قره‎داغ، سیاه‎چال و شاه‎نشین در شمال و آبراهه‎های فصلی از جنوب است که قسمتی ازآب آنها وارد دریاچه‎ها می‎شود و قسمتی دیگر، آب رود‎های تار و هویر را تأمین می‎کنند.

در بارة چگونگی تشکیل این دو دریاچه، زمین‎شناسان (اشتال، 1897، آلنباخ، 1972، شهرابی، 1373) دیدگاه واحدی دارند. شواهد زمین‎شناسی پیرامون دو دریاچه سبب شده تا آنها بر این باور باشند که در شکل‎گیری دو دریاچه، عملکرد توأم راندگی مُشا – فشم (آبیک، فیروزکوه، شاهرود) و کوه لغز پهلوی جنوبی دریاچه (زرین‎کوه) نقش اساسی داشته‎اند. بدین‎سان که حرکات جوان این راندگی در زمان کواترنر، سبب رانش به نسبت بزرگی از زرین‎کوه (رشته کوه‎های جنوب دریاچه) شده و با ایجاد پشته‎ای به بلندای بیش از 50 متر، سدی طبیعی در برابر روان آب‎های سطحی ایجاد و شرایط لازم برای انباشت آب فراهم آمده است. تیپ شیمیایی آب دریاچة تار، بر اساس مطالعات (لوفلروین، 1950) از نوع کلسیم، منیزیم، کربنات )3 –MgCO 3 (CaCOاست.



دریاچة پریشان (فامور) : دریاچة پریشان یا فامور، در 15 کیلومتری جنوب خاوری شهرستان کازرون قرار داد و نام دریاچه از کوه فامور، در شمال خاوری آن گرفته شده است. آب دریاچه شیرین است و بخش بیشتر آن، از آبراهه‎هایی است که از کوه فامور سرچشمه می‎گیرند و بخشی نیز از منابع زیرزمینی تأمین می‎شود. ژرفای کم دریاچه سبب می‎شود که در فصول خشک بخشی از آن زیر پوشش نهشته‎های تبخیری قرار گیرد. دریاچة پریشان با حدود 43 کیلومترمربع وسعت، در فرونشست کم ژرفایی تشکیل شده که از سطح دریا حدود 820 متر بلندتر است و در پیرامون آن رخنمون‎های مرتفع از واحدهای سنگ‎چینه‎ای زاگرس دیده می‎شود که به سن کرتاسة پسین تا کواترنر است. از دیدگاه ساختاری و زمین‎شناسی، دریاچة فامور در پهنة زاگرس چین خورده قرار گرفته. شهرابی (1373) بر این باور است که حرکت‎های جوان گسل فعال کازرون و گسل‎های وابسته که در فاصلة کمی از دریاچه قرار دارند، در شکل‎گیری فرونشست کازرون و لغزش سازند نامقاوم گچساران نقش داشته‎اند. نامبرده وجود چندین زمین‎لغز از سازند گچساران را تأییدی بر نظر خود می‎داند.



دریاچة جازموریان ( جزموریان ) : هامون جازموریان، یک فرونشست زمین‎ساختی جوان در 150 کیلومتری باختر ایرانشهر است که و بلندی آن از سطح دریای آزاد 350 متر می‎باشد. وسعت این هامون در فصول پرباران، 3300 کیلومترمربع است و به دلیل شرایط اقلیمی ویژه، در بیشتر مواقع سال، بخش اعظم آن به کفة نمکی وکفه‎های رسی تبدیل می‎شود. رودها و آبراهه‎های متعدد دائمی و موقت، به این هامون می‎ریزند که از میان آنها، رود بَمپور و هلیل‎رود اهمیت بیشتری دارند. در بارة شوری رودهای وارده و درصد نمک آب دریاچه گزارش‎های موجود هماهنگی دارد. در گزارش‎ اوبرلندر (1988)، آب هامون قابل شُرب دانسته شده ولی فیشر (1968) آب هامون را شور می‎داند. بنابر دانسته‎های موجود، شوری آب جازموریان تا حد فوق اشباع از نمک است. کرینسلی (1970) گسترة هامون جازموریان را شامل سه بخش زیر دانسته است:

* دریاچة فصلی که گسترة آن در فصول خشک و مرطوب تغییرات زیادی دارد و در بیشتر جاها در اواخر تابستان و اوایل پاییز ناپدید می‎شود.

* پهنة مرطوب که سطحی در حدود 22 درصد می‎پوشاند.

* پهنة باتلاقی که 59 درصد از منطقة مرطوب را زیر پوشش دارد و مرز بالایی آن به پهنه‎های سیلتی- رسی است.

هامون جازموریان در مرکز یک فرونشست زمین‎ساختی جوان است که بین رشته کوه‎های جبال‎بارز (در شمال) و رشته کوه‎های بشاگرد (در جنوب) قرار دارد. در گذشته این فرونشست را لبة جنوبی بلوک لوت می‎دانستند، ولی در حال حاضر این باور وجود دارد که جازموریان نوعی فرونشست پیش کمانی است که در شکل‎گیری آن، فرورانش پوستة اقیانوسی عمان به زیر مکران و همچنین عملکرد گسل‎های همروند با فروافتادگی، به ویژه مجموعة گسلی بشاگرد، نقش داشته‎اند. اشتوکلین (1970) پدیدة فروافتادگی را به رخدادهای نئوژن – کوارترنری نسبت داده، ولی کرینسلی (1970) زمان تشکیل آن را پلیستوسن می‎داند.





دریاچة حوض‎سلطان : دریاچة حوض‎سلطان یا دریاچة شاهی، فروافتادگی نامتقارنی با 330 کیلومترمربع وسعت، در 35 کیلومتری شمال قم و در شمال باختری دریاچة نمک است. این دریاچه شامل دو چالة جدا از هم یکی به نام «حوض‎سلطان» و دیگری به نام «حوض‎مره» است که با آبراهة باریکی به هم وصل می‎شوند. حوضة باختری (حوض‎سلطان) دارای بلندی 806 متر از سطح دریا است که به طور معمول از روان‎آب‎های سطحی تغذیه می‎شود. حوضة خاوری (حوض‎مره)، افزون بر روان‎آب‎ها، از رودهایی مانند رودشور و قره‎چای نیز بهره می‎گیرد. مطالعات مستوفی (1350) نشان می‎دهد که آب‎ ابتدا وارد حوض‎مره شده و پس از پر شدن آن، از مسیل دو حوض گذشته وارد حوض‎سلطان می‎شود و هنگامی که آب در حوض‎سلطان چند متر بالاتر آمد، به طرف حوض‎مره بازمی‎گردد و سرریز این دو حوض، به دریاچة نمک تخلیه می‎شود. مشاهدات صحرایی کرینسلی (1970)، نشان می‎دهد که از مرکز دریاچه به خارج دو پهنة جداگانة قابل شناسایی است. یکی مرکز دریاچه که حدود 24 درصد از مساحت آن را زیر پوشش دارد و با پوستة نمکی پوشیده شده است. دوم، زون مرطوب که 76 درصد بقیه را تشکیل می‎دهد که به زون گیاهان ریشه‎ بلند به پهنای 20 متر می‎رسد. پوستة نمکی با 5 سانتیمتر ضخامت، شامل نوارهای هم‎مرکز سفید و خاکستری است و در زیر آن سیلت‎های رسی و خاکستری رنگ مرطوب قرار دارد. این زون (پوستة نمکی) به طور فصلی با آب پوشیده می‎شود، ولی مناطق مرکزی آن ممکن است در تمام سال، آب‎دار باشد. مطالعات انجام شده در زون مرطوب نشان داده که میزان رس موجود در نمونه‎ها، 35 تا 45 درصد است که 10 تا 90 درصد کانی‎ها، کائولینیت ‎است. در پشته‎های شن و ماسه‎ای زون گیاهان با ریشة بلند، چند خط داغ آب وجود دارد که به سمت سراشیبی تا ارتفاع 826 متر ادامه دارد. اختلاف ارتفاع بین پست‎ترین و بلندترین خط داغ آب 20 متر است. پیشروی وسیع مخروط‎افکنه‎ها در پهنای زون مرطوب و روی پوستة نمکی نشانگر آن است که روان‎آب سطحی بیش از گذشته است و تغییر آب و هوایی به سوی دورة مرطوب‎تر از گذشته، پیش می‎رود.

مطالعات معتمد و همکاران (1356) نشان داده است که رسوبات حوض‎سلطان بیشتر از نوع گچ و نمک، مارن و رس است. بررسی‎های لرزه‎نگاری و حفاری نیز نشان داده که نمک تا عمق 46 متر وجود دارد. این نمک، به صورت 5 لایة جدا از هم با ضخامت کل تا 20 متر است که با رس‎های قهوه‎ای تا خاکستری از یکدیگر جدا می‎شوند.



دریاچة زریوار (زره‎وار) : دریاچة زریوار در 8 کیلومتری باختر مریوان قرار دارد و از دریاچه‎های آب شیرین کوهستانی است که در ارتفاع 818 متر از سطح دریا قرار دارد و حدود 200 متر پایین‎تر از شهر مریوان است. بیشترین درازای زریوار 5 کیلومتر و میانگین پهنای آن 7/1 کیلومتر است.

این دریاچه با وسعت حدود 5/8 کیلومترمربع، در یک فرونشست محلی به نسبت باریک در پهنة سنندج – سیرجان تشکیل شده که دو سوی خاوری و باختری آن، به گسل طولی شمال باختری – جنوب خاوری محدود است. احتمال می‎رود که دو گسل یاد شده در تشکیل و تکوین این دریاچه نقش داشته باشند. وسعت حوضة آبریز این دریاچه، حدود 500 کیلومترمربع و بیشینة ژرفای آن حدود 50 متر است. رود چم‎زریوار همراه با آبراهه‎های دیگر و به ویژه چشمه‎های دریاچه‎ای تأمین کنندة اصلی آب این دریاچه هستند. مهم آنکه رود مریوان از این دریاچه سرچشمه می‎گیرد. سن‎سنجی نمونه‎های این دریاچه به روش کربن 14 و مطالعات گرده‎شناسی، نشان داده که این دریاچه بیش از 20000 سال پیش از میلاد مسیح (پلیستوسن) و در شرایط آب و هوای سرد تشکیل شده است (بوتما، 1977).



باتلاق گاوخونی (گاوخانی) : باتلاق گاوخانی (چاه بزرگ) که به گاوخونی مشهور است در حدود 60 کیلومتری جنوب اصفهان قرار گرفته است. وسعت آن نزدیک به 280 کیلومترمربع است که در ارتفاع 1470 متری از سطح دریاهای آزاد قرار دارد. پیرامون این باتلاق را تا فواصل زیاد، دشت‎های آبرفتی و یا تپه ماهورهای کم ارتفاع تشکیل داده‎اند که بیشینة ارتفاع آنها از 220 متر تجاوز نمی‎کند. زاینده‎رود که از کوه‎های زردکوه سرچشمه می‎گیرد، تغذیه کنندة اصلی این باتلاق است. تعدادی رود و آبراهه‎ فصلی نیز در آب‎رسانی به این باتلاق شرکت دارند که در بیشتر ایام سال خشک هستند. به همین دلیل، گسترة این باتلاق در فصل‎های مختلف سال متغیر است.

از نظر ریخت‎شناسی، باتلاق و حاشیة آن، دارای ریخت‎های متفاوت زیر است.

* بخش آب‎دار که بیشترین سطح این باتلاق را زیر پوشش دارد.

* بخش کرانه‎ای که نیمه‎خشک یا خشک بوده و زیر پوشش کفه‎های رسی و رسوبات تبخیری هستند.

* گسترة زیر پوشش تلماسه‎ها در شمال باختری باتلاق.

باتلاق گاوخونی بخشی از یک فرونشست ناپیوستة زمین‎ساختی است که از دریاچة وان در ترکیه آغاز و پس از عبور از دریاچة ارومیه، دریاچة توزگل اراک به مرداب گاوخونی می‎رسد و به سمت جنوب باختری تا کفه سیرجان و فروافتادگی جازموریان و حتی فروافتادگی ماشکل در پاکستان ادامه می‎یابد. این گودال‎ها، در واقع نوعی فروافتادگی بیش کمانی هستند که در شکل‎گیری آنها گسل‎های پرشیب نقش اساسی دارند.



دریاچة گَهَر : در دامنة جنوبی اشتران‎کوه، دو دریاچة آب شیرین به نام گَهَر بالا و گَهَر پایین وجود دارد که از یکدیگر حدود 100 متر فاصله دارند. دریاچة پایینی بزرگ‎تر از بالایی است و فاصلة خطی دو دریاچه، حدود 1600 متر است . سطح دریاچة گَهَر در ارتفاع 2300 متری است و از شهرهای دورود، ازنا به ترتیب 850 و 430 متر بالاتر است. درازای گَهَر حدود 2100 متر و میانگین پهنای آن 355 متر و مساحت آن حدود 75/0 کیلومترمربع است (نبوی، 1364).

اصلی‎ترین گسترة حوضة آبریز دریاچه، پهلوی جنوبی اشتران‎کوه یعنی «برآفتاب» با حدود 45 کیلومترمربع وسعت است. آب دریاچه محدود به آب‎های سطحی نیست و به نظر می‎رسد که بخشی از آب دریاچه، از چشمه‎های کف تأمین می‎شود.

دریاچة گَهَر در دره‎ای به همین نام در پشت اشتران‎کوه شکل گرفته است در محل دریاچه تودة بزرگی از خاک و سنگ وجود دارد که چون سدی طبیعی در جلوی آبراهه‎های بالادره را گرفته و در نتیجه دریاچه به وجود آمده است. بنابراین، بنیاد دریاچه را همین تودة فروریخته و جنبش گسل‎های گَهَر و دورود تشکیل می‎دهد. زمان تشکیل این دریاچه دانسته نیست و نیاز به مطالعه دارد.





دریاچة مهارلو
: دریاچة مهارلو در حدود 18 کیلومتری جنوب خاوری شیراز قرار دارد. ارتفاع این دریاچه، 1460 متر از سطح دریا و بیشینة ژرفای آن 3 مترگودی است. به همین دلیل میزان تبخیر بالاست و بخشی از بستر آن را لایه‎ای از نمک می‎پوشاند و فقط در بخش‎های شمالی و مرکزی آن، آن هم با ژرفای خیلی کم (حداکثر 50 سانتیمتر) و شوری زیاد،آب وجود دارد. تأمین کنندة اصلی آب این دریاچه رودها و آبراهه‎هایی هستند که از شمال باختری و جنوب خاوری در آن تخلیه می‎شوند. مساحت آن در فصول مختلف متفاوت و تابع بارش‎های جوی است. جدا از تبخیر زیاد، نهشته‎های گچی سازند ساچون و دو گنبد نمکی واقع در خاور این دریاچه، در شوری بی‎اندازة آن تأثیر به سزایی دارند.

دریاچة مهارلو در یک فرونشست ناودیس مانند با روند شمال باختری – جنوب خاوری، شکل گرفته که گسل جوان و لرزه‎ای سروستان از آن می‎گذرد. به نظر می‎رسد که حرکات این گسل به ویژه از زمان پلیستوسن پسین به بعد، موجب تشکیل این فرونشست ناودیس گونه شده باشد. به باور کرینسلی (1970) به دلیل نبود سواحل کهن یا پادگانه‎های بلند، امکان وجود دریاچه‎ای در زمان پیش از پلیستوسن کم است و اگر دریاچه‎ای هم وجود داشته، در نقاطی بوده که امروزه در حاشیة دریاچة فعلی قرار می‎گیرد.

آب این دریاچه از نوع کلریدسدیم – منیزیم، سولفات سدیم(4SO 2Na ، 2 MgCl، NaCl ) است و از نمک این دریاچه برای صنایع پتروشیمی استفاده می‎شود. در ضمن بالابودن پتاسیم و به ویژه منیزیم در شورابه‎های دریاچة مهارلو، امکان استحصال اقتصادی نمک‎های منیزیم به عنوان فرآوردة اصلی و پتاسیم به عنوان محصول فرعی را امکان‎پذیر نشان می‎دهد (وزارت صنایع و معادن، 1381).



دریاچة نمک : از این دریاچه به نام‎های دیگری همچون دریاچة نمک کاشان، دریاچة نمک قم، دریاچة قم، دریاچة آران و دریاچة مسیله، یاد می‎شود و نام دریاچة نمک بیشتر به کار می‎رود. انتخاب این نام به دلیل شوری بسیار زیاد دریاچه است به طوری که در فصل تابستان قطعات نمک بر روی آن شناور می‎شود.

این دریاچه، با درازای 80 و پهنای 30 کیلومتر، یک فرونشست زمین‎ساختی است که در ارتفاع حدود 795 متر از سطح دریای آزاد تشکیل شده و فاصلة آن تا قم حدود 62 کیلومتر است. وسعت و شکل این دریاچه، متناسب با آب‎های تغذیه کننده و میزان بارندگی، تغییرات زیاد دارد و وسعت آن همراه با کفه‎های گلی پیرامون، حدود 1900 تا 2000 کیلومترمربع است. ولی با توجه به شکل و ریخت‎شناسی پیرامون، به نظر می‎رسد در زمان پلیوسن، دریاچة نمک وسعت بیشتری داشته و به احتمال گودی‎های پیرامون اشتهارد، ساوه، ایوانکی قم و کاشان را احاطه می‎کرد. بیش از 250 متر از رسوبات سخت نشدة زمان کواترنر در این دریاچه نهشته شده است که نشانگر زمان کواترنر پیشین تا زمان حال هستند (حفاری‎های شرکت ملی نفت ایران، 1960).

دریاچة نمک در یک فرونشست کم ژرفای زمین‎ساختی تشکیل شده که پیرامون آن تعدادی گسل‎های اصلی و فرعی وجود دارد که بعضی از آنها مانند گسل‎های مرنجاب، راوند (بخشی از گسل کوشک نصرت – زفره)، سیاه‎کوه و دوازده امام، از گسله‎های جوان و فعال کواترنر به شمار می‎روند. این مجموعة گسل‎ها که دو روند متفاوت د‎ارند دریاچه را دربر گرفته تا در تشکیل دریاچه نقش داشته باشند.



دریاچة هامون
: دریاچة هامون با حدود 1800 کیلومترمربع وسعت، بزرگ‎ترین حوضة دریاچه‎ای خاور ایران است که از سه حوضچة اصلی یوزک، صابری و هیرمند تشکیل شده که در فصول کم باران و در زمان بادهای 120 روزه از هم جدا و در زمان‎های پرباران، دریاچة واحدی را تشکیل می‎دهند. هیرمند در ایران، و بخشی از صابری در افغانستان است. رودها و آبراهه‎های زیادی به این دریاچه و باتلاق‎های اطراف آن تخلیه می‎شود که از میان آنها، رود هیرمند بیشترین آبدهی را دارد. از نگاه ریخت‎شناسی، دریاچه‎ها از سه بخش تشکیل شده‎اند:

* دریاچه‎های دائمی، که بیشترین سطح را با ژرفای بیشینه حدود 11 متر دارد.

* دریاچه‎های فصلی، که بصورت نوار به نسبت باریکی پیرامون دریاچه‎های دائمی قرار دارند.

* کفه‎های گلی و باتلاق‎ها، که بیشتر در حاشیة خاوری و جنوب خاوری دریاچه‎ها توسعه دارند.

از دیدگاه زمین‎شناسی، دریاچه یا مجموعة دریاهای هامون بخشی از بلوک ساختاری هیلمند (هلمند) افغانستان دانسته شده که در خاور گسل شمالی – جنوبی هریرود قرار دارد. اما داده‎های منطقه‎ای نشان می‎دهد که دشت زابل بخشی از فرونشست داری‎رود افغانستان است که نقاط پست آن مانند دریاچه‎های هامون، پایانه و محل انباشت بخشی از روان‎آب‎های هندوکُش و آبراهه‎های سرچشمه گرفته از خاک ایران است.



دیگر دریاچه‎های ایران
: تعدادی دریاچة به نسبت کوچک، در نقاط مختلف ایران وجود دارد که چندان شناخته شده نیستند و اطلاعات چندانی از آنها در دسترس نیست. دریاچه‎های زیر از آن جمله‎اند:



دریاچة آب بوندار: این دریاچه در حدود 60 کیلومتری باختر تا شمال باختری شهرستان دهدز قرار دارد و از جمله دریاچه‎های آب شیرین کوهستانی ایران است که در یک فروافتادگی زمین‎ساختی قرار گرفته و از سطح دریا حدود 850 متر بلندی دارد. بیشینة درازای آن 2 کیلومتر و پهنای میانگین، 6/1 کیلومتر است. آب این دریاچه، به طور عمده از چشمه‎های کارستی زیر دریاچه و به مقدار کم از نهرهای کوچکی که در فصول پر باران آب دارند، تأمین می‎شود.



دریاچة مور زرد زیلایی
: این دریاچه در حدود 180 کیلومتری شمال باختری یاسوج و در ارتفاع 2180 متری از سطح دریا قرار دارد. برم‎مورزرد زیلایی و برم‎دلی‎بو نام‎های دیگر این دریاچه است. به نظر می‎رسد که این دریاچه از انواع کارستی باشد و آب آن از چشمه‎های کارستی و روان آب‎های سطحی تأمین ‎شود.



دریاچة سیران‎گل: این دریاچه در جنوب دریاچة ارومیه و در کنارة باختری جادة ارومیه – مهاباد قرار دارد. فاصلة آن از ارومیه 85 کیلومتر است و در 20 کیلومتری شمال خاوری نقده قرار دارد. آب این دریاچه از رودهای فرعی و اغلب فصلی، تأمین می‎شود و به مقدار کمتر، چشمه‎های زیردریاچه‎ای نیز در این امر مشارکت دارند.

بر خلاف دریاچة ارومیه که فوق اشباع از نمک است، این دریاچه از انواع شور می‎باشد.



دریاچة قوری‎گل
: این دریاچه در 18 کیلومتری شمال باختری بستان‎آباد تبریز قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریا 1890 متر است. آب این دریاچه بیشتر از رودها و آبراهه‎های فصلی و سیلابی و به مقدار کمتر از طریق چشمه‎های زیردریاچه تأمین می‎شود و شیرین است.



دریاچة بَزَنگان
: این دریاچه در بلندی‎های کپه‎داغ و در 130 کیلومتری جادة مشهد – سرخس قرار دارد. مساحت این دریاچة آب شیرین، حدود 80 هکتار و بیشینة عمق آن 12 متر است.



دریاچة شط‎تمی
: این دریاچه یک دریاچة کوهستانی در کوه‎های زاگرس است که در نزدیکی کوه منار قرار دارد. راه ماشین‎رو ندارد و می‎توان از الیگودرز یا فریدونشهر، ابتدا به روستای دستگرد و بعد به دریاچه رسید. این دریاچه، به احتمال از منشأ چشمه‎های کارستی است و به دلیل قرارگیری در زون راندگی‎ها، ممکن است منشأ زمین‎ساختی داشته باشد.



دریاچة شورابیل اردبیل: این دریاچه با مساحت تقریبی 64 کیلومترمربع در جنوب اردبیل قرار دارد و از دریاچه‎های شور است. بسترآن پوشیده از گل و لای و لجن سیاه‎رنگ است و نمک به ضخامت 5 تا 8 سانتی‎متر روی آن را می‎پوشاند.



دریاچه یا برکة نئور اردبیل: این دریاچه در 48 کیلومتری جنوب خاوری اردبیل به طرف خلخال و در فاصلة 18 کیلومتری خاور جاده، در منطقة کوهستانی قرار دارد. مساحت کل دریاچه در حدود 1/2 کیلومترمربع و ژرفای متوسط آن حدود 3 متر است. در هنگام تابستان، به علت کم آبی، به دو دریاچة کوچک و بزرگ تقسیم می‎شود. آب آن شیرین است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤
 


مشاهدات کاشفین از قسمتهای دنیا حاکی است، زمانی که از بومی محلی، پیرامون موقعیت اطرافش سئوال می شود، با یک قطعه چوب خطوطی بر زمین رسم کرده، راهنمایی می نماید. هر چند این اطلاعات در حدود چندین کیلومتر است و در محدوده ارتباط وی با سایر قبایل همسایه است. در مقابل درخواستی که از یک فرد بومی در مجمع الجزایر پلی نزی می شود، وی قسمتی از جنوب اقیانوس آرام را با گچ بر روی عرشه کشتی رسم می نماید.
جزایر مارشال واقع در اقیانوس کبیر و در شمال شرقی استرالیا را با اشیاء مختلف مثل گوش ماهی،برگ درختان و هسته های میوه به صورت نقشه هایی تهیه کرده و عوارض مهم زمینی را بر روی آن نشان می دهد.
در مناطق اسکیموها و یا اقوام سرخ پوست مکزیک و دیگر جاهای مختلف نقشه هایی با علایم خاصی که مد نظرشان بوده، کشیده شده و راهنماییهای لازم را نموده اند، لذا مشخص است که رسم نقشه قبل از هنر نوشتن وجود داشته و در ارتباط نزدیک با زندگی بشر بوده است و ما این مطلب را با نظری به نقشه های گذشته مشاهده می کنیم.

بابلیها: در نمایشگاه موزه دانشگاه هاروارد، نقشه ای متعلق به بابلیها وجود دارد که متعلق به 2500 سال قبل از میلاد است و بر روی لوحه گلی کوچکی به عرض 7 سانتی متر نقش بسته است. در موزه بریتانیا نیز لوحه های زیادی است که مربوط به شهر بابل و تقسیم بندی آن می باشد.
مصریها: قسمتی از نقشه ای که بر روی لوحه گلی به دست آمده است، نشانگر آن می باشد که مصریها در ردیف اولین اقوامی بوده اند که مشاهدات خود را در سطح زمین پس از اندازه گیری مستقیم به صورت نقشه معرفی کرده اند. نقشه کانسار طلای جبل البا در حدود 2000 سال قبل از میلاد تهیه شده که در حال حاضر درکشور مصر موجود است. این گونه نقشه ها اغلب برای تعیین حدود اراضی کشاورزی ساحل نیل تهیه شده است. گویا رامسس دوم در سالهای (1332- 1300) قبل از میلاد روش مساحی را پایه گذاری کرده است.
یونانیها: قابل توجه این که نقشه جهان نما منتسب به هومر، که در قرن نهم قبل از میلاد ترسیم شده است، امروزه موجود می باشد. اما آنچه مورد دقت است این که نقشه کشی ریاضی و عملی در یونان شکل گرفت و پایه نقشه برداری طرح ریزی گردید، به طوری که تا دوران اسلامی کار قابل توجهی از دیگران مشاهده نشده است. اغلب تهیه نقشه ها مبتنی بر شیوه یونانیها بوده است.
اولین تئوری درباره شکل زمین ، توسط طالس(قرن ششم و هفتم قبل از میلاد) ارائه گردیده است.آنااکسیماندر((شاگرد طالس)) و آریستاکر، جغرافیدان یونانی اولین کسانی بودند که نقشه را به همراه تحقیقات جغرافیایی سطح زمین شناخته شده آنروز (در قرن ششم قبل از میلاد) تهیه نمودند. و همچنین هیپارکوس کارهایی در این مورد انجام داده است.هرودوت در قرن پنجم قبل از میلاد پیرو آناکسیماندرو آریستاکر بود. وی عربستان را جنوبیترین مملکت روی زمین می دانست. نقشه جهان نمای هرودوت در قرن پنجم قبل از میلاد ترسیم شده است. در 500 سال قبل از میلاد هکاته نقشه آناکسیماندر را اصلاح نموده و شرحی درباره جهان نوشت. در قرن پنجم قبل از میلاد، جغرافیدانان یونانی، دنیا را مستطیلی در نظر گرفتند که طول آن ازشرق به غرب دو برابر شمال به جنوب بود. در سال 350 قبل از میلاد مسیح (ع) ارسطو کرویت زمین را از روی سایه زمین بر ماه به هنگام خسوف ابزار داشت. یکی از دانشمندان منجم و جغرافیدان به نام اراتستن در قرن دوم و سوم قبل از میلاد (276-194 قبل از میلاد) می زیسته است. او در ابتدا توانسته بود کلیه اطلاعات جغرافیدانان و آثار نوشته شده فنیقیها و همراهان اسکندر را مودر مطالعه قرار می دهد و سپس به تدوین جغرافیا پرداخته و نقشه جهان را براساس اطلاعات موجود آن زمان ترسیم نماید. وی اولین محاسبه علمی اندازه گیری محیط کره زمین را انجام داد. بدین طریق که با استفاده از اندازی گیریها انجام شده توسط مصریان، فاصله قوسی از نصف النهار بین اسکندریه و شهر (سین) را محاسبه و سپس شعاع زمین را تعیین نمود. نقشه اراتستن دارای هفت مدار است.


پوزیدوینوس، که در قرن اول و دوم قبل از میلاد(135-49 قبل از میلاد) می زیسته است، محاسبات اراتستن را مجدداً دنبال نمود.
در قرن اول قبل از میلاد، استرابون که بسیاری او را بزرگترین جغرافیدان قدیم می دانند و در محدوده جغرافیایی ریاضی مطالعات بسیاری نموده ، اولین قدم را در تألیف دایره المعارف جغرافیایی برداشته است. معروفترین دانشمند ریاضی و نجوم و جغرافیای حوزه علمی و اسکندریه، بطلمیوس است. وی در سالهای (168-90 بعد از میلاد) می زیسته است و در تهیه نقشه، نقش والایی داشته است. وی به کرویت زمین معتقد بود و کتاب معروف خود را به نام (جغرافیا) در هشت جلد تهیه نمود که هفت جلد آن شامل فهرستی از اسامی هشت هزار مکان با طول و عرض جغرافیایی و تعیین موقعیت آنهاست. جلد هشتم شرحی بر اصول نقشه برداری و جغرافیای ریاضی با تصاویر و مشاهدات نجومی است. متن کتاب در نسخه های خطی همراه با نقشه ای از جهان و بیست و شش نقشه دیگر، اولین اطلس عمومی دنیا را تشکیل می دهند.
رومیها: کمتر به نقشه های هندسی و سیستم طول و عرض جغرافیایی و اندازه گیری نجومی توجه داشتند. نقشه های راههای امپراطوری روم از جمله آنهاست.


چینیها: حکام چین، خود را موظف می دانستند که مشخصات جغرافیایی سرزمینی خود را بر روی نقشه داشته باشند. قدیمیترین نقشه ای که در دست است مربوط به 227 سال قبل از میلاد می باشد. لیکن با توجه به نقش پراهمیت کاغذ در تهیه نقشه و ارزش آن در سال 100 میلادی در چین معمول گشت کمک زیادی به امر تهیه نقشه نمود.پای هیسو بنیان گذار نقشه در کشور چین، در سالهای (253-224 بعد از میلاد) می زیسته است. وی در چندین اصل در نقشه کشی و نقشه برداری از جمله: جهت یابی، تعیین سمت نقاط، تعیین پستی و بلندیها، تعیین دقیق مسافات و زوایا را مطرح نموده است.
دوران رکورد دانش تهیه نقشه در غرب
پس از سپری شدن دوره بطلمیوس، دانش کارتوگرافی چون سایر علوم در مغرب زمین رو به رکورد گذاشت. حال چه با عنوان تحریم علوم مادی در دنیای آن روز و چه مسائل دیگر، احتیاج به نقشه کمتر شد و آنچه که به عنوان نقشه تهیه شد ، بیشتر جنبه تصوری داشت. یک سری اطلاعات و اشکال مجازی، در نقشه جای اطلاعات علمی جغرافیای را گرفته بود. البته فنی و علمی بسیار ضعیف بوده و نمونه آن، جهان نمای هر فورد(اواخر قرن سیزدهم میلادی) است که عدم پیشرفت و تکامل علوم جغرافیای و کارتوگرافی اروپا را تا قرن چهاردهم نشان می دهد. قطر نقشه حدود یک و نیم متر است و در بالای دایره تصویر حضرت مسیح(ع) و در اطراف آن بهشت و کشتی حضرت نوح (ع) و برج بابل و موارد دیگر تزیین شده است. این نقشه مانند نقشه های زمان رومیان، به صورت دایره است و شاید هیچ گونه نقشه ای از دنیا در این دوره وجود نداشته که بر پایه نظریه کروی بودن جهان ترسیم شده باشد. از نقشه ها اغلب جهت تزیین پشت کتابها استفاده می شد.
مسلمانان هر روز می کوشیدند تا از دانش سایر ملل بهره جویند. کار ترجمه آثار علمی قوت گرفته بود، جالب توجه اینکه در میان صدها اثر و رساله ای که از دانشمندان جهان ترجمه شده است یک اثر افسانه ای، اسطوره ای و ادبی دیده نمی شود و تمام ترجمه هایی که مسلمانان انجام داده اند مباحثی از قبیل طب، نجوم، ریاضیات و جغرافیا بوده است.


نقشه در مشرق زمین
در این میان، علوم جغرافیایی و کارتوگرافی(دانش تهیه نقشه) به لحاظ نیاز به جمع آوری اطلاعات از سرزمینهای اطراف و آگاهی به مسائل نظامی منطقه اهمیت خاصی داشته تا ضمن بیان عوارض طبیعی و وضعیت راهها، بنادر،حرف، آداب و رسوم نقشه هایی تهیه می نمودند و به مجموعه اطلاعات کسب شده ضمیمه می ساختند و چنین مجموعه هایی را (( مسالک الممالک)) می نامیدند که به اقتضای بحث ما،بیشتر روی آن تأکید می شود. مسلمین به ایجاد مدارس جغرافیایی پرداختند و در آن علوم جغرافیایی را تدریس نمودند. علوم جغرافیایی در قرن سوم هجری با دانشمندانی چون یعقوبی نویسنده کتاب البلدان شروع شد واین خرد از به صاحب((المسالک الممالک)) و این فقیه صاحب کتابی پیرامون مختصات جغرافیایی شهرها به عنوان ((البلدان))، در قلمرو مسلمین گسترش یافت. محمد خوارزمی ریاضی دان بزرگ و مشهور جهان کتابی به نام ((صوره الارض)) در جغرافیا تألیف نمود که مقاله اول آن درباره نقشه برداری است.اصطخری کتابی به نام مسالک الممالک نوشته است.


ابن حوقل در قرن چهارم هجری می زیسته وی جغرافیدان و سیاح بزرگی بوده که مشاهدات خویش را به نام ((صوره الارض)) تدوین نموده است. مقدسی جغرافیدان و سیاح دیگری است که پس از سالها سیر و سیاحت در بلاد اسلامی به تدوین ((احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم)) پرداخت. سرآمد دانشمندان نجوم و ریاضی و جغرافیا ، ابوریحان بیرونی است که در قرن پنجم هجری قمری می زیسته است. روش ترسیم طول و عرض جغرافیایی بر روی نقشه ها را در کتاب آثار الباقیه به تفصیل ذکر نموده است. که بعدها اروپائیان آن روش را تکمیل نمودند.مشهورترین جغرافیدان و کارتوگراف قرن ششم ((ادریسی)) است. یکی از نقشه های دستی ترسیمی جهان نمای فارسی در موزه اسکوریان مادرید وجود دارد که ظاهراً در قرن هشتم هجری قمری تهیه شده است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علوم، بزرگترین دانشمندان ایران را خواجه نصیرالدین طوسی می داند وی بنیانگذار رصدخانه مراغه و از دانشمندان بزرگ جهان است. خواجه نصیرالدین طوسی می داند دارای تألیفات زیادی در ریاضیات از جمله رساله الغناء است که در آن مثلثات مسطحه و قضایای هندسی و مثلثات کروی به تفضیل بررسی ده و به تعیین اضلاع مثلث کروی پرداخته است. یاقوت حمودی یکی دیگر از جغرافیدانان و سیاحان نامی است که کتاب معجم البلدان نوشته وی درباره فرهنگ جغرافیایی می باشد. در قرن هشتم هجری دو جغرافیدان بزرگ،‌ یکی ((ابوالفدا )) صاحب کتاب تقویم و دیگری ((حمداله مستوفی)) که کتاب ((نزهه القلوب)) از آثار ایشان می باشد، زندگی می کردند. خلاصه این که در مکتب حیات بخش اسلام و در حوزه علمی صدر اسلام و در دانشگاه بزرگ امام جعفر صادق (ع) ، ستارگان علمی در جهان دانش و خرد رشد یافتند که درخشندگی آنها در قرون متمادی پرتو افکنده ، شعاع دانش آنها ری، شام، خوارزم، بغداد، الجزیره، مصر، اندلس،خراسان و ماوراءالنهر را روشن کرد.
نقش مسلمانان از نظر انتقال دانش و بررسی و توجه به آن در قرن دوم و سوم هجری به اوج خود رسید و مراکز علمی پذیرای متفکران و دانشمندان جهان آن روز گردید. قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم عصر ظهور اندیشه ها و ابداعات است. نقش دانشمندان در بخش عظیمی از جهان بسیار چشمگیر است. به تدریج انتقال علوم از طریق کشورهای مختلف همچون اسپانیا و سیسیل و ایتالیا و غیره به اروپا انجام گرفت. نفوذ این اندیشه ها و تفکرات زمینه تحولات علمی در اروپا گردید و زمینه رنسانس علمی فراهم شد.

رنسانس علمی(توسعه و پیشرفت کارتوگرافی در جهان)
در اواخر قرون وسطی و در پرتو اثرات دانش مسلمین، در اروپا، ترسیم نقشه های سواحل مدیترانه روبه پیشرفت و ترقی نهاد و نوع تازه ای از نقشه های دریایی( پورتولان- نیمه دوم قرن سیزدهم میلادی) به وجود آمد که بر روی آنها، سواحل و موقعیت دقیق بنادر به خوبی مشخص و ترسیم شده بود. با توجه به استفاده از قطب نما در آن زمان، شمال در نقشه ها کاملاً مشخص شد. اساس توسعه و رشد کارتوگرافی در قرن چهاردهم میلادی در پی توجه به نقشه های علمی از نظر چاپ و نیز اکتشافات بزرگی بود که به ترقی علوم زمینی از جمله کارتوگرافی و نقشه برداری منجر به گردید. البته نباید فراموش کرد که اختراع ابزارهایی چون قطب نما، کشتیهای مجهز و دیگر وسایل در این امر تأثیر به سزایی داشته اند.
با مشاهده نقشه های مختلف، شکوفایی کارتوگرافی در قرن شانزدهم روشن گردید. در نقشه ای که ژوان دولاکوزا تهیه کرده است، کشور کانادا طوری ترسیم شده که کابوت در سفرنامه خود شرح داده است و آمریکا به شیوه ای که کرستف کلمب بیان نموده، ترسیم گردیده است. همچنین برزیل طبق آنچه ((کلبرال)) و نیز آنچه که ((واسکودگا)) در مسافرت به طرف هند کشف کرده بودند، به خوبی نشان داده شده و لذا با همه نقشه های قبلی متفاوت بوده و مشهورترین نقشه این دوره به حساب می آید. البته در نقشه والدزمولر آلمانی( سال 1507 میلادی) آمریکای شمالی و جنوبی به طور واضح نشان داده شده است. مسافرت ماژلان و همراهانش به دور دنیا در سال 1522 میلادی تمام شد و نتایج آن سفرها، ترسیم نقشه های بهتر و صحیح از جهان بود.
ریپر (سال 1539 میلادی) کارتوگراف پرتقالی که در دربار پرتقال کار می کرد، تنگه ماژلان و اقیانوس کبیر را به خوبی در روی نقشه نشان داد. پس از ساخت کره مارتین بهایم، کره های بزرگ و کوچک جغرافیایی تهیه شد.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳
 

 

جنگل ابر یکى از دست نخورده ترین جنگل هاى ایران واقع در ۳۵ کیلومترى شمال شرق سمنان است. زیبایى آن چیزى فراتر از یک جنگل است،چون یک اقیانوس ابر اضافه تر از جنگل هاى شمال و شمال غرب دارد. این جنگل در استان سمنان و در نزدیکى روستاى ابر واقع شده و تقریباً مرز سمنان و گلستان است؛ جایى که از ضخامت کوه هاى البرز کاسته مى شود و ابرهاى گرفتار در پشت این دیواره از لابه لاى دره ها به سمت جنوب سرازیر مى شوند. به همین خاطر تقریباً از بعدازظهر تا نیمه هاى شب با سرد شدن هوا چنان مى نماید که جنگل به روى ابرها سوار شده است. دید کاملاً محدود و شب بسیار سرد مى شود. این اتفاق منطقه ابر را دگرگون کرده و آب و هوایى متفاوت از سراسر سمنان به آن داده است. جنگل ابر رسم کویرى خارتوران و گرماى بسطام و خرقان را زیر پا گذاشته است. با بیست دقیقه رانندگى در این منطقه مى شود از پوشش انبوه جنگلى و سرماى استخوان سوز به پوشش استپى و سپس کویر رسید. این تناقض و آغشته بودن به ابر دلیل شهرت رویایى بودن جنگل ابر بین طبیعت گردان است.

در قسمت هاى جنوبى جنگل، یعنى قسمتى که به تمدن نزدیک تر است پوشش گیاهى تنک دیده مى شود. هرچه پیش بروى این پوشش انبوه تر مى شود. در عمق جنگل تپه هاى پرشیب وجود دارد که سراسر پوشیده از درختان بلند است. رودخانه اى نیز در این عمق جارى است. مشهورترین درخت منطقه اورس است. درختى با ریشه هاى بلند که روى زمین مى خزد. به خاطر هجوم ابرها و محدود شدن دید باید زمان مناسب را براى راهپیمایى در جنگل انتخاب کرد. آفتاب که بزند مى شود گشت و گذار را شروع کرد. جنگل ابر پر از تپه است. تپه هایى که شیب ملایم و پوشش تنک دارند بهترین انتخاب براى گلگشت اند. از روى همین تپه ها تصویر کوچک قلعه ماران، یادگار ایلامى ها را هم مى شود روى کوه مشاهده کرد. با توجه به اینکه راه پاکوب در این تپه ها کمتر به چشم مى خورد و گاه سراسر تپه پوشیده از گیاه است باید کفش مناسب و گتر به پا داشت. در این گلگشت ها احتمال بر خوردن به گله هاى کوچک گوسفند و بز هم هست که در آغلى کوچک که کنار چشمه هاى پر آب ساخته شده اند نگه دارى مى شوند.

مناطق ابتدایى جنگل ابر ییلاق چوپانان گلستانى است، اما در عمق جنگل اثرى از انسان دیده نمى شود. سه چهار ساعت مانده به غروب، با کاهش دما ابرها به جنگل سرازیر مى شوند و گستره دید کاملاً محدود مى شود. به همین دلیل از این زمان تا دمیدن دوباره آفتاب باید از گردش دست برداشت. همچنین در کوتاه ترین گردش هم باید خوراکى و آب و چراغ قوه به همراه داشت، چون گاهى این ابرها هستند که زمان گردش را تعیین مى کنند. نزدیک صبح دوباره از شدت ابر کاسته مى شود و دره ها از ابر پر و خالى مى شوند. صبح زود بهترین زمان براى عکاسى است. وقتى که ابرها بیایند به خاطر رطوبت نمى توان از دوربین هاى دیجیتال استفاده کرد. تابستان بهترین فصل سفر به ابر است. فقط ممکن است اواخر شهریور، پاییز در رفتن به ابر تعجیل کند. پاییز با اینکه توفان رنگ ها را به جنگل ابر مى برد ممکن است با سرماى طاقت فرسا اجازه گشت و گذار و شب مانى را از گردشگران سلب کند. با توجه به اینکه این منطقه کاملاً دست نخورده است هیچ امکانات رفاهى در آن یافت نمى شود. بنابراین براى گذران شب باید به خانه هاى روستاى ابر و یا چادر زدن در دل جنگل فکر کرد.

اگر بنا بر شب مانى در جنگل باشد بهتر است سفر همراه با تورهاى طبیعت گردى انجام شود. با توجه به سرماى شدید هوا در شب باید کیسه خواب، لباس گرم و بادگیر به همراه داشت. (به دلیل رطوبت ۹۵ درصدى هوا براى جلوگیرى از خیس شدن باید بادگیر پوشید.) برنامه سفر به ابر باید چهارروزه باشد تا بتوان سر راه سرى هم به مقبره بایزید بسطامى در بسطام و آرامگاه شیخ ابوالحسن خرقانى در خرقان زد. برنامه سفر تورهاى طبیعت گردى معمولاً چهارروزه است که یک روز آن به دیدن این مناطق و سه روز دیگر به گشت و گذار در جنگل ابر مى گذرد.

                                                                    

 


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳
 

 

دریاچه گهرنگینی بر دامن اشترانکوه:

این دریاچه یکی از زیباترین دریاچه های کوهستانی ایران است که در ارتفاع 2400متری از سطح دریا قرار دارد. حداکثر عمق آب 28 متر و طول دریاچه 2500 متر و عرض آن 450 متر است . که عریض ترین بخش آن نزدیک به 800 متر است.کف دریاچه دارای بستر سنگی میباشد.رنگ آب دریاچه شفاف و عاری از هرگونه کدورت و بسیار زیبا است و به علت بازتابش نور و شکست آن دریاچه فیروزه ای جلوه میکند.

در سال 1340 سرپرست وقت اداره محیطبانی و شکاربانی لرستان مرحوم سرهنگ جشنیان تعدادی ماهی سیاه بومی را از رودخانه های اطراف صید و در دریاچه گهر بزرگ رها کردند و متعاقبا ایشان در سال 1352 حدود بیست هزار قطعه ماهی قزل آلای رنگین کمان و خال قرمز به وسیله هواپیما در دریاچه ریخته شد که ازدیاد نسل کردند و ظاهرا اینگونه تا دریاچه کوچک و چم چید نیز رفته اند.

دریاچه گهر کوچک در حدود 2کیلومتر تا گله گهر فاصله دارد که در ارتفاع 2470 متری از سطح دریا قرار گرفته است . گهر کوچک همانند برادر بزرگ خود بر اثر لغزش زمین به وجود آمده است و وسعت تقریبی آن حدود7 هکتار و طول آن حدود500 متر و عرض آن 150 متر است.حداکثر عمق آن4 متر است.

دریاچه گهر بر اثر رانش زمین و ریزش سنگها از یخچال جنوبی اشترانکوه سبب شده که این ریزش ها سد طبیعی بر سر راه گذر آبهای جاری ایجاد کند و موجب پیدایش دریاچه گهر شده است.زمین شناسان معتقدند که دریاچه گهر 80 تا 200 متر بالاتر از سطح فعلی بوده است که حرکات و لغزشهای بعدی سبب تشکیل فرم امروزی شده است.

 لفظ گهر به زبان محلی یعنی محلی که آب در آن جمع میشود به صورت آبگیریا تالاب.

دره نی گا بزرگ و کوچک:

در امتداد تنگه تاپله به دریاچه گهر میرسیم که بعد از دریاچه بزرگ تنگ نی گا بزرگ شروع میشود که تا بنار پنبه کار ادامه می یابد.علت بزرگ نامیدن آن وسعت پهنای این قسمت از تنگه میباشد در شمال نی گا بزرگ اشترانکوه قرار دارد.

نی گاه کوچک : چون عرض این تنگ از نی گا بزرگ بسیار کمتر است به این نام شهرت یافته است . این تنگ از بنارپنبه کار شروع می شود و تا روستای ( تی ) ادامه دارددر شمال تنگ ارتفاعات زیبای پریز قراردارد . دره نی گا کوچک مجموعه ای از دیواره های عظیم و ناشناخته و زیبایی است که به حق میتوان از آن به نام گراند کانیون نام برد.

 

مسیر حرکت به سمت دریاچه گهر

دریاچه گهررا شاید بتوان گفت به حق یکی از زیباترین و یا شاید نادر ترین دریاچه های کوهستانی ایران باشد به راستی هر کسی که از این دریاچه دیدن کرده به وجود زیبای خداوند به خاطر وجود چنین طبیعت زیبایی پی برده است

این دریاچه از سالیان دور مورد بازدید گردشگران و کوهنوردان در همه فصول سال بوده است همه گردشگرانی که از این دریاچه چه دیدن کرده اند و چه دیدن نکرده باشند از این دریاچه تعریف کرده اند و وصف بی مثالش را کرده است

تنها راه این دریاچه از شهرستان دورود می باشد و از جای دیگری امکان رسیدن به دریاچه نمی باشد مسیری که از دورود میگذرد قدیمی ترین و مطمئن ترین راه جهت رسیدن به دریاچه می باشد .

بعد از رسیدن به شهرستان دورود از طریق ماشین های باری وانت و یا شخصی به سمت چشمه خرم یا چشمه گهر حرکت میکنیم که مسیری پرپیچ و خم و زیبا و انبوه از درختان بلوط می باشد حدود 1 ساعت تا رسیدن به چشمه خرم بطول می انجامد در بین مسیر نیز از محیط بانی باید حتما برگه تردد دریافت نمود بعد از رسیدن به چشمه خرم که دارای چشمه پر آب و سرد میباشد و دارای مرکز محیط بانی و مکانهایی برای استراحت گروهها می باشد بعد از آماده شدن از مسیری کاملا مشخص و پاکوب به سمت دریاچه حرکت میکنیم ابتدای مسیر با کمی سراشیبی شروع شده و کم کم مسیر هموار تر میشود بعد از گذشت 1الی 1:30 ساعت به محلی می رسیم به نام پنبه کار که در بهار با رویش شقایق های وحشی و لاله های واژگون مانند فرشی خود نمایی میکند در ایام تابستان چادر سیاه محلی برپا میکنند جهت فروش مواد غذایی از این نقطه به بعد باید از مسیر سرازیری به سمت پایین حرکت کنیم حدود 45 دقیقه طول میکشد تا به پایین پنبه کار برسیم که انتهای این مسیر چشمه ای با نام چشمه پنبه کار وجود دارد که بعد از استراحت کوتاه به مسیر خود ادامه میدهیم از اینجا به بعد مسیر ما همراه با رودخانه ای است که از دریاچه گهر به سمت مخالف ما حرکت میکند و ادامه مسیر رودخانه به سمت دره معروف و بکر نی گاه که یکی از زیباترین و جالب ترین دره های لرستان و کشور می باشد ادامه مسیر ما تخت و هموار می باشد در بین را به چشمه آب سفید می رسم که آبی گوارا و سرد که طاقت فرو بردن دست در آن وجود ندارد دارد ٬ادامه مسیر می دهیم تا به ابتدای مسیری به طول 150 متر سراشیبی برسیم که به نام خدا قوت مشهور می باشد چون انتهای راه می باشد و گردشگران خسته از راه هستند برایشان کمی سخت می باشد و حتما استراحتی کوتاه نیاز می باشد بعد از رد کردن خدا قوت حدود 15 دقیقه راهپیمایی کرده تا به نگین زیبای اشترانکوه برسیم با دیدن دریاچه خستگی راه از بدن بیرون می رود واقعا زیباست که با نمای اشترانکوه زیباتر جلوه میکند

  

          

 


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳
 

 

ماسوله ملکه صخره نشین

دهی پله کانی در قلب جنگلهای رودخان ، زادگاه میرزا کوچک خان جنگلی.

ماسوله در ۵۵ کیلومتریرشت در استان گیلان قرار دارد. این شهر در ناحیه‌ای کوهستانی و جنگلی در دامنه‌ای صخره‌ای ساخته شده‌است. ماسوله در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن قرار دارد و از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به تارم علیا محدود است.

حدود هشتصد تا هزار سال پیش مردمانى از نقاط مختلف سرزمین گسترده ایران به دلائل نامعلومى به منطقه ماسوله کوچ کردند. برخى از مردمان محلى نیز از منطقه اى به نام کهنه ماسوله واقع در 6 کیلومترى شمال غرب این شهر با این افراد همراه شدند. طى کاوش هاى انجام شده از محوطه باستانى کهنه ماسوله سفالینه هائى متعلق به قرون پنجم تا هشتم هجرى قمرى بدست آمده است که دقیق ترین مستندات قابل توجه تاریخى مى باشند.

در ۱۰ کیلومتری بالاتر از ماسوله جدید، ماسوله قدیم با آثار و بازمانده‌های انسانی از قبیل سنگ کوره و ... در منطقه‌ای گسترده پراکنده شده است که جزء آثار باستانی بشمار می‌آیند.
زبان مردم ماسوله تالشی است.

ماسوله دارای محله‌های ریحانه بر، خانه بر، مسجدبر، کشه سر و اسد محله است.

قلل مهم ماسوله عبارت‌اند از: شاه‌معلم (شامولوم)، آسمانکوه، لاسه سر، تروشوم و کله قندی. که قله شاه معلم با ارتفاع ۳۰۵۰ متر بلندترین نقطه استان گیلان می باشد

ماسوله دارای معماری منحصر به فردی است. محوطه جلوی خانه‌ها و پشت بام‌ها هر دو به عنوان پیاده رو استفاده می‌شوند. خیابان‌های کوچک و پله‌های بسیار به هیچ وسیله نقلیه موتوری اجازه ورود نمی‌دهد. معماری ماسوله در یک جمله توصیف می‌شود: حیاط ساختمان بالایی پشت بام ساختمان پایینی است. ساختمان‌ها معمولاً از دو طبقه تجاوز نمی‌کنند.

و اما مردمش چه با صفا و چه بی ریایند.پشت بامهایشان را در زیر قدمهایت میگسترند تا بیایی و لحظات را در کنار آنها قسمت کنی.و تو افسون شده این ده افسانه ای پای بر سقف خانه ها مینهی و از دل زندگی ساده شان به سادگی عبور میکنی...ده را که بگیری و بالا بیایی مدام بوی برنج دودی و بادمجان کبابی مشامت را پر میکند.از سر هر پنجره گلدانی گل شمعدانی دیده میشود که جزیی از اسطوره زندگی این مردمان سبز است.زنانی ساده دل و ساده پوش در حیاط خانه ها نشسته اند و با لبخندی از سر مهمان نوازی در حال بافتن عروسکهای رنگین تو را دعوت به نشستن میکنند.

از کناره راه مسجد که عبور کنی با قبرستان ده روبرو میشوی.سنگ قبرهایی قدمت دار و خاکستری و کوچک که نا مرتب در کوچه پس کوچه ها دیده میشوند و تو در میمانی که زندگان و مردگان چه صمیمی در کنار هم آرمیده اند

نمودی از سنتهای دیرینه این سرزمین در دکانهای کوچک و ساده و تمیز ماسوله گرد آمده است

در عمق بازار لابلای دکانها و قهوه خانه ها یک کتاب فروشی کوچک قرار دارد که کتابهای کهنه بسیار نفیس و نایابی در آن پیدا میشود

عروسک‌هاى بافتنى کوچک و جورابهاى دست باف رنگ و وارنگ از معروف‌ترین سوغاتى‌هاى ماسوله است. شهر تاریخى ماسوله همه ساله پذیراى مسافرانى از شهرهاى دور و نزدیک و از خارج از کشور است که به این شهر مى آیند
 

روستاى انبوه  دهکده سکوت

روستاى انبوه در استان گیلان بازمانده از دوران کهن و جلوه‌گاهى از فرهنگ تاریخى مردمان گیل و دیلم است.

روستاى تاریخى، توریستى و کوهستانى "انبوه" در ‪ ۱۸۰کیلومترى جنوب شهر رشت و ‪۱۱۶کیلومترى نیمه شرقى شهرستان رودبار واقع شده است.

این روستا که در دامنه کوه‌هاى البرز شمالى در دل کوه و درامتداد گردنه "نواخان" قرار دارد، به دلیل بن‌بست جغرافیایى، عدم دسترسى آسان به آن و وفادارى مردمان آن به آیین‌ها و رسوم کهن، هنوز فرهنگ غنى کار، تلاش، زحمت و رسوم و باورداشت‌هاى آیینى در آن حفظ شده است.

این روستا گوشه‌اى از فرهنگ چهار هزار ساله "اماردها" است که تاریخ مردى و جوانمردى را از آنان به وام گرفته است

انبوه که ریشه تاریخى مردم سرزمین گیل و دیلم است، همچنین در قلمرو قهرمانان زوبین انداز و ماجراجوى دیلمى قدیم واقع است.

هنوز صداى چکاچک شمشیر سرداران دیلمى در پشت صخره‌ها و شیهه اسبان آن از میان دره‌هاى انبوه به گوش مى‌رسد

دژهاى متعدد منطقه هر انسان ژرف اندیش را به فراخناى تاریخ گذشته این سرزمین فرا مى‌خواند تاهمچنان بایستید وهرگونه تهاجم را باشمشیر مقاومتان دفع کنید.

براساس مستندات تاریخى "پل خشتى طاقى" این روستا در زمان حکومت عباسیان ساخته شده است و " مسجدجامع" روستاى انبوه نیز براساس سنگ قبرهاى مکشوفه یک هزار و ‪۲۰۰سال قدمت دارد.

این روستا همچنین داراى یک قلعه باستانى بنام "چسیمارود" و "قبرستان باستانى گروچل" است.

قدیمى‌ترین سنگ قبر به دست آمده استان گیلان که متعلق به دوره اسلامى سال ‪ ۴۵۱هجرى قمرى مى‌باشد، مربوط به این روستا است

جشن محصول انار که از آیین‌هاى جذاب و نشانى از ذوق فرهنگ بومى مردم این منطقه است، صحنه‌هاى زیبایى از مردم شناسى این آب و خاک به نمایش گذاشته مى‌شود.

مردمان این سرزمین هنوز به گویش تاتى که یکى از گویش‌هاى باستانى ایران محسوب شود و ریشه در زبان پهلوى دارد، تکلم مى‌کنند.

حضور اهالى با لباس سنتى ،خصوصا دختران با پوشش کاملا محلى و به رنگ‌هاى زیبا در مراسم انارچینان بیش از هر چیز دیگرى جلب توجه مى‌کرد.

کسوت ریش سفیدى همچنان در روستاى انبوه از جایگاه ویژه‌اى برخوردار است حضور ریش سفیدان و طلب رخصت از آنان از صحنه‌هاى دیدنى مراسم انار چینان بشمار مى‌رود.


 

ابیانه موزه سرخ

 پلکانی به درون تاریخ

ابیانه در زاویه شمال غرب کوه کرکس و منتهی الیه رودخانه برز واقع شده است. فاصله آن تا جاده نطنز کاشان 22 کیلومتر است .خانه های این روستا بر روی دامنه شمالی دره با شیبی تند و سرسبزی که از سنگ های رسوبی سبز رنگ است واقع شده اند.خانه ها از رنگ سرخ منحصر به این محل و با اسلوب ساختمانی خاص در سطحی محدود به صورت پلکانی و مسلط بر یکدیگر بنا شده اند. بر بالای ساختمان این دیواره سنگی زیبایی ، دیواره شمالی روستا را تشکیل داده است که ساختمان این دیواره سنگی و هماهنگی رنگ آن با ساختمان خانه ها برای هر گردشگری جالب توجه است . موقعیت طبیعی روستا به شکل یک بشقاب گود بیضی شکل است که اطراف آن را رشته کوههای دیواره مانند احاطه کرده اند.آب و هوای روستا ییلاقی و زمستان آن طولانی است ، البته هوا در سراسر سال لطافت خاصی دارد.قدمت فرهنگ و زبان مردم ابیانه به دوران هخامنشیان و ساسانیان می رسد.

ابیانه پلکانی است به درون تاریخ ، در خانه های قدیمی آن هنوز ظروف سفالی با قدمتی چند صد ساله وجود دارد. سبک خانه سازی در این روستا به دوره صدر اسلام تا زمان صفویه و پس از آن پیوند می خورد.مصالح به کار رفته در ساختمان های ابیانه ، چوب درخت چنار ، خاک رس قرمز ، خشت ، آجر و سنگ است .

برخی از اماکن و بناهای تاریخی ابیانه شامل موارد زیر هستند:

آتشکده هارپک : این آتشکده در وسط روستا قرار دارد و مربوط به عهد هخامنشی است. بر خلاف اسلوب ساختمان های محل ، این بنا از پایه تا پوشش سقف با طاق ضربی و با سنگ لاشه و گچ ساخته شده که به همین دلیل در 50 سال اخیر مورد توجه محققان قرار گرفته است.

قلعه ها :

ابیانه شامل سه محله به نام های پایین هر ده ، سیمان و پل است . این محله ها قلعه های استحفاظی دارند که اینک نیمه مخروبه باقی مانده اند. قلعه پایین هر ده صخره ایی است و فقط از طرف در ورودی راه آمد و شد دارد که در مواقع اضطراری پناهگاه مناسبی است. محله پل و سیمان بطور مشترک یک قلعه دارند که بر ستیغ کوه سنگی ساخته شده است. بر دامنه جنوبی روستا ، قلعه یاله همونه دیده می شود. قلعه مخروبه دیگری به نام قلعه نزاتون نیز در سمت شرق در باغ های روستا قرار دارد.

مسجد برزله و مسجد حاجتگاه  ، امامزاده ابیانه ، خانقاه نیز از آثار دیدنی این شهر محسوب می شوند.

 

روستای میمند

روستاى میمند کرمان بى شک یکى از باستانى ترین سکونتگاه هاى بشر در جهان است که از دوازده هزار سال پیش تا کنون همچنان پا برجاست و به حیات خود ادامه میدهد. به عقیده محققین هسته هاى اولیه روستاى میمند متعلق به زمانى است که ایرانیان مهر پرست بوده اند و آنها را مقدس مى شمرده اند. آنها تاریکى غارها را براى عبادت برگزیده و مرده هاى خود را درون دخمه هاى کنده شده در کوه قرار مى دادند. و بدین ترتیب در میمند تعدادى عبادتگاه و مقبره بنا گردیده. مهرپرستان به پایدارى، استقامت و زوال ناپذیرى کوه ها معتقد بودند و بر اساس همین اعتقاد خانه هاى خود را نیز در دل کوه مى کندند. عده اى از محققین نیز معتقدند که مهر پرستان از غار هایى که با دست در دل کوه مى کنده اند فقط براى عبادت و دفن مردگان استفاده میکردند و بعد از مدتى بنا به اضطرار ناشى از آب و هوا سکونت گزیده اند. آئین مهر پرستى قبل از ظهور زرتشت در ایران رواج و تا مدتها از ظهور وى نیز ادامه داشته است. بر اساس دانسته هاى جدید تاریخ ظهور زرتشت 6000 سال قبل از میلاد مسیح و لذا قدمت میمند حداقل 6000 سال پیش از میلاد مسیح مى باشد. نقوش 10 هزار ساله و سفال هاى 6000 ساله از جمله مستندات مکشوفه اى هستند که تاریخ میمند را گواهى مى دهند. میمند به دلیل استحکام دفاعى در طول تاریخ کمتر دستخوش تحولات کالبدى و اجتماعى شده و بیشترین تغییر آن مربوط به چند ماه اخیر است. مجموعه اى از آثار بسیار قدیمى همچون خانه هاى صخره اى پراکنده معبد، قلعه و برجهاى مختلف ( مربوط به هزاران سال پیش) وجود دارد که میمند را از یک روستا به یک مجموعه با تمدن خاص تبدیل مى کند. این تمدن در ابتداء بر گرفته از آئین مهر پرستى و بعد از آن آئین زرتشت بوده است.

در سطح شیب دار و در طبقات مختلف (2 تا 5 طبقه) بریدگى هایى به صورت شکاف هاى افقى ایجاد شده است. طول این بریدگیهایى که به آنجا کیچه گفته مى شود به 6 الى 9 متر مى رسد تا د ر انتها به ارتفاع مورد نظر براى کندن خانه میرسد انتهاى کیچه به فضائى ایوان مانندی به نام دالان مى رسد که مهمترین عنصر محل است به لحاظ اینکه اغلب امور روزمره خانواده در آن صورت مى گیرد در اطراف هر کدام از این دالانها بین یک تا پنج خانه صخره اى وجود دارد این منازل مسکونى در پنج طبقه و به شکل پلکانى و یک در میان روى هم قرار دارند. به نحوى که هیچکدام از آنها با یکدیگر برخوردى ندارند. فاصله کیچه ها در طبقه زیرین بیشتر از فاصله آنها در طبقات بالایى است. در حدود 400 کیچه کوچک و بزرگ در میمند وجود دارد. فضاى داخلى خانه ها گاهى شکل مربع مستطیل یا مدور دارد و از ورودى کوتاهى که ارتفاع آن به 75 تا 76 سانتیمتر میرسد نور مى گیرند. درهاى ورودى چوبى و به داخل دیوار ایوان روزنه اى ایجاد کرده اند که از طریق آن و بوسیله ابزارى به نام کلیدون (کلید دان) در قفل یا باز مى شود شکل ورودى اتاق ها در روستاى میمند منطبق با مدل بدن انسان است. به طورى که عرض ورودى در قسمت پائین یعنى 65 الى 80 سانتى متر میرسد پایین ورودى منازل از سطح کیچه حدود 15 تا 20 سانتى متر برجستگى دارد که این برجستگى مانع ورود آب و خاک به داخل منازل مى شود. بر بدنه شیبدار تپه هاى غربى و شرقى مسیرهاى متعدد پیاده به صورت خطوط نسبتا" کمرنگ مشاهده مى شوند اما این مسیرها نمى توانند چندان دائمى باشند. زیرا با قطعات سنگهایى که از بالا دست حرکت میکنند و یا بوسیله اهالى مرتبا" در حال تغییر هستند در لابلاى حفره هاى مسکونى بى هیچ نظمى چرخش مى کنند. مى توان ادعا نمود که در روستاى صخره اى میمند بر خلاف همه سکونتگاه هاى شناخته شده شهرى و روستائى کوچه ها یا معبرى وجود ندارد کوچه در فرهنگ میمند صرفا" به مسیرهاى افقى که در دل شیبدار تپه ها به عمق رفته و در انتها به منازل غار مانند مسکونى مى رسد اطلاق می شود.

آب و هواى میمندکرمان از نوع معتدل کوهستانى و داراى زمستانهاى سرد و تابستانى معتدل است. روستاى میمند در مرز مشترک دشت و کوهستان قرار دارد. این دشت در فاصله شهربابک و میمند قرار دارد و در گذشته پوشیده از درختان پسته و بادام وحشى بوده است و د رحال حاضر محدود به دشتهاى اطراف روستاى میمند مى شوند کمى نزدیکتر به روستاى میمند درختان توت و شاه توت به وفور یافت مى شوند و دشت میمند همچنین مملو از جانوران بیابانى، همچون مار، سوسمار، جوجه تیغى، لاک پشت و ... است به علاوه در کوهستانهاى میمند نیز حیوانات وحشى مختلفى همچون آهو و پلنگ، گرگ، روباه، گورخر، بزکوهى، و پرندگان شکارى یافت مى شوند چندین رودخانه فصلى و تعدادى قنات و چند چشمه در میمند و اطراف آن وجود دارد که موجب رونق کشاورزى در این منطقه شده است. کشاورزى در میمند همچون سایر آثار طبیعى جلوه ویژ ه اى به این روستا میدهد. در فصل بهار میمند زیباترین چهره را به خود مى گیرد . طراوت، شادابى و سرسبزى دشت میمند و آب و هواى مطلوب آن انبوهى از جمعیت شهرها و روستاهاى اطراف را به سمت خود مى کشد و مردم اوقات فراغت خود را در این روستا و در کنار چشمه ها ،قنات ها و رودخانه های میمند میگذرانند.

مردم میمند مصرف‌کننده گیاهان دارویى هستند و سعى مى‌کنند کمتر نزد پزشک بروند. از جمله گیاهان دارویى میمند مى‌توان به آویشن سیاه، کاکویى، مریم گلى، بومادران، آلاله، زیره، ترنجبین، اسطوخودوس، مخلسه، اکلیل‌الملک، زوفا، ختمى، انقوزه، بارهنگ، خارخسک، رازیانه، پرسیاوشان، پونه، شیرین بیان، خاکشیر و شاتره اشاره کرد. در کتاب "میمند شاهکار جاودان" نیز آمده: از مهمترین گونه‌هاى پستانداران موجود در منطقه میمند مى‌توان پلنگ، کل و بز، قوچ و میش، آهو، گراز، روباه، خرگوش، تشى، گرگ، شغال ، موش و خفاش را نام برد. پرندگان این منطقه نیز عبارتند از دلیجه، تیهو، کبک، هوبره، کبوترچاهى، جغد کوچک، زنبورخوار، هدهد، دارکوب، چکاوک، کاکلى،گنجشک، چلچله و کلاغ. کبرى ابراهیمى در این کتاب مى‌نویسد: در گذشته حوزه میمند داراى ‪ ۷۲رشته قنات بوده ولى امروزه داراى دو رشته قنات به نامهاى کلو مرادیها و کلو میمند است . علاوه بر این دو قنات، دو چشمه آب شیرین نیز در منطقه وجود دارد. در حوزه میمند رودخانه دایمى وجود ندارد و رودخانه‌هاى مورنگ، لاخیس و لاخورین رودخانه‌هاى فصلى این منطقه هستند.

در میمند علاوه بر خانه‌هاى صخره‌اى، حمام، مدرسه، مسجد، حسینیه، آتشکده و آسیاب آبى نیز وجود داشته است. حمام میمند فضایى بسیار جالب و دیدنى است زیرا بر اساس اصول فنى و مهندسى ساخته شده است. این حمام سالها است که به کار خود ادامه مى‌دهد. مدرسه قدیمى میمند نیز مانند دیگر کیچه‌ها است که مدتها متروکه بوده اما امروزه به همت میراث فرهنگى مرمت و احیا شده است. طول مدرسه قدیمى حدود ‪ ۱۸متر، عرض آن ‪ ۱/۵تا شش متر و ارتفاع آن به ‪۳/۵ متر مى‌رسد. مسجد میمند هم که در وسط روستا قرار دارد به شکل کیچه است. فضاى مسجد با سه ستون از کمر(کوه) تراشیده درست شده که به وسیله پرده‌اى بخش زنانه و مردانه آن مجزا مى‌شود. محراب و سکوى آن و همچنین جاکفشى‌هایى در دیوارها در دو سوى کمر تراشیده شده است. مسجد میمند حدود ‪ ۱۲۰مترمربع مساحت دارد. حسینیه میمند نیز با سه در ورودى و سر صفه‌هاى آجرى در میدان وسیعى قرار گرفته است. این حسینیه از به هم پیوستن چند کیچه درست شده به این ترتیب که بخشى از دیوارهاى مشترک بین اتاقها را حذف کرده‌اند و فضایى بزرگ به وجود آورده‌اند، البته براى حفظ سقف نیز ستونهایى نگه داشته‌اند. منبرى تراشیده از کمر کنار یکى از ستونها وجود داشته که به دلیل کمبود جا آن را از بین برده‌اند و امروزه منبر حسینیه از جنس چوب است. کیچه "دوبندى" یکى از کیچه‌هاى دیدنى میمند است که برخى کارشناسان باستانشناسى به علت وجود آتشدانهاى بزرگ آن را آتشکده نامیده‌اند. عده‌اى هم معتقدند در ابتدا اینجا محل عبادت مهرپرستان بوده و بعد از منسوخ شدن آیین مهرپرستى و رواج دین زرتشت از آن به عنوان آتشکده استفاده مى‌شده است

                          

 

کندوان  
 کندوان در 50 کیلومترى جنوب غربى تبریز؛ یکى از روستاهاى دهستان سهند مى باشد که در 18 کیلومترى جنوب اسکو، در دامنه سرسبز سلطان داغى واقع شده است آنچه به کندوان هویت باستانى داده وجود 117 خانوار و منزل مسکونى در درون توده هاى مخروطى و هرمى شکل صخره اى است. روستاییان کندوان داخل این توده ها براى خود خانه مسکونى، آغل، انبار و کارگاه ایجاد کرده اند.

معمارى صخره اى، حاکى از صحنه هاى مبارزه و جدال انسان با طبیعت و در خدمت گرفتن صخره هاى طبیعی است.

در اثر فعل و انفعالات آتشفشانى کوه هاى سهند؛ منظره‏اى در یکى از خوش آب و هواترین نقاط ایران ایجاد شده که بیشتر به نظر خواب و خیال مى آید. ده ها کران چندتایى، جفتى، تکى، مخروطى شکل و دوک مانند؛ یکى از بهترین مناظر طبیعى ایران را مجسم ساخته است.

روستای کندوان داراى مسجد، حمام، مدرسه و آسیاب مى باشد که کران مسجد یکى از بزرگترین کران هاى روستا را تشکیل داده است. به دلیل  شکل مخروطى خاص، اغلب کران هاى داراى طبقات مختلف، از داخل با یکدیگر ارتباط ندارند. کران ها عموما داراى دو طبقه بوده و در بعضى موارد سه و حتى چهار طبقه نیز در آنها ایجاد کرده اند.

ارتباط طبقات بالایى کرانها با خارج، از طریق پلکان های بسیار زیبایى از بدنه خود کران تامین گشته است. طبقه هم کف، اکثرا اصطبل بوده و طبقات دوم و سوم و چهارم به عنوان سکونت گاه استفاده می شود. در بعضى موارد از طبقه چهارم به عنوان انبار نیز استفاده کرده اند. آبریزها اکثرا در کنار معابر و در خارج از کران ها و محیط مسکونى قرار داشته و هر چند خانواده به طور مشترک داراى یک آبریز هستند. آبریزها اکثرا داراى چند محل نشیمن و انباره مى‏باشد که بستگى به شیب زمین دارد. به خاطر قطر و ضخامت زیاد کران ها، ایجاد نورگیر در طبقات پایین کار بسیار مشکلى است، بدین مناسبت نورگیرها اغلب در طبقات بالا واقع شده اند. جنس پنجره ها از چوب بوده اغلب به شکل شطرنجى و در آنها قطعات کوچک شیشه تعبیه شده است.

کندوان یکی از سه روستای صخره‌ای جهان است که این موجب جذابیت بی‌نظیر آن شده است. معماری روستای کندوان و جاری بودن زندگی مردم در قالب بافت قدیمی‌ آن یک استثنا در دنیا به حساب می‌آید. چرا که دیگر در ترکیه و آمریکا کسی در کاپادوکیه و داکوتا زندگی نمی‌کند. کندوان روستایی است بنا شده در صخره و تنها سازه این دهکده را سنگ‌ها تشکیل می‌دهند. خانه‌ها هرمی ‌شکل هستند و برای دام‌ها نیز حفره‌هایی در سنگ‌ها بنا شده است.

چشمه آب معدنی کندوان نیز یکی از جاذبه‌های این روستای ۶ هزار ساله محسوب می‌شود. آب این چشمه با کمترین درصد سنگینی برای درمان بیماری‌های کلیوی بسیار مفید است.

                                            


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳
 

 

هر چند که اطلاع دقیقى از تعداد آبشارهاى کشورى وجود ندارد؛ اما با توجه به کوهستانى بودن بخش عمده‌اى از ایران، آبشار‌ها در بخش‌هاى زیادى از کشورمان مشاهده مى‌شوند. آبشارها یکى از جلوه‌هاى خاص عظمت الهى هستند که ناخود آگاه هر بیننده را به تحسین خالق متعال وادار مى‌کنند

علاقه به آب از دیرباز در ذات هر ایرانى موج مى‌زند و هر کجا که آب و آبشارى باشد میعادگاه عاشقان طبیعت خواهد شد.

آبشارهاى بسیارى در ایران وجود دارند که نامشان با تاریخ ایران در هم آمیخته است. آبشارهایى چون اخلمد، افرینه، گنجنامه، نیاسر، شوشتر، بیشه، قره سو، سمیرم و تنگه‌واشى نمونه‌هایى هستند که از جنبه‌هاى سیاحتى و اقتصادى مورد توجه حاکمان وقت بوده‌اند و از بسیارى از آن‌ها براى ساخت آسیاب‌هاى آبى کمک گرفته شده است. همچنین آبشارهاى شوشتر به عنوان اولین تاسیسات صنعت آب و صنایع جانبى جهان در زمان ساسانیان، در فهرست آثار جهانى به ثبت رسیده است و آبشار گنجنامه همدان در کنار کتیبه‌هاى تاریخى کوروش، نشانگر اوج شکوه و عظمت ایران باستان مى‌باشد.

                                                                     

آبشار آسیاب خرابه واقع در جلفا

این‌ آبشار یکى‌ از زیباترین‌ نقاط دیار‌ آذربایجان پیرامون‌ شهر جلفا است‌ که‌ به‌علت‌ بقایاى‌ ویرانه‌هاى‌ یک‌ آسیاب‌ آبى‌، به‌ این‌ نام‌ مشهور شده‌ است‌. در این‌ منطقه‌ چشمه‌اى‌ وجود دارد که‌ آب‌آن‌ از کوه‌ کیامکى‌ تامین‌ مى‌شود. در کناراین‌ چشمه‌ درختان‌ زیادى از جمله انجیر روییده‌اند. آب‌ پس‌ از تبدیل‌ به‌ آبشارى‌ بسیارزیبا به‌ ارتفاع‌ حدود 10 متر به‌ یک‌ جویبار در ته‌ دره‌ مى‌پیوندد. در سمت‌ راست‌ ته‌ دره‌ آبشارهاى‌ فراوانى‌ بوجودآمده‌ و تمام‌ سطح‌ دیواره‌ها از خزه‌ و گیاهان‌ آبزى‌ پوشیده‌ شده‌ است‌. صدها آبشار کوچک‌ و بزرگ‌ و صداى‌یکنواخت‌ ریزش‌ آب‌، چشم‌انداز بدیع‌ و هواى‌ خنک‌ از عناصر جذاب‌ و دلپذیر این‌ آبشار است‌.

استان‌ مازندران‌ به‌ دلیل‌ شیب‌ تند سلسله‌ جبال‌ البرز که‌ سرچشمه‌ رودهاى‌ فراوانى‌ است‌، آبشارهاى‌ کوچک‌ و بزرگ‌ متعددى‌ را در خود جا داده است. از آن‌جایى‌ که‌ اکثر این‌ آبشارها در ارتفاعات‌ و دامنه‌هاى‌ بلند البرز قرار گرفته‌اند، اقلیمى‌ مساعد و هوایى‌دلپذیر به‌ ویژه‌ در فصول‌ بهار و تابستان‌ دارند هستند. اهم‌ این‌ آبشارها عبارتند از: آبشار آمل، آبشار ایج‌ یا ده‌قلو و آبشار هریجان‌

استان‌ کهگیلویه‌ و بویراحمد نیز باید به عنوان شهر آبشارها نام برد. این استان زیباى کشورمان آبشا‌هاى‌ فراوان‌ و بسیار زیبایى‌ دارد که‌ همواره‌ از عوامل‌ مهم‌ توسعه اکوتوریسم‌ این استان محسوب‌ مى‌شوند

معروفترین آبشا‌رهاى این استان عبارتند از:

آبشار بهرام‌ بیگى‌ بویراحمد

آبشار بهرام‌ بیگى‌ با ارتفاع‌ تقریبى‌ 30 متر در حد فاصل‌ پاتاوه‌ و لوداب‌ بهرام‌ بیگى‌در ناحیه‌ جنوبى‌ رشته‌ کوه‌ دنا، جلوه‌اى‌ از طراوت‌ و شادابى‌ و زیبایى‌ را به‌ نمایش‌ مى‌گذارد. این‌ آبشار در دل‌دشت‌هاى‌ سرسبز و جنگل‌ بلوط‌ ناحیه‌ لوداب‌ بویراحمد قرار دارد و تفرجگاهى‌ مهم‌ به‌ شمار مى‌رود.

آبشار کُنج‌ بنار گچساران

این‌ آبشار در 7 کیلومترى‌ شمال‌ گچساران‌ و در دامنه‌ کوه‌ خالییز واقع‌ شده‌ است‌، این‌آبشار 30 متر ارتفاع‌ دارد و آب‌ آن‌ از چندین‌ چشمه‌ تأمین‌ مى‌شود. با وجود هواى‌ بسیار گرم‌ شهرستان‌ گچساران‌،هواى‌ این‌ ناحیه‌ بسیار خنک‌ و مطبوع‌ است‌. در روستاى‌ بنار، در نزدیک‌ این‌ آبشار، آرامگاه‌ امام‌زاده‌اى‌ نیز وجوددارد که‌ مورد رجوع‌ مردم‌ بومى‌ است‌.

آبشار مارگون‌ یاسوج

آبشار بزرگ‌ و معروف‌ مارگون‌ در مرز دو استان‌ کهگیلویه‌ و بویراحمد و فارس‌ قرار دارد.این‌ آبشار در شرق‌ یاسوج‌ و در کنار روستاى‌ مارگون‌ واقع‌ شده‌ است‌. این‌ آبشار بسیار بلند و به‌ دلیل‌ قرار گرفتن‌ درداخل‌ تنگه‌ زیباى‌ مارگون‌ و تعدد رگه‌هاى‌ آبشارى‌ که‌ به‌ درون‌ دره‌ و مسیر رودخانه‌ مى‌ریزند و همچنین‌ به‌ دلیل‌پوشش‌ جنگلى‌ و درختانى‌ که‌ در اطراف‌ آبشار وجود دارد، از دیگر آبشارهاى‌ این‌ استان‌ معروف‌تر است‌. درپیرامون‌ این‌ آبشار علاوه‌ بر جریان‌ رودخانه‌ها و چشمه‌ها، زیبایى‌هاى‌ طبیعى‌ دشت‌هاى‌ مملو از لاله‌ واژگون‌ وگل‌هاى‌ رنگارنگ‌ ختمى‌ و دیگر گل‌هاى‌ وحشى‌، منظره‌اى‌ بدیع‌ پدید مى‌آورند که‌ دیدار از آن‌ را به‌ خاطره‌اى‌فراموش‌ نشدنى‌ تبدیل‌ مى‌کنند.

آبشار یاسوج‌

در چند کیلومترى‌ شهر یاسوج‌ در سمت‌ راست‌ جاده‌اى‌ که‌ از این‌ شهر به‌ سى‌سخت‌منتهى‌ مى‌شود، نزدیکترین‌ آبشار به‌ مرکز استان‌ با نام‌ آبشار یاسوج‌ در تنگه‌اى‌ به‌ همین‌ نام‌ قرار گرفته‌ است‌ که‌ ازجمله‌ جاذبه‌هاى‌ توریستى‌ استان‌ در فصل‌ بهار و تابستان‌ محسوب‌ مى‌شود. باغ‌هاى‌ سرسبز اطراف‌ آبشار و آب‌و هواى‌ مساعد آن‌، زیبایى‌ و جذابیت‌ ویژه‌اى‌ را به‌ این‌ آبشار بخشیده‌ است‌. زیبایى‌ این‌ منطقه‌ در بهار و تابستان‌وصف‌ناپذیر است‌. وجود گونه‌هاى‌ مختلف‌ پرندگان‌ و انواع‌ گل‌هاى‌ زیبا، پیرامون‌ آن‌ را به‌ یکى‌ از جاذبه‌هاى‌توریستى‌ مهّم‌ استان‌ و ایران‌ تبدیل‌ کرده‌ است‌.

استان تاریخى لرستان نیز آبشارهاى زیادى را در خود جا داده است. از جمله این تفرجگاه ها مى توان موارد زیر را نام برد.

آبشار چکان‌

آبشار چکان‌ در دامنه‌ ارتفاعات‌ مشرف‌ بر دره‌ چکان‌ در جنوب‌ شهرستان‌ دورود واقع‌ شده‌است‌. این‌ آبشار زیبا از درون‌ غارى‌ مشرف‌ بر زمین‌هاى‌ زراعى‌ چکان‌ بیرون‌ مى‌جهد و طول‌ فوران‌ آن‌ به‌ دهها مترمى‌رسد. اطراف‌ آبشار منطقه‌اى‌ وسیع‌ با فضایى‌ مطلوب‌ و دل‌انگیز است‌ که‌ در سه‌ کیلومترى‌ آن‌ امام‌زاده‌اى‌ به‌نام‌ «ابوعلى‌ (ع‌)» واقع‌ شده‌ است‌. آب‌ این‌ آبشار در اواخر پاییز به‌ مرور خشک‌ مى‌شود و در روزهاى‌ اولیه‌ شروع‌فصل‌ بهار مجدداً با همان‌ فوران‌ به‌ بیرون‌ مى‌جهد. این‌ آبشار یکى‌ از عجایب‌ و زیبائى‌هاى‌ طبیعت‌ لرستان‌محسوب‌ مى‌شود.

آبشار شوى بزرگترین آبشار ایران

این‌ آبشار زیبا در حوالى‌ روستاى‌ شوى‌ از توابع‌ شهرستان‌ دورود واقع‌ شده‌ است‌. این‌ آبشارزیبا و دلنشین‌ از غارى‌ بیرون‌ مى‌جهد و از گردنه‌اى‌ بلند به‌ پایین‌ دره‌ سرازیر مى‌شود. در فصل‌ بهار از سراسرکشور مردم‌ علاقمند براى‌ تفریح‌ به‌ سوى‌ این‌ آبشار روى‌ مى‌آورند. این‌ آبشار در گویش‌ محلى‌ به‌ «طاف‌ شوى‌»معروف‌ است‌.

آبشار تاف‌

آبشار نوژیان‌ در 30 کیلومترى‌ جنوب‌ شرقى‌ خرم‌آباد و در ناحیه‌اى‌ جنگلى‌ به‌همین‌ نام‌ واقع‌ شده‌ است‌. این‌ آبشار یکى‌ از زیبایى‌هاى‌ طبیعت‌ لرستان‌ است‌ که‌ هر ساله‌، بسیارى‌ از مردم‌ را به‌سوى‌ خود جلب‌ مى‌کند.


آبشار‌هاى خضر، کردعلى، سمیرم‌ و تخت‌ سلیمان‌ نیز از جمله آبشارهاى اصفهان به شمار مى آیند که به دیار نصف جهان جلوه اى دیگر بخشیده‌اند. به ویژه آبشار خضر که یکى‌ از آبشارهاى‌بلند رشته‌ کوه‌ دنا بوده و‌ زیبایى‌ آن‌ همواره‌ مردم‌ و مسافران‌ را بسوى‌ خود جذب‌ مى‌کنند. تخت سلیمان نیز در جبهه‌ شمالى‌ رشته‌ کوه‌ دنا و در چند کیلومترى‌ روستاى‌ آب‌ ملخ‌، آبشار تخت‌ سلیمان‌از فراز کوهستان‌ بر رودخانه‌ مارب‌ سرازیر مى‌شود. این‌ آبشار با مناظر طبیعى‌ پیرامون‌ در هم‌ آمیخته‌ و فضاى‌زیبائى‌ پدید آورده‌ است

ایلام نیز دربرگیرنده آبشارهایى چون آبشار آب‌ تاف‌ واقع در دهلران‌ و آبشار چم‌آو است.

آبشار آب‌ تاف‌ که‌ در مسیر میمه‌ به‌ پهله‌ زرین‌ آباد شهرستان‌ دهلران‌ واقع‌ شده‌ و در زمره‌آبشارهاى‌ زیباى‌ استان‌ ایلام‌ مى‌باشد.

آبشار سرطاف ‌دیگر آبشار ایلامى است. آبشار زیباى‌ سرطاف‌ در شهرستان ‌ایلام‌ واقع‌ شده‌ است‌ و یکى‌ از تفرجگاه‌هاى‌ عمومى‌مردم‌ ایلام‌ مى‌باشد. پیرامون‌ این‌ آبشار سرسبز و بسیار زیباست‌.

اما دیار عشایر و لاله‌هاى واژگون که آن را امروزه چهارمحال و بختیارى مى‌نامیم نیزبرخوردار از آبشا‌هایى است که تماشاى آن‌ها وجد خاصى را در گردشگران ایجاد مى کند. مشهورترین این آبشارها عبارتند از:

آبشار آتشگاه‌

این‌ آبشار در فاصله‌ 40 کیلومترى‌ شهر لردگان‌، در روستاى‌ آتشگاه‌ واقع‌ شده‌ است‌. روستاى‌ آتشگاه‌ دره‌اى‌ تنگ‌ و زیبا با خصوصیات‌ بکر و طبیعى‌ است‌. در میان‌ دره‌، نهر خروشانى‌ جارى‌ است‌ وسنگ‌هاى‌ آهکى‌ و گچى‌ و درختان‌ کهنسال‌ گردو، چنار، بلوط‌ و زبان‌ گنجشک‌ پیرامون‌ آنرا فراگرفته‌اند و شیب‌زیاد و پستى‌ و بلندى‌هاى‌ جابجاى‌ آن‌ آبشارهاى‌ کوچک‌ متعددى‌ را در طول‌ 3 کیلومتر ایجاد کرده‌ است‌. با وجودهواى‌ معتدل‌ و متمایل‌ به‌ گرم‌ منطقه‌ در میان‌ دره‌، هوا به‌ شدت‌ خنک‌ و روح‌ افزا است‌. در فاصله‌ 200 مترى‌ دره‌دو آبشار نسبتاً بزرگ‌ در پیوند با عناصر زیباى‌ طبیعى‌ مانند دره‌، سبزه‌زار و اقلیم‌ مناسب‌، فضاى‌ بسیارفرحبخشى‌ را جهت‌ گذران‌ اوقات‌ فراغت‌ فراهم‌ آورده‌اند.

آبشار دره‌عشق‌

این‌ آبشار با بیش‌ از صد متر ارتفاع‌ از دل‌ کوه‌ با سرعت‌ زیادى‌ بیرون‌ مى‌جهد و منظره‌بدیعى‌ را پدید مى‌آورد. از ویژگى‌هاى‌ این‌ آبشار یکى‌ آنکه‌ نه‌ از قله‌ کوه‌ یا میان‌ کوه‌، بلکه‌ از دل‌ کوه‌ چون‌ چاهى‌بیرون‌ مى‌جهد، دوم‌ آنکه‌ ارتفاع‌ بسیار بلندى‌ دارد و در سرتاسر ایران‌ کم‌ نظیر است‌، سوم‌ آنکه‌ در زیر آن‌ فضاى‌هموار نسبتاً وسیعى‌ وجود دارد، چهارم‌ آنکه‌ در جنب‌ این‌ فضا رودخانه‌ کارون‌ به‌ آرامى‌ جارى‌ است‌، پنجم‌ آنکه‌در روبروى‌ آبشار و در این‌ سوى‌ کارون‌ فضاى‌ وسیع‌ و هموار دیگرى‌ وجود دارد که‌ درختان‌ بلوط‌ آنرا فراگرفته‌اند، ششم‌ آنکه‌ در بین‌ دو روستاى‌ دره‌ عشق‌ و دورک‌ شاهپورى‌ قرار دارد که‌ هر دو انارستان‌هاى‌ بزرگ‌ ومزارع‌ شالیزارى‌ جالب‌ توجهى‌ دارند.

گنج‌نامه

گنج‌نامه دیگر آبشار مشهور غرب کشور‌ هم در همدان دومین پایتخت تابستاى باستانى ایران واقع شده است. این آبشارمهم‌ترین‌ آبشاراستان‌ همدان‌ است‌ که‌ در نزدیکى‌ شهر همدان‌ و در انتهاى ‌تفرجگاه‌ دره‌ عباس‌ آباد قرار دارد. آب‌ این‌ آبشار از ارتفاعى‌ زیادى سرازیر مى‌شود وبه‌ نام‌ آب‌ عباس‌ آبادجریان‌ مى‌یابد. این‌ آبشار در کنار کتیبه‌هاى‌ باستانى‌ گنج‌نامه‌ و در مسیر صعود به‌ ارتفاعات‌ کوه‌ الوند واقع‌ شده است. به همین دلیل بیشتر کسانى که از گنج نامه بازدید مى‌کنندٍ سرى هم به آبشار گنج‌نامه مى‌زنند.

آبشار گورگور

آبشار گورگور نیز در دیار شیخ صفى - اردبیل - واقع شده است . آبشار گورگور سبلان‌ در در دامنه‌ شمالى‌ کوه‌ سبلان‌ واقع‌ شده‌است‌. این‌ آبشار در یکى‌ از زیباترین‌ نقاط‌ طبیعى‌ استان‌ یعنى‌ کوه‌ سبلان‌ قرار دارد و همراه‌ با دیگر عناصر زیبا وبدیع‌ طبیعى‌ مانند یخچال‌هاى‌ دائمى‌، چشمه‌هاى‌ آب‌ گرم‌ و آب‌هاى‌ معدنى‌ متعدد هر ساله‌ هزاران‌ نفر ازکوهنوردان‌ و مشتاقان‌ طبیعت‌ سبلان‌ را به‌ سوى‌ خود جذب‌ مى‌کند.

اما آبشارهاى گلستان را باید به دو گروه کوهستانى‌ و جنگلى‌ تقسیم‌ کرد که‌ هر یک‌ چشم‌اندازهاى‌ طبیعى‌جذابى‌ دارند و بیشتر آن‌ها محوطه‌هایى‌ براى‌ اتراق‌ و چادر زدن‌ دارند. اهم‌ آبشارهاى‌ استان‌ عبارت است از:

آبشار مینودشت

این‌ آبشار یکى‌ از زیباترین‌ آبشارهاى‌ ایران‌ است‌ که‌ در 20 کیلومترى‌ گالیکش‌ و در 5کیلومترى‌ جاده‌ اصلى‌ مشهد - گلستان‌ در کنار روستایى‌ به‌ همین‌ نام‌ واقع‌ شده‌ است‌. همجوارى‌ این‌ آبشار باپارک‌ جنگلى‌ گلستان‌ ارزش‌ توریستى‌ ویژه‌اى‌ به‌ آن‌ بخشیده‌ است

آبشار شیرآباد

این‌ آبشار در 7 کیلومترى‌ جنوب‌ شهر خان‌ ببین‌ و در دامنه‌ کوههاى‌ البرز وجنگل‌هاى‌ پوشیده‌ از درختان‌ کهن‌ و سر به‌ فلک‌ کشیده‌ واقع‌ شده‌ است‌. در مسیر آن‌ رودخانه‌ها و چشمه‌سارهاى‌ زیبایى‌ وجود دارد. آبشار شیرآباد به‌ صورت‌ پله‌اى‌ است‌ و جمعاً 12 آبشار کوچک‌ و بزرگ‌ را دربرمى‌گیرد.

آبشار لاتون

آبشار بلند و زیباى لاتون در ۱۵کیلومترى جنوب آستارا قرار گرفته است. از لوندویل یک راه فرعی آسفالته به طرف روستاى کوته‌کومه وجود دارد که حدود یک ربع زمان مى‌برد و بعد از آن هم حدود چهار ساعت پیاده روی و کوهنوردی تا خود آبشار مى‌باشد. هواى منطقه تقریبا گرم و شرجى بوده و بهتر است در اوایل بهار یا اواخر زمستان این مسیر پیموده شود. همچنین در طول مسیر حتما با یک گروه عبورى همراه شوید زیرا در میان انبوه درختان، احتمال گم کردن مسیر کم نیست.

تهران پایتخت کشورمان نیز هر چند که سالانه بخش زیادى از منابع طبیعى خود را از دست مى دهد اما با این وجود هنوز بسیارى از جاذبه هاى ان بکر و دست‌نخورده است. آبشارهاى تهران عبارتند از: آبشار دوقلوى شمیرانات، آبشار لار، وسون‌ در دربند، پسنگ‌ در مسیر پناه‌گاه‌ شیرپلا، سوتک‌ در شمال‌ غربى‌ دربند،شکر آب‌ در ناحیه‌ میگون‌، فصلى‌ پیچ‌ آدران‌ در 15 کیلومترى‌جاده‌ کرج‌ - چالوس‌، سنگان‌ در مسیر امام‌زاده‌ داوود، منظریه‌ در ناحیه‌ شمیرانات‌ و یخ‌ کوه‌دماوند.

 

 


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 


زاغه به محله‌های فقیرنشین و بدون مجوز در حاشیه شهرها گفته می‌شود. معمولا امکانات بهداشتی، رفاهی و امنیتی در مناطق زاغه‌نشین وجود ندارد.

هم‌اکنون بیش از یک میلیارد نفر از مردم جهان در زاغه‌ها زندگی می‌کنند. برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد، با توجه به رشد جمعیت جهان، جمعیت زاغه‌نشین‌ها در سال ۲۰۳۰ میلادی را در حدود ۲ میلیارد نفر برآورد کرده‌است.بر اساس آمار سازمان ملل متحد، هم‌اکنون بیش از یک نفر از هر ۳ ساکن در شهرهای کشورهای در حال توسعه در زاغه زندگی می‌کند

 

  


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

استان گیلان درحدود 14709 کیلومترمربع مساحت وحدود نفر جمعیت دارد
استان گیلان از شمال به قسمتی از مرز کشورجمهوری آذربایجان و به دریای مازندران واز مشرق به استان مازندران واز جنوب به استان های قزوین وزنجان وازمغرب به استان آذربایجان شرقی محدود می باشد.
مرکزاستان گیلان شهررشت وشهرستانهای تابعه آن عبارتند از:
رشت – بندرانزلی – لاهیجان – رودسر- طوالش – فومن – لنگرود – صومعه سرا – آستارا – ورودبار – املش – آستانه اشرقیه ودیگرشهرها از جمله ماسوله – کلاچای – چابکسروغیره می باشد.
درگیلان بادهای مرطوب درزمستان از شمال غربی دربهار از شرق ودرتابستان وپائیز از مغرب می وزد بههمین جهت گیلان مرطوبترین منطقه سواحل جنوبی بحرخزراست وجمع باران سالانه آن به حداکثر 2089 میلیمتر می رسد.
درگیلان حدود سی وهشت رودخانه بزرگ وکوچک وجود دارد که مهمترین آن عبارتند از : سفید رود – پلرود – شلمان رود – ماسال – گرگانرود – وشفا رود است.
محصولات کشاورزی استان گیلان عبارتند از: 1- غلات ( گندم – جو – برنج – ارزن – ذرت ) 2- حبوبات ( لوبیا – نخود – لپه – عدس – ماش – باقلا و...)
3- گیاهان صنعتی ( توتون – تنباکو – آفتابگردان – کرچک – کنجد – بادام زمینی – شاهدانه و....) 4- محصولات جالیزی ( هندوانه – خربزه – خیار...)
5- سبزیجات ( سیب زمینی – پیاز – گوجه فرنگی – جعفری – تره – کلم – شلغم- هویج – کاهو ....) 6- گیاهان علوفه ای 7- میوه ها ( مرکبات – انجیر- انگور – انار – گردو – زیتون – چای – توت – شاه توت – فندق ) از مهمترین محصولات : برنج – چای – مرکبات می باشد.
انواع ماهی : سفید – سوف – ماش – کفال – سیس – کپور – اسپلا – اردک ماهی- ماهی سیم – ماهی لای – آزاد – کیلکا – کلمه – فیل ماهی – تاسماهی و...
صنایع دستی گیلان : اغلب صنعتگران کشاورزان هستند که عبارتند از: نازک کاری چوب – قلابدوزی وبامبو – محصولات دستی چوبی بصورت ظروف سالاد خوری – گلدان – نمک پاش – سینی – کاسه وبشقاب – مجسمه – جاسیگاری و... ساخته می شود که بیشتراز چوبهای راش – شمشاد – افرا – گردو – زیتون – توسگا – وانجیر مورد استفاده قرارمی گیرد.
زبان : گیلکی را زبان شناسان جزو گروه زبانهای شما غربی ایرانی یا گروه زبانهای ایرانی – لهجه های مرکزی ایران وبخشی از لهجه های فارسی وارموری ( افغانستان وپاکستان ) و پراچی ( درتاجیکستان وافغانستان وهندوستان )
لهجه (گویش) گیلانیان امروز گیلکی است این گویش درغرب وشرق وحوزه های مرکزی گیلان متفاوت است وبا هم اختلاف دارد. بنحویکه حتی فهمش برای ساکنان شهرستانی نزدیک وهمجوار خالی از دشواری نیست بسیاری از واژه های مستعمل امروز براثر اختلاط وآمیزش با واژه های فارسی تغییریافته سبب متروک شدن واژه های قدیمی شده است.
ضرب المثل های زبان گیلکی درمردم همچنان رایج است که دراینجا به چند نمونه ازآن می پردازیم :
1- خواب بالش نوانه وشنای خورش
2- همسایه کرک شال برنه ، همساده دیگه زرنگ بونه
3- دس دسه شورنه، هردو دست دیم شورنه
4- خدا خراشناسه ورشاخ نده (آن دو شاخ گاو اگرشاخ داشتی – آدمی را از زمین برداشتی )
5- کاه تی نیه ، کا دان تی شه

 

  
6- مهمان اگریه روز بو وره گاو کوشنن
7- سلام روستایی بی طمع نیه
8- خر خره حریف نیه وپالان گازگیره
9- بز بز بینه پلهم چرنه
لهجه طالشی نیز یکی از لهجه های متداول اما مختص ساکنان غرب وشمال غرب وجنوب غربی است گیلان است ( لهجه گالشی که اختصاص به مردم کوهپایه دارد – لهجه کرمانجی که مخصوص عمارلولی هاست – لهجه تاتی که معمول به مردم رودباراست ).
بازارهای گیلان :
که بصورت هفتگی هرروز دریکی ازشهرهای استان تشکیل می گردد ومعمولا جهت عرضه وفروش محصولات محلی برپا می شود از جمله عناوین این بازارها شبیه بازارجمعه بازارودیگر روزهای هفته درشهرهای مختلف استان گیلان برگزارمی شود.
ازدیدگاه مردم شناسی که دراینجا به جنبه اقتصادی ان می پردازیم بطوریکه مطلعید کاراکتر مردم گیلان کشاورزی – ماهیگیری – دامپروری می باشد زن ومرد درانجام کارمشارکت دارند وبرای امرارمعاش تلاش می کنند ومشارکت زنان دراین منطقه بصورت سنتی بوده وریشه درویژگی جسمانی واقتصادی انها دارد بطوریکه زنان بطور آزادانه درکنار مرد علاوه برکارهای زنانه برنج درو می کند چای می چیند – سبزی می کارد – مرکبات می چیند وخیلی ازکارهای دیگررا انجام می دهد وفقط دربعضی از موارد ازجمله ماهیگیری کمتردخالت دارد ضمنا اکثر فروشندگان دربازارهای روز زنان هستند که نقش مهمی درمسائل اقتصادی خانواده دارند واین امر باعث شده کارکرد هایی ازجمله روابط خانوادگی – زن وشوهری بسیار مستحکم شده واحترام وجایگاه ومنزلت زن با مشارکت وفعالیت اقتصادی که دارد دراجتماع از ارزش وجایگاه خاص برخوردارشد و نوعی پیوستگی وروحیه جمعی را بوجود آورد. درادامه یادآورمی شود درتحقیق وجستجو خانواده گیلانی که کارکشاورزی دارند مواردی بوده که زن درخانه درجهت تامین معاش خانواده حرف اول را زده وهمین امرسبب شده سایر روابط دیگرازجمله اجتماعی فرهنگی مذهبی وغیره تحت تاثیر وافکار او قرارگیرد پس ازدیدگاه مردم شناسی نتیجه می گیریم زن درکنارمردم در مراحل مختلف تولید توزیع ومصرف نقش اساسی دارد



 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

 گروهی از دانشمندان شرکت سوئیسی Meteo Systems و موسسه ماکس پلانک در هامبورگ موفق شدند با استفاده از فناوریهایی که امکان کنترل آب و هوا را به انسان می دهند توفانهای مصنوعی شدیدی را ایجاد کنند.

بیشتر این بارانها در فصل تابستان بین ماههای جولای تا آگوست ایجاد شدند و حتی در برخی موارد بارشها به صورت تگرگ بود.

روزنامه نیویورک نیوز در خصوص اجرای این پروژه نوشت: این پروژه محرمانه با هزینه نزدیک به 11 میلیون دلار و با سفارش شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان امیر ابوطبی اجرا شده است.

روزنامه ساندی تایمز در خصوص چگونگی ایجاد این بارانها نوشت: این محققان برای ایجاد میدانهای ذرات دارای بار منفی در آسمان ابوظبی از دستگاههای "یونیزه کننده غول پیکری" استفاده کردند. این میدانها برای تشکیل ابر و در نتیجه تولید باران بسیار موثرند.

به گفته این محققان، این اولین بار است که انسان موفق شده است بدون نیاز به کمک طبیعت به صورت مصنوعی باران ایجاد کند.

روش دستکاری آب و هوا و ایجاد باران در ابوظبی

کارشناسان هواشناسی ایتالیا در این خصوص نظر دیگری دارند. این محققان در این خصوص توضیح دادند: "درحال حاضر به نظر می رسد که این باران سازی یک کشف مؤثر و متحولانه باشد اما باید به اطلاعات واقعی و با جزئیات دقیق مربوط به هواشناسی دقت کرد."

براساس گزارش لارپوبلیکا، این کارشناسان خاطر نشان کردند که بیش از 50 سال است که اخبار مربوط به دستکاری مصنوعی آب و هوا منتشر می شود که اغلب نتایج سر در گم کننده ای داشته اند.

این محققان افزودند: "کشورهای غربی از پایان دهه 70 این نوع آزمایشات را به دلیل کسب نتایج نامطمئن ترک کردند اما مسئله عجیب اینجا است که در دهه اخیر، اخبار موفقیت آمیز این آزمایشات همیشه از کشورهایی مثل چین، تایلند، روسیه و اکنون امارات رسیده اند و برای مثال هرگز اخباری از این قبیل از آمریکا که بهترین تحقیقات علمی درباره اتمسفر را دارد و باید مشکل خشکسالی در بسیاری از مناطق بیابانی خود را حل کند اعلام نشده است. در حقیقت در این کشورها هرگز اطلاعات فنی دقیق و شفافی از روش این دستکاریهای آب و هوایی منتشر نمی شود و همیشه تنها اخباری با تیترهای "ما این کار را انجام دادیم" منتشر شده و در ادامه آن یک سکوت طولانی حاکم می شود."




کارشناسان هواشناسی ایتالیایی با ذکر یک نمونه اظهارات خود را پایان دادند: "چند سال قبل روسیه و سال گذشته چین اعلام کردند که روشی را برای جلوگیری از بارش برف بر روی فرودگاهها پیدا کرده اند. این درحالی است که تنها 10 روز قبل هوایپماهای نیمی از نیمکره شمالی از نیویورک تا لندن به دلیل بارش شدید برف روی زمین ماندند. اگر این متد متحولانه واقعاً در دسترس بود شاید بزرگترین فرودگاههای دنیا میلیاردها دلار خسارت نمی دیدند و اگر روسیه واقعاً این فناوری را در اختیار داشت فرودگاه دوموددف مسکو نیز بسته نمی شد


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

کلان شهر تهران با جمعیتی بالغ بر7 میلیون نفر، به عنوان پایتخت ایران، مهم‌ترین مرکزسیاسی، اداری، اقتصادی و فرهنگی ایران و منطقه است.

 

  استان تهران : از شمال با استان مازندران و گیلان، از شرق با استان سمنان، و از جنوب و غرب با استان­های قم، مرکزی، همدان و زنجان و استان قزوین همسایه است. از نظر موقعیت نسبی جغرافیایی، این استان در غرب دشت کویر و جنوب رشته کوه­های البرز واقع شده است.
به لحاظ موقعیت، استان تهران در بخش مرکزی ایران قرار گرفته است امکان دسترسی به همه­ی نقاط کشور را تقریبا فراهم می‌کند. قرار گرفتن در دامنه‌های جنوبی کوه­های البرز به عنوان یک عامل دفاعی، از گذشته زمینه­ی لازم را برای تجمع جمعیت فراهم کرده و در حال حاضر این ارتفاعات تأمین‌کننده بخشی از آب موردنیاز مصرفی در بخش کشاورزی و شرب جمعیت ساکن در این استان است. شیب این استان، ازسمت شمال به جنوب است و به سبب همواری‌ بخش­های وسیعی از این استان، امکان استقرار سکونتگاه­ها و طبعا جمعیت را فراهم آورده است. وضعیت آب و هوایی آن، شرایط مناسب زندگی را مهیا می‌کند. زمستان­های کوتاه و اعتدال هوا در فصول پاییز و بهار، به همراه ریزش­های جوی مناسب و کافی برای کشت محصولات مختلف و رطوبت نسبی کم، از دیگرویژگی­های اقلیمی این استان است.
ویژگی جمعیت : استان تهران در سال 1375، بیش از 9 میلیون نفر جمعیت داشته است. به بیان دیگر،‌ این استان با مساحتی حدود 2/2 درسد از کل مساحت کشور 16/2 درسد جمعیت ایران را درخود جای داده است.
استان تهران با داشتن تراکم متوسط 270 نفر در کیلومتر مربع، پرتراکم‌ترین استان محسوب می‌شود. به سبب تفاوت­های جغرافیایی، جمعیت در سطح استان یکسان توزیع نشده است. توزیع جغرافیایی جمعیت در سطح استان، نشان می‌دهد که شهرستان­هایی که در دشت تهران و کرج واقع شده‌اند، با برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب،‌ بیشترین تراکم جمعیت، و شهرستان­های نواحی کوهستانی شمال استان و همچنین نواحی حاشیه کویر به سبب نامساعد بودن محیط جغرافیایی، کمترین تراکم جمعیت را دارند.
استان تهران از نظرجمعیت، در میان استانهای کشور، دارای این ویژگی­هاست :
1ـ پرجمعیت‌ترین استان کشور است
2ـ پرتراکم‌ترین استان کشور است
3ـ دارای کمترین نسبت جمعیت روستانشین است
4ـ از بیشترین درصد افزایش جمعیت در سال برخوردار است
شهر تهران جزو یکی از دوازده شهرستان استان تهران به شمار می‌آید.
این شهرستان 1500 کیلومترمربع مساحت دارد و پرجمعیت‌ترین شهرستان استان و پرجمعیت‌ترین شهر کشور است و درسطح کشور به کانون اصلی فعالیت­های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تبدیل شده است.
در شهر تهران مراکز فرهنگی و تفریحی ملی ایران که دارای مجموعه­ی بسیار ارزشمندی از آثار فرهنگی تمدن­های دوره باستان و دوره اسلامی است، کتابخانه ملی ایران که غنی‌ترین کتابخانه­ی کشور محسوب می‌شود، همچنین مجموعه­ی کاخ­های سابق، پارک­ها و فضاهای سبز و فرهنگسراها و موارد دیدنی دیگر از جمله مراکز دیدنی این شهر، ملی محسوب می‌شوند.    
ویژگی­های اقتصادی تهران :
تهران به لحاظ تمرکز اداری ـ سیاسی، در فعالیت­های اقتصادی کشور، دارای نقش بسیار مهمی است. این نقش چنان با اهمیت است که می‌توانیم آن را به مثابه قطب اقتصادی کشور بدانیم. از نظر فعالیت اقتصادی در بخش­های سه‌گانه (صنعت، کشاورزی، خدمات)، استان تهران میان استان­های کشور، دارای ویژگی خاصی است. در این استان، کشاورزی نسبت به بخش­های دیگر اقتصادی، اهمیت چندانی ندارد و در مقایسه با کل کشور سهم ناچیزی از شاغلین در بخش کشاورزی فعالیت می‌کنند.
این بخش، فقط برای 5 درسد از کل شاغلین استان، اشتغال ایجاد کرده است. در حالی که بخش­های خدمات و صنعت، 95 درسد شاغلین را به خود اختصاص داده است. در این میان، بخش خدمات به دلیل افزایش کارهای غیرتولیدی برای دو سوم شاغلین این استان اشتغال فراهم کرده است. یک سوم کارگاه­های بزرگ صنعتی ایران در استان تهران واقع شده است. همچنین بیش از یک سوم کارکنان این گونه کارگاه­های ایران در این استان مشغول به کارند. این در حالی است که مساحت این استان فقط یک هشتم درسد از مساحت کل کشور را تشکیل می‌دهد. تمرکز بیش از حد صنایع در این استان، ناشی از سیاست­های اقتصادی کشور و وجود مرکز سیاسی ـ اداری کشور، یعنی شهر تهران و وجود زیرساخت­های موردنیاز صنایع نظیر راه، فرودگاه، آب، برق،‌ تلفن و ارتباطات پیشرفته و دسترسی به بازار بزرگ شهر تهران است. اگرچه دولت در اوایل دهه 1350 بر اثر تمرکز صنایع در تهران، ضوابطی تعیین کرد که بر مبنای آن ایجاد صنایع، مگر در موارد استثنایی تا 120 کیلومتری شهر تهران ممنوع شده بود، اما باز هم تمرکز و تجمع صنایع در اطراف تهران به عناوین مختلف ادامه یافت. ولی این ضوابط تا حدود بسیاری در کند کردن تجمع بیش از حد صنایع در این استان تأثیر چشمگیری داشته است. از اوایل دهه 1360 این ضوابط با شدت بیشتری ادامه داشته و در نتیجه، نسبت درسد کارگاه­های بزرگ صنعتی استان تهران به کل کشور، از سال 1361 تا 1365 رو به کاهش بوده است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

در تیرماه سال 1377، ایران از نظر تقسیمات کشوری دارای 28 استان، 282 شهرستان، 741 بخش، 716 شهر، 2258 دهستان و بیش از 68125 آبادی دارای سکنه بوده است


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

ایران با دسترسی به منابع عظیم انرژی­های فسیلی در جهان از اهمیت بسیاری برخورداراست. کشور ما با داشتن 12 درسد از کل گاز طبیعی کشف شده جهان درمقام دوم و در سطح منطقه­ی خاورمیانه در مقام اول قرار دارد. از نظر منابع نفتی درسطح جهان مقام ششم و در خاورمیانه در مقام چهارم پس از عربستان، عراق و امارات واقع شده است.
زغال سنگ : منابع اصلی زغال سنگ ایران در البرز شرقی، البرز مرکزی، البرز غربی، خراسان و کرمان واقع شده است. ایران از نظر منابع زغال سنگ در خاورمیانه دارای مقام اول است.
زغال سنگ درکارخانه­ی ذوب آهن به صورت زغال کک (زغال صنعتی) مصرف دارد. این ماده صنعتی سالانه 1/5 میلیون تن در ایران استخراج می‌شود.

گاز طبیعی : منابع گاز طبیعی به دو صورت در مخازن زیرزمینی یافت می‌شود:
یکی به به صورت همراه با مخازن نفتی و دیگری به صورت ذخایر مستقل. گاز طبیعی از بهترین سوخت­های فسیلی محسوب می‌شود، زیرا خاکستر برجای نمی‌گذارد و محیط را آلوده نمی‌کند؛ به علاوه، نسبت به دیگر منابع انرژی ارزان­تر است.
ایران با حدود 15 تریلیون مترمکعب ذخایرکشف شده، دومین کشور دارنده­ی گاز طبیعی در جهان محسوب می‌شود و تقریبا هرساله نیز ذخایر جدیدتری از این منبع انرژی در ایران کشف می‌شود. گاز طبیعی را پس از تصفیه در پالایشگاه از طریق لوله به مراکز مصرف انتقال می‌دهند.
به طور کلی منابع گاز طبیعی شهرها و روستاهای ایران از چهارناحیه تأمین می‌شود :
1ـ ناحیه­ی آغاجاری و پالایشگاه بید بلند در خوزستان
2ـ ناحیه­ ی کنگان و پالایشگاه کنگان در بوشهر
3ـ جزیره­ی قشم و سرخون در هرمزگان
4ـ ناحیه­ ی خانگیران و گنبدلی و پالایشگاه سرخس در خراسان
نفت : جهان امروز روزانه حدود 65 میلیون بشکه نفت مصرف می‌کند که حدود 30 درسد آن در منطقه­ی خاورمیانه تولید می‌شود. ایران پس از عربستان مهم‌ترین تولیدکننده­ی نفت در منطقه­ی خاورمیانه محسوب می‌گردد. در سال 1371 سهمیه­ی تولید نفت برای ایران از سوی اوپک 3/5 میلیون بشکه تعیین شده است که دومین کشور مهم تولیدکننده در میان کشورهای اوپک محسوب می‌شود.
منابع نفتی که تاکنون در ایران مورد بهره‌برداری قرار گرفته عمدتا در دوناحیه واقع شده است:
ناحیه­ ی اول در جنوب ایران و در منطقه ابرسن (زاگرس) در خوزستان و فلات قاره در کف خلیج فارس
ناحیه­ ی دوم در غرب استان کرمانشاه و در ناحیه­ی مرزی نفت‌شهر

انرژی الکتریکی : در ایران تولید برق به دو طریق صورت می‌گیرد :
تولید برق از طریق سوخت­های فسیلی (برق حرارتی) و تولید برق از طریق سدها (برق آبی).
به دلیل وجود انرژی فسیلی فراوان در ایران و ارزانی آن و همچنین فقدان رودخانه‌های پرآب، قسمت عمده­ی برق تولیدی ایران برق حرارتی است.
سوخت نیروگاه­های ایران را به ترتیب گاز طبیعی، نفت کوره و گازوئیل تشکیل می‌دهد.
سیستم انتقال برق در ایران به طریق کابل­های هوایی انجام می‌گیرد. ولتاژ برق در ایران برای مصرف خانگی 220 ولت و برای مصرف صنعتی 380 ولت است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

سرزمین ایران به طور کلی کوهستانی و نیمه خشک محسوب می‌شود. بیش از نیمی از مساحت کشور را کوه­ها و ارتفاعات، یک چهارم آن را صحراها و کمتر از یک چهارم دیگر را نیز زمین­های قابل کشت تشکیل داده است.
منابع آب کشور در 8 منطقه تقسیم‌بندی شده است که هر کدام از آن­ها شامل چند حوزه­ی آبریز است.

سطح کشور به 37 حوزه و 147 زیرحوزه و 598 دشت تقسیم شده است. در هریک از زیر حوزه‌ها، دشت­هایی با مساحت­های متفاوت وجود دارد که شهرها، آبادی­ها و محدوده‌های کشاورزی بیشتر در آن­ها قرار گرفته‌اند.

مشخصات کشاورزی
ایران،‌ علاوه بر گستردگی زمین­های مستعد کشاورزی،‌ از مزیت تنوع آب و هوایی بسیار برخوردار است، ولی کمبود نزولات آسمانی و توزیع نامناسب آن، محدودیت منابع آب و ناهمواری­ها، استفاده­ی کامل از زمین­های قابل کشت را ناممکن ساخته است.
به طور کلی، نزدیک به 31 درسد خاک ایران، یعنی حدود 51 میلیون هکتار، دارای استعداد خوب و گاه متوسط کشاورزی است. هنوز 64 درسد منابع خاک دارای استعداد کشاورزی، بالغ بر 33 میلیون هکتار، برای تولید به کار گرفته نشده است. از 18/7 میلیون هکتار اراضی واقع در چرخه­ی تولید با نرخ 50 -60 درسد بهره‌وری استفاده شده است و هرساله سطح وسیعی نیز به صورت آیش (کشت نشده) می‌ماند.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

براساس آخرین نتایج آمارگیری جمعیت در آبان سال 1375، جمعیت کشور 60/05 میلیون نفر است که 36/8 میلیون نفر (61/3درسد) آن شهری و 23 میلیون نفر (38/3درسد) در نقاط روستایی و بقیه غیرساکن هستند.
تحول رشد جمعیت ایران
جمعیت ایران طی هفتاد سال اخیر از حدود 10 میلیون نفر در سال 1300 شمسی به 60 میلیون نفر درسال 1370 رسیده است. میزان این افزایش در تمام دوره­ی 70 ساله یکسان نبوده و رشد شتابان آن ازسال 1330 آغاز و تنها طی 40 سال حدود 3/5 برابر شده و از 17 میلیون نفر به 60 میلیون نفر رسیده است.
با توجه به روند جمعیت گذشته و سرشماری­های انجام شده، رشد سالیانه­ی جمعیت تحول چشمگیری داشته است. بیشترین رشد جمعیتی در خلال سال­های 1355 تا 1365 کشور به علت مهاجرپذیری کشور به ویژه ازافغانستان بوده است و پس از آن با کوشش­های به عمل آمده تا سال 1375 رو به کاهش گذارده است. میزان رشد جمعیت بین سال­های 70 تا 75 به میزان 1/47 درسد برآورد شده است. رشد سریع جمعیت در ایران، اثر برنامه‌ریزی­های اقتصادی، اجتماعی را خنثی و موضوع کنترل جمعیت را بطور جدی مطرح کرده است.
رشد طبیعی جمعیت کشور ایران در حال حاضر حدود 1/41 درسد در سال است؛ یعنی در هر سال نیم میلیون نفر به جمعیت کشور افزوده می‌شود.
از نظر تعداد جمعیت، ایران در میان کشورهای همجوار در خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز در سال 1358 به ترتیب پس از پاکستان، ترکیه و مصر در مقام چهارم قرار داشت، ولی به دلیل افزایش سریع جمعیت ایران در سال­های اخیر، جمعیت کشور ما از سال 1371 به مرتبه دوم پس از پاکستان رسیده است. بنابراین ضرورت تنظیم رشد جمعیت برای کشورهای در حال توسعه­ی جهان، به ویژه ایران امری حیاتی است.
ساخت ******** و سنی
در آبان 1375، از 60055488 نفر جمعیت کشور، 30515159 نفر مرد و 295040329 نفر زن بوده‌اند که در نتیجه، نسبت ******** برابر 103 به دست می‌آید. به عبارت دیگر، درمقابل هر 100 نفر زن، 103 نفر مرد وجود داشته است.
75/6 درسد جمعیت کل کشور را جمعیت ده ساله و بیشتر تشکیل می‌دهد. از جمعیت 10 ساله و بیشتر روستایی 37/6 درسد فعال و از این جمعیت فعال 90/6 درسد شاغل و مابقی بیکاراند.
ساخت سنی جمعیت ایران همانند دیگر کشورهای در حال توسعه، بسیار جوان است به طوری که 56 درسد جمعیت کشور را افراد کمتر از 20 سال تشکیل می‌دهند.
نوع خانوار و پراکندگی آن
در آبان 1375، از کل خانوارهای معمولی کشور،99/69 درسد را خانوارهای معمولی ساکن تشکیل می‌داده‌اند. از این تعداد، 64/12 درسد در نقاط شهری و 57/35 درسد درنقاط روستایی سکونت داشته‌اند. در کل کشور، میانگین تعداد افراد در خانوارهای معمولی،4/77 نفر به دست آمده است.
این میانگین برای خانوارهای شهری، 4/56 نفر، برای خانوارهای روستایی،5/14 نفر و برای خانوارهای غیرساکن،5/43 نفربوده است.
توزیع جمعیت
توزیع مکانی جمعیت درسطح کشور ناموزون بوده و عوامل جغرافیایی، بسیار متأثر است. هرچند دردهه‌های اخیر این تأثیر تا حدودی کاهش یافته است، اما هنوز عامل عمده در پراکندگی جمعیت ایران محسوب می‌شود. نیمه­ی غربی به دلیل برخورداری از محیطی مساعدتر نسبت به نیمه شرقی، از تراکم جمعیت بیشتری برخورداراست. تمام استان­های این بخش به جز ایلام، تراکم بیشتری از تراکم متوسط کشور یعنی 35 نفر در کیلومترمربع دارند. با توجه به متوسط تراکم جمعیت کشور، نواحی کم تراکم و پرتراکم جمعیت از نظرجغرافیایی معنی‌دار خواهد بود. بدین ترتیب نیمه­ی شرقی کشور از تراکمی کمتر از تراکم متوسط کشور برخوردار است. کمبود منابع آب دراثر بارش کم، وجود زمین­های کویری و شوره‌زار، کمبود زمین با خاک مناسب و وجود اقلیم خشک و نامناسب از عوامل اصلی این تراکم ناچیز جمعیت است. پرتراکم‌ترین استان ایران استان تهران است که درسال 1370 حدود 370 نفر درهر کیلومتر مربع جمعیت داشته است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

دین رسمی مردم ایران، اسلام و مذهب رسمی، شیعه ی دوازده امامی است. مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل‌اند. 99/5درسد از مردم ایران مسلمانند و 91درسد آنها شیعه هستند. اقلیت­های مذهبی که در ایران به رسمیت شناخته شده‌اند، عبارتند از: مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان و پیروان سایر ادیان.
زبان رسمی و خط رایج ایران، فارسی است به جز فارسی، زبان­های دیگری مانند ترکی، کردی،‌ عربی، گیلکی و بلوچی نیز در نقاط مختلف کشور تکلم می‌شود. از زبان­های خارجی رایج در ایران، در درجه­ی اول انگلیسی و سپس عربی و فرانسه کاربرد دارد


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 


فلات ایران :
واحد جغرافیایی ویژه‌ای از قاره آسیاست که کشور ایران نیز در آن واقع شده است. موقعیت عمومی و جغرافیایی فلات ایران که در جنوب غربی آسیا به صورت پلی میان سه قاره­ی آسیا، آفریقا و اروپا واقع شده است، به نحو بارزی در اوضاع سیاسی و نوسانات مرزهای آن موثر بوده است و اغلب در معرض تجاوز اقوام مختلف قرار گرفته و گاهی هم بیگانگان مدتی بر آن تسلط یافته‌اند. مرز طبیعی فلات ایران در شمال جلگه­ی ماوراءالنهر و دریای مازندران و جلگه­ی کورا، در مغرب جلگه­ی بین‌النهرین، در جنوب شرقی و مشرق رود سند و در جنوب خلیج فارس و دریای عمان و جزایر آن است. حدود 90درسد از خاک ایران در محدوده­ی فلات ایران واقع شده است.
مرزهای سیاسی کنونی ایران
کشور ایران بیش از 6000 کیلومتر با کشورهای پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و عراق مرز خشکی مشترک دارد. اگر کناره‌های خلیج فارس و دریای عمان و مازندران را به آن بیفزاییم، طول مرزهای ایران به حدود 8700 کیلومتر می‌رسد. طول مرزهای کشور ایران و عراق در مقایسه با مرزهای ایران با دیگر کشورهای همسایه در مقام اول است. کوتاه­ترین مرزهای ایران درمیان کشورهای مجاور، مرز ایران و ارمنستان است. مرزهای سیاسی کنونی ایران به مرزهای شمالی، مرزهای شرقی، مرزهای غربی و مرزهای جنوبی تقسیم می‌شود.
1ـ مرزهای شمالی : ایران از سوی شمال با کشورهای ترکمنستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان هم‌مرزاست و خط مرزی ایران و جمهوری­های شوروی سابق که قسمتی از آن را مرز آبی دریای مازندران و مرزهای رودخانه‌ای تشکیل می‌دهد، جمعا در حدود 2643 کیلومتر است.
2ـ مرزهای شرقی : کشور ایران از سمت شرق با کشورهای افغانستان و پاکستان هم‌مرز است. ایران با افغانستان در طول خطی از دهانه­ی ذوالفقار (نقطه مرزی مشترک بین ایران و افغانستان و ترکمنستان) در شمال تا کوه ملک سیاه در جنوب (نقطه مرزی با پاکستان) حد مشترک دارد. طول این خط مرزی در حدود 945 کیلومتر است.
مرزایران و پاکستان، زمانی که پاکستان ضمیمه­ی هند و از متصرفات انگلستان محسوب می‌شد، به دست مأموران انگلیسی تحدید و به موجب پروتکل­های 1288ق. پس از گذشتن از رودخانه ماشکید در کنار دریای عمان درجنوب تا کوه ملک سیاه (نقطه مرزی ایران و افغانستان و بلوچستان) در شمال تعیین گردید. طول خطوط مرزی ایران و پاکستان در حدود 987 کیلومتر است.
3ـ مرزهای غربی : با تشکیل دولت جدید ترکیه پس از جنگ جهانی اول، ایران در غرب با کشور مذکور همسایه و هم‌مرزشد. طول خطوط مرزی ایران و ترکیه در حدود 486 کیلومتر است.
مرز ایران و عراق : خط مرزی ایران و عراق در واقع همان مرز قدیمی ایران و عثمانی است که در جنوب از تقسیم‌گاه آب اروند رود آغاز می‌شود، سپس به سوی شمال از بیابان عبور می‌کند و از داخل هورالعظیم می‌گذرد و پس از پشت سر گذاشتن عارضه‌های متعدد جغرافیایی، به جنوب دهلران می‌رسد. در این ناحیه تا قصرشیرین خط مرزی ایران و عراق از پای آخرین ارتفاعات ایلام می‌گذرد، پس از قصرشیرین از بخش کم‌ارتفاعی گذشته، به کوه دالامپیر نقطه­ی مرزی ایران و عراق و ترکیه می‌رسد. طول این مرز در حدود 1609 کیلومتر است.
4ـ مرزهای آبی جنوب : موقعیت خلیج فارس و دریای عمان درجنوب بهترین و مطمئن‌ترین موقع سیاسی را برای مرزهای جنوبی ایران فراهم ساخته است. خط ساحلی جنوب به طول 1880 کیلومتر شامل کرانه‌های شمالی دریای عمان و تمام کرانه‌های شمالی خلیج فارس و بخشی از اروند رود که از مصب آن تا دهانه­ی نهرخین و نیز تقسیم‌گاه آب شط (تالوگ)، مرز ایران و عراق است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 


در جاهای مختلف ایران، پوشش گیاهی و زندگی جانوری متنوعی دیده می‌شود. این تنوع بستگی به وضع طبیعی و آب و هوا دارد. مرز قطعی نواحی گیاهی و جانوری کاملا مشخص نیست، ولی با توجه به آب و هوا، تفاوت میان گیاهان و جانوران درسه ناحیه­ی معتدل مازندرانی، معتدل کوهستانی و ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی دیده می‌شود.
چشم‌انداز گیاهی و جانوری درناحیه­ی مازندرانی : پوشش گیاهی ناحیه­ی مازندرانی، شامل جنگل­های انبوه، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناوراست. علت این امر، بارش فراوان، خاک مساعد و دمای ملایم است که موجب پیدایش پوشش گیاهی پیوسته و ممتد در آن شده است.
مساحت جنگل­های شمال حدود 1،840،000 هکتار است و دامنه­ی شمالی رشته کوه البرز را پوشانیده است. این جنگل­ها از بجنورد تا آستارا کشیده شده، جنگل­های این ناحیه­ پوشیده ازدرختان پهن برگ از نوع بلوط ، سپیدار، راش، افرا و غیره است.
جانوران ناحیه­ی مازندرانی نیز متنوع‌اند و در جنگل­های این ناحیه، گربه وحشی، گرگ، شغال، گراز، خرس و خوک وحشی زندگی می‌کنند. در مرداب­ها و برکه‌ها و باتلاق­های این ناحیه قورباغه، مار، سنگ‌پشت، خرچنگ و همچنین انواع پرندگان مانند مرغابی، غاز، قو، و حواصیل به ویژه در فصل پاییز و زمستان به فراوانی یافت می‌شوند. همچنین دریای مازندران و رودهای آن زیستگاه انواع مختلف ماهی است.
چشم‌انداز گیاهی و حیوانی در ناحیه­ی معتدل کوهستانی : ناحیه­ی کوهستانی ایران از پوشش گیاهی ممتدی برخوردار نیست. در جاهایی که برف و باران بیشتری می‌بارد و تبخیر به علت پایین بودن دما به کندی صورت می‌گیرد، رویش گیاهان بیشتر است و در آن­جا جنگل نیز دیده می‌شود. در جاهایی که رطوبت کمتر و ضخامت خاک کمتر است، گیاهان کمتری می‌روید.
جنگل­های ناحیه کوهستانی در بعضی جاها تـُنُک و فاقد گیاهان زیردرختی هستند و در برخی جاها انبوه­ترند و در زیر آن­ها درختچه‌های گوناگون می‌رویند. بارزترین این جنگل­ها، جنگل­های غرب ایران است و از آن­جایی که بیشتر درختان بلوط است، به جنگل­های بلوط معروفند. بیشتر قسمت­های کردستان، باختران، لرستان، کوه­های چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و کوه­های بخش کازرون فارس از جنگل­های بلوط پوشیده شده است. مساحت جنگل­های بلوط را روی هم رفته 10 میلیون هکتار برآورد کرده‌اند. تقریبا یک دهم این جنگل­ها انبوه و بقیه تنک‌اند. در این جنگل­ها درختان میوه ازقبیل گلابی، انجیر،‌ پسته و بادام وحشی وجود دارد.
چشم‌انداز گیاهی و حیوانی درناحیه­ی بیابانی و نیمه بیابانی : در ناحیه­ی بیابانی ایران به علت باران کم و نامنظم و تبخیر زیاد و وزش باد، پوشش گیاهی ممتدی وجود ندارد. در این ناحیه تنها گیاهانی می‌توانند رشد کنند که در مقابل گرما و خشکی هوا مقاومت داشته باشند. این گیاهان بسیار محدود و با فاصله روییده‌اند. در این ناحیه، به ویژه در نواحی شرقی استان فارس، مرکز کویر نمک، کرمان، رفسنجان، حوالی یزد و انارک، نواحی جنوبی خراسان و کوه­های شاهسواران و بارز جنگل­های پسته که اغلب آن­ها را «بنه» نیز می‌نامند، همراه درختان بادام وحشی دیده می‌شوند. مساحت این جنگل­ها را 2،400،000 هکتار برآورد کرده‌اند. همچنین در کرانه‌های دریای عمان و خلیج فارس جنگل­های گرمسیری به صورت پراکنده دیده می‌شوند که درختان آن­ها عبارتند از: گز، کهور، کنار، آگاسیا و درخت حرا (در سواحل خلیج فارس) که برگ آن مصرف علوفه دارد.
جانورانی که در این ناحیه زندگی می‌کنند عبارتند از: آهو، یوزپلنگ، گورخر و پرندگانی از قبیل پلیکان، فلامینگو، و درنا. همچنین درکناره‌های دریای جنوب و میان آن­ها سنگ پشت، ستاره دریایی، میگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهی­ها وجود دارند


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

جزایر عمده ایران را در خلیج فارس می‌توان به شرح زیر برشمرد :
جزیره­ ی هرمز : طول محیط این جزیره بیضی شکل حدود 6000 متر است و در مدخل خلیج فارس به سبب موقعیت جغرافیایی آن، مجاورت با تنگه­ی هرمز به عرض حداقل 56 کیلومتر و به عمق حداکثر 115 متر از نظر نظامی و بازرگانی از اهمیت خاصی برخوردار است. «آلبوکرک» دریاسالار پرتغالی در سال 886 ش. (1507م.) این جزیره را تسخیر کرد و با ایجاد استحکامات نظامی، بیش از یک قرن تا دوران «شاه عباس» صفوی (1622 م.) بر کرانه‌های خلیج فارس تسلط داشت. هم‌اکنون آثار و خرابه‌های قلعه پرتغالی­ها در شمال جزیره در نزدیکی آبادی­های فعلی دیده می‌شود.
جزیره­ ی خارک : خارک به طول تقریبی 10 کیلومتر و عرض از 4 تا 5 کیلومتر، جزیره‌ای است مرجانی، درساحل خلیج فارس، شمال غربی بندر بوشهر، که تا این بندر حدود 65 کیلومتر فاصله دارد.
جزیره­ی خارک برای ایجاد لنگرگاه­ها، با مزایای طبیعی و سواحل عمیق آن، برای پهلو گرفتن نفت‌کش­های اقیانوس‌پیما بسیار مناسب است، به ویژه که قشر سنگی چون پشته‌ای که سطح جزیره را پوشانده، در وسط جزیره به بلندی 60 مترمی‌رسد و این بلندی­ها موجب می‌شوند بندرگاه­های شرقی خارک را در مقابل شدت جریان باد که در جهت شمال غربی و جنوب شرقی می‌وزند، محفوظ نگاهدارند. اگرکارشناسان، اکنون این جزیره را به عنوان مرکز تأسیسات عظیم صدور نفت برگزیده‌اند، دریانوردان‌ِ خلیج فارس نیز در ادوار گذشته از آن برای پهلو گرفتن کشتی­ها استفاده می‌کردند.
جزیره ­ی قشم : این جزیره در نزدیکی تنگه­ی هرمز، بزرگ­ترین و پرجمعیت‌ترین جزیره­ی خلیج فارس است. سواحل آن برای ایجاد لنگرگاه مناسب است. اطراف آن را کوه­های آهکی فرا گرفته و اراضی داخلی دارای چراگاه­های مناسب احشام، هم­چنین مستعد برای کشت و زرع و ایجاد باغ­های میوه ونخلستان است. در این جزیره، معادن نمک و خاک سرخ یافت می‌شود.
جزیره­ ی کیش : جزیره­ی کیش با وسعت حدود 85 کیلومتر مربع پس از قشم، از دیگر جزایر ایران در خلیج فارس اهمیت بیشتری دارد. بخش بزرگ مساحت آن مسطح و مستعد کشاورزی است و دارای نخلستان­های متعدد. در این جزیره در سال­های اخیر به عنوان یک منطقه­ی آزاد تجاری، تأسیساتی به منظور جلب بازرگانان و جهانگردان داخلی و خارجی دایر شده است.
جزیره­ ی هنگام : این جزیره با آبادی­های کوچک خود جمعا به وسعت حدود 50 کیلومترمربع در جنوب جزیره­ی قشم واقع شده و دارای معادن نمک و خاک سرخ و سرب است. صید ماهی از اشتغالات عمده­ی ساکنان آن به شمار می‌رود.
جزیره­ ی لارک : به مساحت تقریبی 83 کیلومتر مربع درجنوب جزیره هرمز واقع شده، عمق دریا در اطراف جزیره نسبتا زیاد است. ارتفاعات آن نمکی و دارای معادن سنگ آهن است و معیشت معدود ساکنان آن از راه پرورش دام و صید ماهی تأمین می‌شود.
جزیره­ ی لاوان (شیخ شعیب) : به وسعت تقریبی 120 کیلومتر مربع در شمال غربی جزیره کیش، به فاصله­ی 18 کیلومتری ساحل قرار گرفته و مردم آن­جا بیشتر به صید مروارید اشتغال دارند. این جزیره به سبب عملیات شرکت نفت لاوان، اهمیت پیدا کرده است.
جزایر تنب کوچک و تنب بزرگ : این دو جزیره، به فاصله 12 کیلومتر از همدیگر در جنوب جزیره­ی قشم واقع شده‌اند. ساکنان تنب بزرگ از راه صید ماهی و مروارید امرار معاش می‌کنند.
جزیره­ ی ابوموسی : به مساحت تقریبی 20 کیلومتر مربع با مختصر کشاورزی در جنوب بندر لنگه واقع شده و ساکنان اندک آن از طریق صید ماهی و مروارید ارتزاق می‌کنند.
جزیره­ ی هندورابی : به مساحت تقریبی 36 کیلومترمربع در 76 کیلومتری بندر لنگه از جزایر ایرانی ساحل خلیج فارس است. ساکنان جزیره هندورابی بیشتر به صید ماهی و مروارید اشتغال دارند، و گروه اندکی نیز به کشاورزی می‌پردازند.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

1ـ خلیج فارس :
خلیج فارس به وسعت حدود 232850 کیلومتر مربع در جنوب و میان ایران و شبه جزیره­ی عربستان واقع شده و با دریای عمان از طریق تنگه­ی هرمز مربوط است. طول آن از دهانه اروندرود در شمال غربی تا تنگه هرمز در جنوب شرقی حدود 805 کیلومتر است و عرض میان 56 تا 288 کیلومتر متفاوت است. عمق آن چندان زیاد نیست : حداکثر ژرفای آن 182 متر در رأس المسندم و حداقل 30 متر در دهانه­ی اروندرود است. سراسر ضلع شمالی آن را سواحل ایران دربرگرفته است و در مساحت کمی از گوشه­ی شمال غربی آن کشورهای کویت و عراق قرار دارند.
در کف خلیج فارس برآمدگی­های سنگی و مرجانی وجود دارد که محل صید مروارید است. در فلات قاره و در اعماق آب­های خلیج فارس مخازن و میدان­های وسیع نفتی قرار دارد که بر اثر استخراج نفت در پیرامون خلیج فارس، از اهمیت بازرگانی خاصی برخوردار شده است.

خلیج فارس دریایی است آزاد که ایران را به وسیله­ی راه تنگه­ی هرمز و از طریق آب­های اقیانوس هند،‌ با سایر آب­ها و کشورهای دنیا مربوط می‌کند. این خلیج از آن­جا که سر راه خطوط دریایی خاورمیانه واقع شده از نظر استراتژیکی نیز اهمیت دارد. به موازات ساحل دریا، رشته کوه­هایی قرار دارند که در بعضی نقاط این ارتفاعات به دریا منتهی می‌شوند و گاهی هم از دریا دور شده دشت­هایی میان دریا و ارتفاعات قرار می‌گیرد.
بخش عمده­ی صید ماهی کشور در سواحل جنوبی ایران صورت می‌گیرد. به عبارتی، حدود 78 درسد صید منابع آبزی کشور در سواحل جنوبی انجام می‌شود. مهم­ترین انواع ماهیان دریاهای جنوب عبارتند از: حلوا، شیرماهی، شوریده، قباد، سرخو، سنگسر و غیره.
2ـ دریای عمان :
دریای عمان، شاید بهتر است بگوییم که خلیج عمان پیشروی آب اقیانوس هند است به داخل خشکی در جنوب غربی آسیا. این خلیج در حقیقت از سه سو به خشکی و ازیک سو به دریای آزاد مرتبط است. شمال آن ایران و پاکستان، شرق آن شبه جزیره­ دکن و غرب آن شبه جزیره­ی عربستان قرار دارد. تنها از سوی جنوب، این دریا به اقیانوس هند متصل است. سواحل جنوبی ایران از تنگه­ی هرمز تا بندر گواتر مجاور آن است و این مسافت نیمی از کناره‌های جنوبی ایران را تشکیل می‌دهد. مدار رأس‌السرطان از شمال آن عبور می‌کند و از این­رو این خلیج در منطقه­ی گرم کره­ی زمین واقع است. حداکثر درجه حرارت سطح آب در مرداد ماه 33 درجه و در دی ماه دست کم 8/19 است. طول آن ازتنگه­ی هرمز تا دکن حدود 610 کیلومتر و عرض آن کمتر از عرض آب­های خلیج فارس است. مساحت آن 903 هزار کیلومتر مربع در مقابل عمق آن از خلیج فارس بیشتر است. عمق این خلیج در اطراف چاه‌بهار حدود 3398 متر است. هرچه به سوی غرب پیش برویم، عمق آن به سرعت کم می‌شود تا جایی که در نزدیکی تنگه­ی هرمز به 73 متر می‌رسد.
بنادر کوچکی چون جاسک ـ چاه‌بهار ـ گواتر در کنار این خلیج‌ها دیده می‌شوند که بیانگر بازرگانی و دریانوردی تقریبا محدود آن است.
3ـ دریاچه­ی مازندران (کاسپین) :
بزرگترین دریاچه­ی جهان، دریاچه‌ای است که به سبب وسعت زیاد 5/6 برابر دریاچه­ی «اورال» و 13 برابر دریاچه­ی «بایکال» و زمانی تمامی سطح خشکی­های آسیای جنوب باختری را می‌پوشانید، از همان زمان­های پیش دریا خوانده می‌شد.
این دریا میان ایران، ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و آذربایجان قرار گرفته و این کشورها از منابع آن به طور مشترک استفاده می‌کنند. از 6380 کیلومتر طول سواحل دریای مازندران به حدود 922 کیلومتر از آستارا تا رود اترک متعلق به ایران است.
مساحت این دریا حدود 424 هزار کیلومترمربع است. ژرفای دریاچه­ی مازندران در حوضه­ی شمالی بسیار کم، تقریبا چهار پنجم وسعتش دارای ژرفای کمتر از 10 متراست، تا جایی که بخش وسیعی از کاسپین شمالی به قدری کم‌ژرفاست که فقط کرجی­های بسیار کوچک می‌توانند در آن رفت و آمد کنند. ژرفای متوسط این حوضه حدود 2/6 متر است. در حوضه­ی جنوبی، ژرفای دریا نسبت به حوضه­ی شمالی بیشتر است و به حدود 960 تا 1000 متر می‌رسد و متوسط آن 325 متر است. دریای مازندران از نظر ژرفا و ویژگی­های دیگر، از شمال به جنوب به سه حوضه تقسیم می‌شود. حوضه­ی جنوبی یا کاسپین جنوبی که به سواحل ایران منتهی می‌شود، دارای شکلی تقریبا مربع است و وسعت این حوضه حدود 1555 کیلومتر مربع است که حدود 36درسد از مجموع وسعت دریا را شامل می‌شود.
دریای مازندران از نظر صید ماهی اهمیت بسیار دارد و ماهیان خاویاری دریای مازندران دارای شهرت جهانی هستند. سالیانه حدود 300 تن خاویار از صید این ماهی­ها به دست می‌آید. در دریای مازندران، حدود 100 گونه ماهی زندگی می‌کند که درحال حاضر تنها حدود 15 نوع آن مورد بهره‌برداری است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

رودهای ایران را از نظر مقدار آب آن­ها می‌توان به دو دسته تقسیم کرد :
یکی رودهای دائمی که پیوسته و به طور دائم در بستر آن­ها آب جریان دارد و دارای آبگیر مشخص هستند،
و دیگری رودهای موقت یا فصلی که فقط درفصول پرباران آب دارند و در دیگر فصول، کم‌آب و بلکه خشک‌اند.
رودهای ایران از حیث آبریزها به سه حوضه­ی عمده تقسیم می‌شوند :
حوضه­ی آبریز دریای مازندران
حوضه­ی آبریز خلیج فارس و دریای عمان
حوضه آبریز داخلی
حوضه آبریز دریای مازندران : دریای مازندران سطح مبنای رودخانه‌هایی است که آب­های ارتفاعات البرز، کوه­های خراسان، کوه­های کردستان و بخشی از فلات آذربایجان را از حوضه‌ای به مساحت تقریبی 206750 کیلومترمربع کشیده و به حوضه­ی جنوبی این دریا می‌رساند.
مهم­ترین رودخانه‌های این حوضه از مغرب به مشرق عبارتند از : ارس، سفیدروس، چالوس، هراز، گرگان و اترک.
حوضه­ی آبریز خلیج فارس و دریای عمان : این حوضه وسیع‌ترین حوضه­ی آبریز ایران و از کردستان غربی تا بلوچستان شرقی شامل مجموع ناهمواری­های ابرسن و ارتفاعات جنوبی جازموریان است.
الوند و زردکوه دو منبع بزرگ تأمین آب رودخانه‌های عظیم این حوضه به شمار می‌آیند و غالب رودخانه‌هایی که در پیچ و خم دره‌های ابرسن غلتیده و آب­های کف‌آلود را از دره‌ای به دره دیگر منتقل ساخته، سپس در جلگه­ی خوزستان گسترش می‌یابند، از این منابع سرشار سرچشمه می‌گیرند. مهم­ترین رودخانه‌های این حوضه از مغرب به مشرق عبارتند از : گاماساب، کارون، جراحی، شور و میناب.
حوضه‌های آبریز داخلی : بین رشته کوه­های ابرسن و رشته کوه­های مرکزی، همچنین میان کوه­های مرکزی و رشته کوه­های شرقی، حوضه‌های پست داخلی قرار گرفته‌اند که همگی ظاهری کاسه مانند (ناودیس) دارند. صفت مشترک رودخانه‌های تابع این حوضه‌های نامنظم و قلیل، یک دوره­ی کوتاه طغیان و کاهش سریع مقدار آب است و هرقدر به طرف مشرق نزدیک شویم، بستر رودخانه‌ها در فصول گرما خشک شده و وسعت سطوح مبنا که معمولا گودال­های کوچک و پراکنده هستند، محدودتر می‌شود. حوضه‌های آبریز داخلی با توجه به موقعیت جغرافیایی، تفاوت آب و هوا و اختلاف ارتفاع سطح پایه­ی شبکه­ی آب­ها به شرح زیرند :
حوضه­ی آبریز غربی
حوضه‌های آبریز مرکزی
حوضه‌های آبریز شرقی
حوضه آبریز غربی (دریاچه­ی اورمیه) : دریاچه­ی اورمیه در ارتفاع 1225 متر از سطح دریا واقع شده و وسعت آن به 6 هزار کیلومتر مربع بالغ می‌شود. این گودال حوضه­ی وسیعی را تشکیل می‌دهد که رود ارس و ارتفاعات سهند و سبلان حد شمالی و شرقی،‌ دره سفیدرود و کوه­های کردستان حد جنوب شرقی و جنوبی، و کوه­های مرزی حد غربی آن را تشکیل می‌دهند. آب دریاچه بسیار شور و تلخ و املاح آن در حدود 23درسد است،‌ به علت زیادی املاح، به جز موجودات ذره‌بینی محدودی، هیچ نوع ماهی و جانوری در آن زندگی نمی‌کند. در وسط دریاچه حدود 56 جزیره کوچک و بزرگ وجود دارد که از همه معروفتر جزیره اسلامی (شاهی) است که قسمت شرقی آن در موقع پس‌روی آب به شبه جزیره تبدیل می‌شود.
چشمه‌های آب معدنی شامل آب­های گوگردی و گازدار و قلیایی و نمکی و غیره در ارتفاعات دریاچه وجود دارد که از نظر بهداشتی و درمانی مفیدند. در فصل تابستان، مردم برای استفاده از این چشمه‌ها و نیز گل و لای و لجن­های اطراف دریاچه به بنادر آن روی می‌آورند. مهم­ترین رودهای این حوضه عبارتند از : تلخه رود، زرینه رود، سیمینه رود.
حوضه‌های آبریز مرکزی : در فاصله­ی کوه­های بینالود و آلاداغ درخراسان، دامنه­ی جنوبی البرز در شمال، پیشکوه­های داخلی ابرسن در مغرب و جنوب و دامنه‌های غربی کوه­های کرمان و طبس، حوضه‌های آبریز پهناور مرکزی ایران را تشکیل می‌دهند که مساحت آن بیش از 455 هزار کیلومتر مربع است. این حوضه‌ها عبارتند از :
حوضه­ی آبریز دریاچه­ی قم (دریاچه نمک)
حوضه­ی آبریز باتلاق گاوخونی
حوضه­ی آبریز دریاچه‌های نیریز، مهارلو، پریشان
حوضه‌های آبریز شرقی : در مشرق ایران در حد فاصل بین فلات ایران و افغانستان منطقه­ی پستی قرار دارد که از شمال به جنوب از مجموعه‌ای از عوارض مرکب از دره‌ها و دشت‌ها، گودال­ها و باتلاق­ها تشکیل یافته و منطقه‌ای طبیعی در حد فاصل این دو فالت ایجاد کرده است.
هریرود که در سرحد ایران «تجن» نامیده می‌شود، پس از خروج از افغانستان دره­ی خود را در همین سرزمین پست رو به شمال حفر کرده و بخشی از بستر آن مرز ایران با افغانستان است. رود هیرمند نیز که قسمت اعظم آب­های افغانستان را به سوی جنوب می‌کشد، در بستر سفلی به قسمت جنوبی این اراضی پست پیوسته و سطح اساس خود را در گودال­های وسیع آن به دست می‌آورد. بزرگ­ترین حوضه‌های آبریز این منطقه که مهم­ترین حوضه‌های شرقی ایران نیزمحسوب می‌شود، دریاچه­ی هامون و باتلاق جازموریان است.
آب­های زیرزمینی
متوسط بارندگی در ایران 250 تا 300 میلی‌متر است و مردم ایران از روزگاران گذشته، کمبود آب را با توسعه­ی فعالیت­های صحیح و دامنه‌دار آبیاری و آبیابی حل کرده‌اند، از جمله­ی این فعالیت­ها استفاده از آب­های زیرزمینی است. بنابراین شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که پایه‌های تمدن ایران باستان تا حد بسیاری بر اصول آبیاری مصنوعی استوار بوده و خدماتی که ایرانیان طی تاریخ خود در این زمینه انجام داده‌اند، در نوع خود بی‌نظیر و از لحاظ فنی قابل تحسین و شگفت‌انگیز است. شیوه‌های استفاده از منابع آب­های زیرزمینی متفاوت است. آب­های زیرزمینی ممکن است خود به طور طبیعی از زمین خارج شود و جریان یابد (مثل چشمه‌ها) یا در اثر کندن و حفر قسمتی از زمین آن را خارج کنند و مورد استفاده قرار دهند (مثل چاه و قنات). بنابراین خروج آب­های زیرزمینی به سه وسیله­ی چشمه، چاه و قنات امکان‌پذیر است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

ایران در منطقه­ی معتدله­ی خشک شمالی و در عرض متوسط روی کره زمین در ناحیه­ی جنب استوایی و استوایی قرار دارد. همین موقع جغرافیایی با دوری از دریاهای بزرگ، به ویژه جریانات هوایی موجب شده است تا آب و هوای ایران خشک و بَری باشد، اما به سبب وسعت بسیار و وجود عوارض گوناگون طبیعی مانند ارتفاعات بلند در شمال و مغرب و پستی­های وسیع، چون دشت­های مرکزی در داخل فلات و افزون بر آن، مجاورت دریای مازندران و خلیج فارس و اقیانوس هند ـ که هریک از این افق­ها، اقلیمی جداگانه می‌سازند، ایران از اقلیم مختلف و آب و هوای متنوع برخوردار است.
ایران فلاتی مرتفع، نزدیک به دشت­های وسیع آسیا که ارتفاع متوسط آن حدود 1200 متر از سطح دریاست. وضع چین‌خوردگی­ها و ارتفاعات که بلندی برخی از آن­ها از 4 هزار متر بیشتر است و وجود دریاهای شمال و جنوب که دور از نواحی مرکزی قرار دارند، به ویژه وضع قرار گرفتن کوه­ها که بر گرد ایران حلقه زده‌اند این کشور را از جمله کشورهای نادر جهان قرار داده است که می‌توان در آن انواع آب و هوا را شاهد بود.
ارتفاع کوه­های ایران بقدری بلند است که از تأثیر بادهای مرطوب دریای مازندران، دریای مدیترانه و خلیج فارس در نواحی داخلی ایران جلوگیری می‌کند. به همین سبب، دامنه‌های خارجی این کوه­ها دارای آب و هوای مرطوب بوده و دامنه‌های داخلی آن خشک است. در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران، آب و هوا معتدل و میزان بارندگی آن به ویژه در سواحل غربی گیلان بیشتر از دیگر نقاط است.
مقدار متوسط گرمای سالانه در حدود 18 درجه سانتیگراد است. آب و هوای قسمت غربی کشور مدیترانه‌ای است و در نواحی جنوبی آن، آب و هوای نیمه صحرایی گرم نیز بر آن تأثیر می‌گذارد. در این نواحی، تابستان­ها با گرمای سختی در دره‌ها و هوای معتدل در ارتفاعات همراه بوده و در زمستان­ها هوای معتدل در دره‌ها و سرمای سخت در ارتفاعات حکمفرماست.
در نواحی جنوبی، با وجود هوای مرطوبی که در سرتاسر این منطقه حاکم است، میزان حرارت بالاست، به طوری که حداکثر گرما در خوزستان به 54 درجه سانتیگراد نیز می‌رسد. از ویژگی­های این ناحیه تابستان­های گرم و زمستان­های معتدل است و اختلاف درجه حرارت در فصول مختلف و شب و روز زیاد نیست. به سبب وجود کوه­های البرز در شمال و رشته کوه­های ابرسن در غرب کشور، نواحی داخلی فلات ایران دارای آب و هوای خشک و بیابانی است. با توجه به مطالب بالا، سه نوع آب و هوا به طور کلی در ایران دیده می‌شود :
آب و هوای بیابانی و نیمه بیابانی، آب و هوای معتدل کوهستانی و آب و هوای معتدل مازندرانی.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

فلات بزرگ ایران که بخش اعظم آن (حدود نیم مساحت ایران) از رشته‌های متوالی و پشت سر هم کوه­ها و مرتفعات پوشانیده شده، مانند حلقه‌ای تمام اطراف آن را محصور ساخته است. در داخل آن، میان کوه­های البرز و خراسان و کوه­های مرکزی و کوه­های شرقی، بیابان­های داخلی ایران به مساحت تقریبی 320 هزار کیلومتر مربع (در حدود یک پنجم مساحت کشور) قرار دارند که ارتفاعات آن­ها را به حوضه‌های چندی تقسیم می‌کند : مهم­ترین حوضه‌های آن یکی حوضه­ی شمالی به نام کویر نمک و دیگری حوضه­ی جنوبی به نام کویر لوت است.
کویر لوت : لوت در جنوب شرقی کشور واقع شده و در حدود 80 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد. لوت را از لحاظ شکل ناهمواری و پراکندگی عوارض جغرافیایی می‌توان به سه بخش تقسیم کرد :
لوت شمالی، لوت جنوبی، و لوت مرکزی، که وسیع‌ترین و نیز پست‌ترین بخش بیابان لوت است و در آن نمونه‌های کامل انواع عوارض مختلف بیابانی دیده می‌شود.
لوت، از لحاظ پوشش گیاهی بسیار فقیر و قسمت اعظم آن فاقد گیاه است. در هیچ قسمتی از ایران سرزمینی به این خشکی و کم‌گیاهی دیده نمی‌شود. منطقه فاقد حیات حدود 200 کیلومتر طول و 150 کیلومتر عرض دارد و قسمت­های مرکزی لوت مرکزی به کلی فاقد گیاه است.
کویر نمک : کویر نمک فضای وسیع و بستر پرشده­ی یک چاله­ی زمین‌شناسی است که در جنوب رشته کوه البرز میان خراسان و سیستان و قم و کاشان و یزد قرار گرفته است. طول آن از شرق به غرب 600 کیلومتر و عرض آن از شمال به جنوب از 100 تا 300 کیلومتر است. سطح آن صاف و هموار با مختصر شیبی از کوه­ها به پست‌ترین نقطه منتهی می‌شود.
بخش بزرگی از کویر نمک را شن و سنگ‌ریزه پوشانده است که اغلب دستخوش باد قرار می‌گیرند. طوفان­های سخت، شن آمیخته به نمک را مانند امواج دریا به حرکت درمی‌آورد و گاهی به شکل تپه‌های طولانی به جا می‌گذارد. این تل­های شنی که در اثر وزش باد تغییر جا می‌دهند، به تپه‌های ریگ روان معروفند.
کویر نمک از خشک‌ترین نواحی ایران است : میزان بارندگی حدود 100 میلی‌متر و اختلاف درجه حرارت شبانه‌روز در سال بسیار زیاد و بین صفر و هفتاد درجه است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

 جلگه‌های ساحلی دریای مازندران (کاسپین): حاشیه­ی باریک جنوبی دریای مازندران که بلافاصله بعد از دریا آغاز می‌شود و امتداد آن تا دامنه‌های شمالی البرز می‌رسد، جلگه‌های ساحلی دریای مازندران را تشکیل می‌دهد. طول جلگه‌های ساحلی دریای مازندران حدود 500 کیلومتر و عرض این جلگه‌ها در طول خود از آستارا تا رود گرگان همواره متغیر و غالبا کمتر از 20 کیلومتر بوده است.
جلگه‌های ساحلی خلیج فارس و دریای عمان : جلگه‌های ساحلی جنوب ایران به طور تقریبی 1480 کیلومتر در مجاورت دو دریای عمان و خلیج فارس قرار دارد و رودخانه­ی میناب، این منطقه­ی ساحلی را به دو قسمت جلگه­ی ساحلی خلیج فارس (از مصب اروند رود تا میناب) و جلگه­ی ساحلی مکران (از میناب تا مرز پاکستان) تقسیم می‌کند. تنگه­ی هرمز در 8 کیلومتری بندرعباس حد فاصل میان این دو دریا قرار دارد.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

پیدایش چین خوردگی­ها و ناهمواری­های ایران نتیجه­ی حرکات کوهزایی اواخر دوران سوم زمین شناسی است که پیدایش این چین خوردگی­ها همزمان با پیدایش کوه­های جنوب اروپا و آسیا بوده است.
در ایران نمونه‌های مشخص ناهمواری به صورت کوهستان­های بلند و پرحجم با دامنه‌های پرشیب و دره‌های تنگ و گذرگاه­ها یا به صورت سرزمین­های کمابیش هموار و یکنواخت دیده می‌شود.
1. کوهستان­ها :‌
بیش از نیمی از وسعت ایران پوشیده از کوه­های بلند است. این کوه­ها یا مانند البرز در طول صدها کیلومتر چون دیواری کشیده شده و عبور از آن فقط از طریق گردنه‌های بلند و گذرگاه­ها عملی است، یا مانند ابر سن (زاگرس) شامل رشته‌های مرتفع و موازی با دره‌های گود و دامنه‌های پرشیب است که نواحی داخلی ایران را از کناره­ی خلیج فارس جدا می‌کند و تنها از راه دره‌های پرپیچ و خم رودها که در طول سدها هزار سال حفر شده‌اند، می‌توان از آن­ها عبور کرد.
2. سرزمینهای هموار :
در مقابل کوهستان­های بلند با دره‌های گود، پهنه‌های کم و بیش وسیع و همواری در داخل یا در حاشیه­ی فلات ایران وجود دارد. این سرزمین­ها با وسعت و ارتفاع متفاوت در محل کوهپایه‌ها و یا در میان رشته‌ کوه­ها گسترده شده‌اند. جلگه‌های ساحلی شمال و جنوب دشت لوت و دشت کویر نمونه‌هایی از آن­ها به شمار می‌روند.
تقسیم‌بندی ناهمواری­های ایران
ناهمواری­های ایران را می‌توان از نظر طبیعی و جهت برجستگی و شرایط خاص منطقه به چند دسته تقسیم کرد :
کوه­های شمالی
کوه­های غربی و جنوبی
کوه­های شرقی
کوه­های مرکزی
جلگه‌های ساحلی
چاله‌های داخلی

1ـ کوه­های شمالی
این رشته عظیم کوهستانی مشتمل است بر کوه­های آذربایجان در شمال غربی و ماسیف البرز در مرکز و کوه­های خراسان در مشرق.
مهمترین کوه­های آذربایجان، رشته کوه­های قوسی شکل ارسباران واقع در ساحل رود ارس است. با قله­ی «نشان کوه» به ارتفاع 3700 متر که از سوی غرب به آرارات و از سوی شرق به کوه­های تالش متصل می‌شود. این رشته کوه­ها دنباله­ی رشته کوه­های قفقاز به شمار می‌آیند که با دره­ی عمیق رود ارس از یکدیگر جدا می‌شوند. در داخل فلات آذربایجان دو توده­ی عظیم کوهستانی سهند و سبلان قرار گرفته که هر دو از کوه­های آتشفشانی خاموش با چشمه‌های آب معدنی فراوان هستند.
بلندترین قله سهند 3710 متر و بلندترین قله مستوراز برف سبلان 4811 متر ارتفاع دارد.
ماسیف عظیم البرز که در دوران چین‌خوردگی آلپی تکوین یافته، با قللی مرتفع و دره‌هایی عمیق مانند سد عظیم قوسی

شکل به طول تقریبی 600 کیلومتر بین دریای مازندران و فلات مرکزی ایران واقع شده است. این دیوار عظیم در غرب با دره عمیق سفیدرود از کوه­های تالش جدا شده، از سوی شرق به کوه­های خراسان می‌پیوندد. عریض‌ترین و مرتفع‌ترین ناحیه­ی این کوهستان قله­ی دماوند به ارتفاع 5671 متر است و هرچه از دو سوی آن به طرف شرق و غرب پیش برویم، هم از ارتفاع و هم از عرض آن کاسته می‌شود.
کوه­های خراسان در شمال شرقی ایران، دنباله­ی کوه­های البرز، قسمت سوم از کوه­های شمالی ایران را تشکیل می‌دهد. این دسته از کوه­ها به صورت رشته قوس­های موازی از شاه کوه آغاز می‌‌شود و در جهت شمال غربی به جنوب شرقی تا هندوکش در افغانستان امتداد دارد. در میان این رشته کوه­های موازی، دره‌ها و دشت­های وسیع وجود دارد که گاهی پهنای آن­ها در بعضی نقاط به حدود 200 کیلومتر می‌رسد.
2ـ کوه­های غربی و جنوبی
در سراسر غرب ایران، سلسله جبال عظیم دیوار مانندی به صورت موازی از رشته‌های طاقدیسی کشیده شده که از کوه­های آذربایجان، در شمال غرب ایران آغاز می‌شود و به طرف جنوب و جنوب شرقی تا سلسله جبال مکران در بلوچستان امتداد می‌یابد. این سلسله جبال که کوه­های ابرسن (زاگرس) و شاخه‌های آن را تشکیل می‌دهد، مجموعه­ی پستی و بلندی­های منظم و ویژه‌ای است که در جنوب گسله‌های سراسری از کردستان جنوبی تا شمال تنگه هرمز گسترده شده است. ابرسن با جلگه‌های وسیع و دشت­های پهناوری چون جلگه­ی کرمانشاه در غرب و جلگه­ی شیراز در جنوب، از هم جدا شده و به قسمت­های شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می‌شود.
ناحیه­ی ابرسن شمالی که در جنوب کوه­های آذربایجان قرار دارد بلندی ارتفاع آن نسبت به نواحی دیگر کمتر است و در مقابل دره‌های تنگ متعدد و کوه و کمرهای سخت‌تری دارد که ارتباط­ها را مشکل می‌کند.
ابرسن مرکزی، مانند البرز میانی، مشتمل بر بسیاری از قلل بلند است که بیش از 3000 متر ارتفاع دارند و در بیشتر ایام سال در زیر پوششی از برف مستورند. غالب این کوه­ها پوشیده از جنگل­های بلوط و نارون بوده و دامنه‌های آن­ها چراگاه­های وسیع و محل ییلاق ایلات و عشایر کرد، لر و بختیاری است. مرتفع‌ترین ارتفاعات ابرسن به نام کوه­های بختیاری در فاصله­ی لرستان تا جلگه‌های شیراز واقع شده که از یک سو به فلات داخلی مرتبط است و از سوی دیگر به جلگه‌های خوزستان و ساحل خلیج فارس منتهی می‌شود. بلندترین نقطه­ی آن زردکوه، 4547 متر ارتفاع دارد.
در نواحی جنوبی ایران، رشته کوه­های ساحلی در امتداد خلیج فارس و دریای عمان کشیده شده و تا بلوچستان امتداد دارد. ارتفاع رشته‌های جنوبی کم است و هرقدر به ساحل نزدیک می‌شود، از ارتفاع آن کاسته می‌شود. مهم‌ترین کوه­های این ناحیه تنگستان و لارستان است که به سوی شرق کشیده و به کوه­های بشاگرد در ساحل دریای عمان متصل می‌شوند.
بشاگرد با ارتفاع 2161 متر در جنوب باتلاق جازموریان با جهت شرقی ـ غربی کشیده شده و تقسیم‌ کننده آب میان دریای عمان و جازموریان است. این کوه­ها عموما خشک‌اند و فاقد پوشش گیاهی و دارای گردنه‌ها و گذرگاه­های صعب‌العبور هستند.

3ـ کوه­های شرقی
در مشرق ایران، از خراسان در شمال تا بلوچستان در جنوب، ارتفاعات متعددی وجود دارد که می‌توان آن­ها را در سه واحد نسبتا بزرگ کوهستانی خلاصه کرد :
یکی واحد کوهستانی جام مرکب از ارتفاعات باخرز، کوه سرخ، کوه سیاه، کوه هشتادان در جنوب خراسان که این دسته از کوه­ها با اشکوب­های صخیم از ورقه‌های نمک و سنگ آهک تشکیل یافته و عموما جهت شرقی ـ غربی دارند.
دیگری کوه­های قائن در جنوب جام که به سبب قلت بارندگی از مشخصات آن، خشکی و برهنگی است. ارتفاعات معروف آن کوه کلات، کوه سلیمان، کوه آهنگران و شاه کوه است. این دسته از کوه­ها در جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی امتداد داشته و در جنوب شرقی به دشت لوت منتهی می‌شوند.
دسته­ی سوم سلسله جبال مکران در بلوچستان است که از حوالی زابل در سیستان آغاز می‌شود و تا ناحیه­ی چهل پشت، آخرین نقطه­ی سرحدی ایران در بلوچستان امتداد می‌یابد. ارتفاعات مهم آن، کوه پلنگان، کوه ملک سیاه، کوه آتشفشان خاموش تفتان به ارتفاع 4050 متر است.
4ـ کوه­های مرکزی
کوه­های مرکزی ایران از تعدادی ارتفاعات غیرمنقطع رشته مانند در جهت شمال غربی به جنوب شرقی از حوالی کاشان تا فلات مرکزی بلوچستان ادامه دارد. عمده‌ترین کوه­های رشته­ی مرکزی، شامل قافلان کوه (در راه تهران ـ تبریز)، کوه­های کرکس در جنوب کاشان، کوه­یهای نایین در یزد، شیرکوه در جنوب غربی یزد، کوه­های بارز و شهسواران در کرمان و کوه بزمان در مرکز بلوچستان است.
نواحی مرکزی از نظر وجود کان­های مختلف اهمیت بسیار دارد و از مشخصات طبیعی آن، باران کم، تغییرات ناگهانی هوا، وزش بادهای سخت، کمی رودخانه‌های دائمی و سیلابی بودن رودهاست. زراعت نیز محدود به بستر رودخانه‌ها یا دامنه­ی کوهستان­هاست.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

ایران در نیمکره شمالی بین 25 تا 40 درجه عرض شمالی از خط استوا و بین 44 و 5/63 درجه طول شرقی از نیمروز گرینویچ واقع شده است که این موقعیت بیانگر آن است که ایران در منطقه­ی معتدله قرار دارد.
از این رو ایران در این عرض جغرافیایی، فاقد آب و هوای سرد است که معمولا در عرض­های بلند وجود دارد و اگر در بعضی نقاط هوای زمستانی بسیار سرد است، بیشتر به سبب ارتفاع زیاد از سطح دریاست نه عرض جغرافیایی.
ایران از دو سوی شمال و جنوب به دریا دسترسی دارد. از سوی شمال، ایران با دریاچه­ی مازندران (کاسپین) مجاور است. مجاورت با دریای مازندران از نظر آب و هوایی موجب شده که استان­های ساحلیِ این کشور، مثل گیلان و مازندران و گلستان که بین کوهستان­های البرز از یک طرف و دریا از طرف دیگر محصور شده‌اند، کاملا زیر تأثیر و نفوذ بادهای مرطوب این دریا قرار گیرند و میزان رطوبت زیاد، به ویژه وجود باران درفصل تابستان، در رشد پوشش گیاهی و ایجاد مناطق جنگلی موثر افتد.
دسترسی به خلیج فارس و دریای عمان از نظر اتصال و ارتباط این کشور با کلیه­ی کشورهای جهان از طریق آب­های آزاد، بسیار مهم و قابل توجه است، اگرچه از نظر آب و هوایی، به علت گرما و رطوبت زیاد تابستانی محیط گرم و مرطوبی در فصل تابستان به وجود می‌آورد.
از سوی دیگر، ایران در جنوب غربی آسیا واقع است، آسیای جنوب غربی، در حقیقت منطقه­ی واسطه‌ای است واقع میان سه قاره­ی آسیا، اروپا، آفریقا و ایران در این منطقه، از حوادث این سه قاره سخت متأثر است، زیرا هر نوع واقعه‌ای که در این قاره‌ها اتفاق افتد و یا رابطه و مراوده اقتصادی،‌ فرهنگی، سیاسی و نظامی بین این سه قاره برقرار شود، ناچار تأثیری در ایران خواهد گذاشت.
وسعت و شکل جغرافیایی ایران
کشور ایران امروزه دارای شکلی شبیه به متوازی‌الاضلاع ناموزون است و طول یک قطر آن، از آرارات در شمال غربی کشور به خلیج گواتر در جنوب شرقی به وسعت 2250 کیلومتر و طول قطر دیگر آن از خرمشهر در ساحل خلیج فارس به سرخس در شمال شرقی 1400 کیلومتر است. در نتیجه، دو استان آذربایجان در شمال غربی ایران و سیستان و بلوچستان در منتهی‌الیه جنوب شرقی کشور، نسبت به یکدیگر و همچنین نسبت به تهران ـ پایتخت کشور ـ از سایر استان­ها دورتر هستند.
شکل جغرافیایی و وسعت خاک کشور از قرن هشتم پیش از میلاد، یعنی زمان حکومت مادها که اولین سلسله آریایی را تشکیل دادند تا حدود یک قرن پیش همواره متغیر بوده است.
ایران امروز، با وسعت 1648195 کیلومتر مربع معادل یک بیست و هفتم وسعت قاره آسیا و نزدیک به یک نودم خشکی­های جهان است. خاک ایران به تنهایی،‌ بیشتر از مجموع مساحت شش کشور اروپایی آلمان، فرانسه، انگلستان،‌ ایتالیا، هلند و بلژیک است.
جنوبی‌ترین نقطه­ی این سرزمین بندر «گواتر» و شمالی‌ترین نقطه آن «دامنه­ی آرارات» است. شرقی‌ترین ناحیه­ی ایران «کوهک» در مرز پاکستان و غربی‌ترین آبادی آن «بازرگان» در مرز ترکیه قرار دارد. اختلاف ساعت میان شرقی‌ترین و غربی‌ترین نقاط مرزی ایران حدود یکساعت و هیجده دقیقه است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 


این نقطه عجیب و دیدنی از دشت " لوت " شهداد که به تنهایی یک نقطه توریستی برای ‌منطقه و استان به شمار می‌رود، کره ماه ایران لقب داده شده است
یک بیابان شناس معروف ایرانی گفت: منطقه "گندم بریان" شهداد واقع در شمال کرمان گرم‌ترین نقطه جهان است ‌که دمای هوا در این منطقه در تابستان به 100 درجه سانتی گراد می‌رسد.‌

‌"پرویز کردوانی" در گفت و گو باایرنا افزود:‌ ‌این منطقه در دل دشت لوت در فاصله 50 کیلومتری شمال شهر شهداد و فاصله 15‌‌ ‌کیلومتری کلوت‌ها قرار دارد.‌

‌او که چهل سال تمام بیابانهای دنیا را مورد مطالعه و تحقیق قرار داده است، افزود: گندم بریان شهداد منطقه‌ای ‌است شگفت‌انگیز با اختلاف ارتفاع زیاد از سطح زمین که مساحت 480کیلومترمربع از دشت لوت را در برگرفته ‌است.

‌ ‌وی گفت: این منطقه مسطح وسیاه رنگ که گدازه‌های آتشفشانی با اشکال بسیار زیبا بر روی آن جلب توجه می‌کند، ‌باعث جذب بیش از حد معمول نور خورشید و افزایش دما می‌شود.‌

‌کردوانی افزود: این نقطه عجیب و دیدنی از دشت " لوت " شهداد که به تنهایی یک نقطه توریستی برای ‌منطقه و استان به شمار می‌رود، کره ماه ایران لقب داده شده است.‌ ‌او گفت: در ایـن مـنـطـقـه هـیـچ مـوجـود زنـده‌ای بـه چشم نمی‌خورد و هیچ باکتری نیز یافت نمی‌شود.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

دشت لوت نمایشگاهی طبیعی از شگفت انگیزترین عوارض بیابانی دنیا است نظیر:
- بزرگ‌ترین شهر کلوخی جهان.. منطقه کلوتها از دور به خرابه‌های شهری بزرگ می‌‌ماند که توصیف‌های گونان از آن شده است نظیر: شهر خیالی و یا شهر لوت
- مرتفع‌ترین هرمهای ماسه‌ای دنیا در لوت است. مرتفع‌ترین هرم‌های شناخته شده دنیا حداکثر 300 متر ارتفاع دارند (لیبی) اما در لوت ارتفاع برخی هرم‌ها گاه به 480 متر هم می‌‌رسد.
- 40 مخروط آتشفشان کواترنر در سطح دشت لوت وجود دارد .
- پهنه‌های وسیع ماسه و ریگ با طیف رنگی قهوده‌ای روشن تا خاکستری و سیاه نظیر «گدار باروت» که چون خاک آن سیاه و شبیه باروت است به این نام حوانده می‌شود
- دشت‌هایی از گدازه‌های بازالتی چاله چاله نظیر «گندم بریان»
- پهنه‌های شنی مواج
- بزرگ‌ترین نبکاهای جهان تپه‌های شنی پوشیده از گیاه (نبکا‌ها) که یکی از شگفتی‌های همزیستی خاک و آب و گیاه است. این نبکاها به گلدان بیابان نیز نامیده شده‌اند.
- مرتفع‌ترین ربدوها ((Rebdou (ربدو‌ها مشابه نبکاها با ابعاد بزرگ‌تر شکل‌های پیچیده‌تر در لوت غربی می‌‌باشند.)
- پهنه‌هایی به شکل چندضلعی‌های متعدد که حاصل قشر نمکی ضخیم و تبخیر شدید سطح زمین است
- کویر پاشتری، سطح این نوع زمین‌ها اینطور بنظر می‌‌رسد که پس از بارنگی زیاد خیس شده و تعدادی شتر روی آن راه رفته اند.
- هامادا Hammada دشت‌هایی از ریگ، شن و پوشیده از خاک‌های ریگی که فاقد گیاه است

واحدهای جغرافیایی

دشت لوت به سه واحد جغرافیایی تقسیم شده است:

۱– لوت شمالی :

از عناصر ریگ، شن و ماسه تشکیل شده است و حد جنوبی آن را بریدگیهای نا منظم مشرف به چاله «رود شور بیرجند» تشکیل می‌‌دهد. ناهمواری‌های ماسه‌ای به شکل سفره‌های ماسه‌ای در آن وجود دارد.

۲– لوت مرکزی

شگفت انگیزترین قسمت دشت لوت است. در قسمت‌های شرقی لوت مرکزی تپه‌ها و توده‌های عظیم و بهم پیوسته ماسه‌ای قرار گرفته و سطح قابل توجهی از لوت را به عرض متوسط 52 کیلومتر وطول متوسط 162 کیلومتر در لوت پوشانده است.

بخشی از ناهمواری‌های لوت مرکزی دارای پوشش گیاهی بوده و بخش غربی آن فاقد پوشش گیاهی است.

از نظر زمین‌‌شناسی لوت مرکزی به سه منطقه اصلی (از غرب به شرق) تقسیم شده است.

الف –دشت سر Pediment

به عرض 5 تا 10 کیلومتر به صورت نواری سطح آن را ماسه و لای(silt)و نمک پوشانده است(جنوب شهداد)

ب- کلوت ها

کلوت ها(کلوت اصطلاح محلی است) به خندق‌های بسیار عظیم که حاصل فرسایش آبی و بادی است به عنوان پدیده‌ای بی نظیر در دنیا شناخته شده است .

«رود شور» در مرطوب کردن دیواره این کلوت‌ها اثر کافی داشته و فرسایش‌های آنها را تسهیل کرده است

منطقه کلوت‌های در 43 کیلومتری شهداد (24 کیلومتری ده سیف) قرار دارد و در مساحتی به عرض متوسط 80 کیلومتر و طول متوسط 145 کیلومتر را تشکیل داده اند.

مهم‌ترین بادی که دیواره‌های کلوت‌ها را فرسایش می‌‌دهد بادهای 120 روزه سیستان است .

در فاصله کلوت‌ها زمین پوشیده از ماسه بادی است و در نقاطی که ماسه بادی نیست زمین از نوع رس لائی و رس است.

ج- تپه‌های ماسه ای

در شرق لوت مرکزی منطقه‌ای به عرض 50 کیلومتر و طول 100 کیلومتر متر را تشکیل می‌‌دهند. ارتفاع این تپه‌های ماسه‌ای تا 500 متر هم می‌‌رسد (ماخذ شماره4). نا همواری‌های ماسه‌ای به اشکال برخان (Barkhan) – هرم‌های ماسه‌ای –سیف (sif) و تپه‌های طولی دیده می‌شود .

لوت جنوبی (لوت زنگی): غنی‌ترین قسمت چاله لوت از نظر پوشش گیاهی است

نبکا پدیده شگفت انگیز دشت لوت

در حدود 20کیلومتری شهداد ،درختان و درختچه‌های گز در گلدان‌های بیابانی لوت جای گرفته‌اند که به آن نبکا گفته می‌شود یا تل‌های گیاهی.

زمین‌های بین نبکاها پوشیده از ماسه است.

نبکاها عموماٌ در سطح همواری که میزان ماسه آن متوسطو سطح آب زیر زمین بالا بوده و یا رطوبت موجود کافی برای حیات پوشش گیاهی باشد ظاهر می‌شوند. عناصر تشکیل دهنده نبکا شامل ماسه – لای، رس و سلت است.

شکل نبکا تابعی است از اندازه، تراکم و میزان رشد گیاه میزبان. گونه‌هایی نظیر دسته‌ای از گرامینه‌ها، درختچه‌های تاغ،گز و.. می‌‌باشند در کویر لوت گونه گیاه گز (Tamarix) از گونه‌های میزبان نبکاها هستند .ارتفاع نبکاها از چند دسیمتر تا چند متر و طول آن از یک متر تا 10 متر می‌‌رسد

شایان ذکر است گیاهان منفرد باید ارتفاعی بیش از 10 الی 15 سانتی متر داشته باشند تا اینکه بتوانند ماسه‌ها را کنترل نماید. اگر دانه‌های ماسه چسبندگی نداشه باشند به عبارتی عناصر رس و لای نداشته باشند حجم آنها با تغییر و سرعت باد تغییر می‌‌یابد. با افزایش میزان رسوب، گیاه برای جلوگیری از مدفون شدن به رشد خود در جهت بالا ادامه می‌‌دهد این رشد تا آنجا است که ریشه گیاه در ارتباط با سطح آب زیر زمینی باشد اما جایی که آب زیر زمینی افت می‌کند این ارتباط قطع و تخریب نبکاآغاز می‌شود که سرانجام به مرگ نبکا می‌‌انجامد.

نبکاهای چندین ساله و دائمی در تغییر سطح سفره آب زیر زمینی، هرزآبها، تبخیر و تعرق، کنترل رسوبات بادی در منطقه نقش اساسی دارند

ربدوها Rebdouبا ابعاد بزرگ‌تری ء از نبکاها متمایز می‌شوند. طول آنها به 2 تا 7 متر و عرضشان به 1 تا 5 متر می‌‌رسد. غیر از ابعاد، شکل ربدوها نیز پیچیده تر از نبکا ‌ها است. و گاهی چند خروط را نشان می‌‌دهد که کنار هم قرار گرفته‌اند. مرتفع‌ترین ربدوها در لوت غربی دیده می‌شود که گاه ارتفاع آنها به 12 متر می‌‌رسد (بلندی یک ساختمان 4 طبقه)


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

اصطلات جغرافیایی که تاکنون به این خطه پهناور نسبت داده شده است عبارت‌اند از: چاله لوت (چاله لوت در کتاب ژئومرفولوژی کاربردی –بیابان – فرسایش بیابانی – دکتر حسن احمدی معادل پلایا Playa یک واژه اسپانیائی است گرفته شده و به معنی حوضه مرکزی و یا به عنوان چاله داخلی مورد استفاده دارد)، دشت لوت، کویر لوت، بیابان لوت و .... ولی واژه «دشت لوت» در برگیرنده تمامی واژه‌های دیگر است.

موقعیت و شاخص‌های کلی دشت لوت

- دشت لوت محدوده‌ای است بین استان‌های خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و کرمان
- دشت لوت بین دو گسل نهبندان در شرق و نای بند در غرب قرار دارد.
- حد شمالی آن در حد مدار 32 درجه و حد جنوبی در حد مدار 28 درجه .است
- وسعت حوضه آبگیر دشت لوت، حدود 175 هزار کیلومتر مربع (یک دهم مساحت کشور)
- طول آن از شمال به جنوب حدود 900 کیلومتر و غرب به شرق حدود 300 کیلومتر است
- پست‌ترین نقطه دشت لوت 190 متر از سطح دریا است(لوت مرکزی)
- دشت لوت جایگاه رخداد زمین لرزه‌های بزرگ و مهمی بوده است
- در پای کوه‌های مشرف به کویر بزرگ لوت آثاری از سکونت انسان از هزاره چهارم پیش ز میلاد مسیح مشاهده شده
- بزرگ‌ترین ناحیه جمعیتی دشت لوت «شهداد» که در گذشته‌های دور به آن خبیص می‌‌گفتند. دره سیرچ و ناحیه مسکونی آن به همین نام یکی از زیباترین چشم اندازهای سر سبز حاشیه این دشت اسرار آمیز است.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

گرم شدن زمین به وسیله انسان‌ها بر تعداد زیادی از سیستم‌های مادی و بیولوژیکی در زمین تاثیر می‌گذارد. این اثرات بر موجودات زنده شامل زودتر درآمدن برگ‌های درختان و گیاهان در نواحی مختلف، مهاجرت گونه‌ها به ارتفاعات بالاتر در نیمکره شمالی، وجود تغییرات در مهاجرت پرندگان در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا و نیز انتقال ماهیان و پلانکتون‌های اقیانوس‌ها از مناطق سردسیر به گرمسیر می‌شود.
دانشمندان می‌گویند انسان‌ها با افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای بر آب و هوا تاثیر می‌گذارند و گرم شدن زمین، موجب اثراتی بر سیستم‌های بیولوژیکی و مادی در سطح جهانی می‌شود.
برخی از اثرات مشاهده شده این تغییرات عبارتند از تغییرات سیستم‌های مادی مثل ذوب شدن توده‌های یخ و لایه‌های منجمد زمین و گرم شدن دریاچه‌ها و رودخانه‌ها.
سیستم‌های بیولوژیکی نیز تحت تاثیر انواع روش‌ها مانند شکوفه کردن گل‌ها پیش از فرارسیدن بهار، مهاجرت زودتر پرندگان پیش از فصل مهاجرت و حرکت گونه‌های حیوانی و گیاهی به نواحی قطبی و ارتفاعات قرار می‌گیرند.
در محیط‌های آبزی مثل اقیانوس‌ها، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، پلانکتون‌ها و ماهیان از نواحی سردسیر به مناطق گرمسیر انتقال می‌یابند.
تحقیقات دانشمندان، تصویری از تغییرات را در مقیاس‌های قاره‌ای نشان داده است. تحقیقات قبلی اساسا در پدیده‌های انفرادی یا نواحی کوچک‌تر مشاهده می‌شد.
در سیستم‌های مادی، ۹۵ درصد تغییرات مشاهده شده با گرایش‌های گرم شدن سازگارند که شامل کاهش‌ توده‌های یخ در تمام قاره‌ها، ذوب‌ شدن لایه‌های منجمد زمین، فرا رسیدن زود هنگام بهار در جریان آب رودخانه و نیز گرم شدن آب می‌شود. در میان موجودات زنده ساکن این سیستم‌ها،۹۰درصد آنان با گرم شدن زمین سازگار هستند.
طبق گفته محققان، بعید به نظر می‌رسد که هیچ نیرویی به جز انسان بتواند موجب تغییرات آب و هوا شود. عواملی چون قطع درختان جنگلی یا دگرگونی‌های طبیعی اقلیمی نمی‌توانند موجب چنین تغییراتی شوند و احتمالاعوامل انسانی گرم شدن آب وهوا، اثرات مشخصی بر سیستم‌های مادی و بیولوژیکی می‌گذارند.
انسان‌ها به واسطه افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای، بر آب و هوا تاثیر می‌گذارند. گرم شدن زمین موجب اثراتی برسیستم‌های مادی و بیولوژیکی می‌شود که هم اکنون در مقیاس کلی و در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا قابل استناد است.
تحقیقات، نمونه‌های تغییرات را در آمریکای شمالی، آسیا و اروپا بیشتر نشان می‌دهند، چون مطالعات بیشتری در آنجا انجام شده است. در قاره‌های دیگر شامل آمریکای جنوبی، استرلیا و آفریقا، تغییرات در سیستم‌های بیولوژیکی و مادی به طور پراکنده مشاهده شده‌اند.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

ایران در منطقه­ی معتدله­ی خشک شمالی و در عرض متوسط روی کره زمین در ناحیه­ی جنب استوایی و استوایی قرار دارد.


همین موقع جغرافیایی با دوری از دریاهای بزرگ، به ویژه جریانات هوایی موجب شده است تا آب و هوای ایران خشک و بَری باشد، اما به سبب وسعت بسیار و وجود عوارض گوناگون طبیعی


مانند ارتفاعات بلند در شمال و مغرب و پستی­های وسیع، چون دشت­های مرکزی در داخل فلات و افزون بر آن، مجاورت دریای مازندران و خلیج فارس و اقیانوس هند ـ که هریک از این افق­ها، اقلیمی جداگانه می‌سازند، ایران از اقلیم مختلف و آب و هوای متنوع برخوردار است.


ایران فلاتی مرتفع، نزدیک به دشت­های وسیع آسیا که ارتفاع متوسط آن حدود 1200 متر از سطح دریاست.


وضع چین‌خوردگی­ها و ارتفاعات که بلندی برخی از آن­ها از 4 هزار متر بیشتر است و وجود دریاهای شمال و جنوب که دور از نواحی مرکزی قرار دارند، به ویژه وضع قرار گرفتن کوه­ها که بر گرد ایران حلقه زده‌اند این کشور را از جمله کشورهای نادر جهان قرار داده است که می‌توان در آن انواع آب و هوا را شاهد بود.

ارتفاع کوه­های ایران بقدری بلند است که از تأثیر بادهای مرطوب دریای مازندران، دریای مدیترانه و خلیج فارس در نواحی داخلی ایران جلوگیری می‌کند.


به همین سبب، دامنه‌های خارجی این کوه­ها دارای آب و هوای مرطوب بوده و دامنه‌های داخلی آن خشک است. در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران، آب و هوا معتدل و میزان بارندگی آن به ویژه در سواحل غربی گیلان بیشتر از دیگر نقاط است.


مقدار متوسط گرمای سالانه در حدود 18 درجه سانتیگراد است.

آب و هوای قسمت غربی کشور مدیترانه‌ای است و در نواحی جنوبی آن، آب و هوای نیمه صحرایی گرم نیز بر آن تأثیر می‌گذارد. در این نواحی، تابستان­ها با گرمای سختی در دره‌ها و هوای معتدل در ارتفاعات همراه بوده و در زمستان­ها هوای معتدل در دره‌ها و سرمای سخت در ارتفاعات حکمفرماست.

در نواحی جنوبی، با وجود هوای مرطوبی که در سرتاسر این منطقه حاکم است، میزان حرارت بالاست، به طوری که حداکثر گرما در خوزستان به 54 درجه سانتیگراد نیز می‌رسد.

از ویژگی­های این ناحیه تابستان­های گرم و زمستان­های معتدل است و اختلاف درجه حرارت در فصول مختلف و شب و روز زیاد نیست. به سبب وجود کوه­های البرز در شمال و رشته کوه­های ابرسن در غرب کشور، نواحی داخلی فلات ایران دارای آب و هوای خشک و بیابانی است.


با توجه به مطالب بالا، سه نوع آب و هوا به طور کلی در ایران دیده می‌شود :

آب و هوای بیابانی و نیمه بیابانی، آب و هوای معتدل کوهستانی و آب و هوای معتدل مازندرانی.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

 انسانهای شکارچی اولیه یکی از دلایل تغییرات آب و هوایی و گرم شدن جهان باشد. طبق مطالعات انجام شده توسط زیست شناسان دانشگاه استنفورد، انسانهای شکارچی ماقبل تاریخ با انقراض حیوانات و همچنین تغییرات آب و هوایی مربوط به 15000 سال پیش در ارتباط بوده اند.

"کریس داتی" زیست شناس این دانشگاه در رابطه با اینکه آیا انسانهای اولیه عاملی در گرم شدن جهانی زمین بوده اند یا خیر می گوید: "من این فرضیه را دارم که آیا انسانهای اولیه منجر به گرمای جهانی شده اند؟ انسان امروزه با سوزاندن سوختهای فسیلی میزان دی اکسید کربن موجود در اتمسفر را افزایش می دهد."



"در گذشته مطالعاتی انجام گرفته که نشان می دهند مردم از همان ابتدا با آغاز زراعت و کشاورزی تاثیر بر روی تغییرات آب و هوا را آغاز کرده اند. همچنین مطالعات جالب توجه زیادی وجود دارد که نشان می دهند زمانی که انسان برای اولین بار کشت و زرع را آغاز کرد، تغییراتی در آب و هوای زمین مشاهده شد."

بر اساس گزارش ارث اسکای، به گفته "داتی" مردم می توانند مسبب برخی از انقراضهای جانوری باشند، این پدیده ای بحث برانگیز است، انسان در انقراض جاندارن نقش داشته اند و آب و هوا نیز بی تاثیر نبوده است. با این حال هنوز مقصر اصلی به طور کامل شناسایی نشده اما قطعا انسان در تغییرات اقلیمی و انقراض جانداران و آب و هوا در انقراض جانداران نقشهای اساسی داشته اند.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

دانشمندان می‌گویند اکثر فعالیت‌های انسان‌ها گاز گلخانه‌ای تولید می‌کند.پس از انقلاب صنعتی و اختراع انواع ماشین آلات صنعتی، انسانها بافعالیتهای کشاورزی و صنعتی چهره زمین و آب و هوای آن را دگرگون ساختند. با شروع انقلاب صنعتی روش زندگی مردم عوض شد. قبل از آن مقدار گازهای گلخانه‌ای در جو کم بود، اما با رشد جمعیت و افزایش استفاده از نفت و زغال سنگ ترکیب گازهای اتمسفر نیز تغییر کرد. به طوری که در حال حاضر، غلظت گازهای گلخانه‌ای از حدود ۲۷۰ واحد به ۳۶۷ واحد رسیده است.
ما برای انجام کارهای خود به انرژی نیاز داریم و این انرژی را از غذا تامین ‌می‌کنیم. همچنین برای روشنایی و گرم کردن خانه‌هایمان به انرژی نیاز داریم. اتومبیل‌ها برای حرکت به سوخت نیاز دارد. ماشین‌های صنعتی نیز به انرژی نیاز دارند. اکثر انرژی‌های لازم برای موارد فوق به طور مستقیم یا غیر مستقیم از سوخت‌های فسیلی مثل نفت و گاز و زغال سنگ به دست می‌آید.این ها سوخت هایی هستند که سوزاندن آن ها، گاز گلخانه‌ای آزاد می‌کند. هر وقت که:

• تلویزیون تماشا می کنیم
• با کامپیوتر بازی می کنیم
• از کولر یا فن کوئل استفاده‌ می‌کنیم
• از استریو ضبط استفاده می کنیم
• چراغ را روشن می کنیم
• لباسهایتان را می شویید یا اطو می‌کنیم
• سوار اتومبیل می شویم
• غذایتان را در مایکروویو گرم می کنیم
• از بخاری گازی یا نفتی استفاده می کنیم
به تولید گازهای گلخانه‌ای در هوا کمک می‌کنیم.چون ما برای انجام این کارها به برق و سوخت نیاز داریم. نیروگاه‌ها زغال سنگ و نفت را می سوزانند تا برق تولید کنند و پالایشگاه‌ها نیز برای تصفیه نفت خام و تولید نفت و بنزین، سوخت مصرف می‌کنند.سوزاندن نفت و زغال سنگ هم گاز گلخانه‌ای تولید می‌کند. پس هر چه شما بیشتر برق مصرف کنید، نیروگاه‌ها از سوخت بیشتری استفاده می‌کنند و در نتیجه گاز گلخانه‌ای زیادتری تولید می‌شود. وقتی که ما:

• زباله‌هایمان را به محل دفن زباله می فرستیم
• حیواناتی مثل گاو، گوسفند و ... را برای تولید لبنیات و گوشت پرورش می‌دهیم
• در شالیزار برنج می‌کاریم
• زغال سنگ استخراج می‌کنیم
گاز متان تولید می کنیم که آن هم جزء گازهای گلخانه‌ای می‌باشد.
اتومبیل ها و کارخانه‌هایی هم که مایحتاج روزانه ما را تولید می‌کنند، مقادیر زیادی از انواع گازهای گلخانه‌ای را به هوا می‌فرستند.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

به مجموعه‌ای از گازها که مقداری از انرژی خورشیدی را در جو زمین نگه می‌دارندو باعث گرم شدن جو می‌شوند‍‍، گازهای گلخانه‌ای می‌گویند. بخار آب(H2O)، دی اکسیدنیتروژن (NO2)، دی اکسیدکربن (CO2) و متان (CH4) گازهای گلخانه‌ای اصلی هستند. اگر این گازها در جو نبودند، انرژی گرمایی خورشید مجددا به فضا بر می‌گشت و به این ترتیب هوای زمین ۳۳ درجه سانتیگراد سردتر از الان می‌شد. اثر گلخانه‌ای به افزایش دمای کره زمین در اثر وجود گازهای گلخانه‌ای در جو زمین گفته می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهند بین افزایش میزان گازهای گلخانه‌ای موجود در اتمسفر با گرم شدن کره زمین ارتباط مستقیمی وجود دارد.

گلخانه یک اتاق شیشه‌ای است که نور خورشید از شیشه‌های آن به داخل می‌تابد و هوای گلخانه را گرم می‌کند. اما شیشه‌های گلخانه اجازه نمی‌دهند که این هوای گرم از گلخانه خارج‌شود.
جو یا هوایی که در اطراف ماست، شبیه یک گلخانه است. گازهای گلخانه‌ای در جو درست مثل شیشه‌های گلخانه عمل می‌کنند. نور خورشید پس از عبور از لایه‌های گازهای گلخانه‌ای وارد جو زمین می‌شود. زمانی که نور خورشید به سطح زمین می‌رسد، مقداری از انرژی گرمایی آن توسط خاک، آب و سایر موجودات جذب می‌شود. مقداری هم در جو زمین می‌ماند و باقیمانده آن به فضا برمی‌گردد. اگر مقدار گازهای گلخانه‌ای در جو از حد طبیعی آن بالاتر باشد، انرژی کمتری به فضا برمی‌گردد، در نتیجه جو زمین گرم تر می‌شود و به دنبال آن دمای کره زمین بالا می‌رود.
اثر گلخانه‌ای، کره زمین را به اندازه‌ای گرم نگه می‌دارد که ما انسان ها بتوانیم بر روی آن زندگی کنیم. اما اگر اثر گلخانه‌ای شدت یابد، ممکن است دمای زمین به قدری زیاد شود که ما و بقیه گیاهان و جانوران نتوانیم گرمای آن را تحمل کنیم.


 
 
 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 

آب و هوا عبارت از آثار و شرایط و عوارض طبیعی در یک جو (هوا کره یا اتمسفر) معین و در یک دوره زمانی ثابت است.این اصطلاح معمولاً در مورد فعالیت شرایط و اوضاع عوارض طبیعی در یک دوره کوتاه مدت (چند ساعت یا چند روز) به کار می‌رود.هرچند این واژه در موارد کلی‌تری نظیر آب و هوای زمین نیز به کار می‌رود............................................برای تعیین آب و هوای هر منطقه، تغییرات دمای هوا و مقدار باران و برف را در طول سال اندازه گیری می‌کنند اما برای این که آب و هوای جاهای گوناگون را بشناسیم، باید این مقادیر را چندین سال پشت سرهم اندازه گیری کنیم. در حال حاضر شرایط آب و هوایی جاهای مختلف در اثر گرم شدن کره زمین در حال تغییر است. مثلا شهری مثل تهران، تهران در نزدیکی رشته کوه البرز قرار دارد. بنا به تعریف آب و هوا، تهران باید هوای سرد بارانی یا برفی داشته باشد، اما می‌بینید که به علت تغییر آب و هوا، از هوای سرد بارانی یا برفی چندان خبری نیست!


 
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com