اب و هوا.جلگه.معدن.غار.صحرا.خاک.زمین.چشمه.دریاچه.نفت..جنگل.دریا.رودخانه.رود.کویر.ابشار.منابع انرزی.اب.جزایر.کوه.

 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٦
 

دیگر نامهای ایرانی که به این دریا نهاده شده و در متن های تاریخی و جغرافیایی به جا مانده ، پر شمار است و از آن جمله می توان به : دریای آبسکون - مازندران – طبرستان – استرآباد – باکو – شیروان – دیلم – گرگان یا جرجان – گیلان یا جیلان – خوارزم – خراسان - تبرستان – دریای یت ها – دریای تپورها – دریای ساری – دریای رزایه – کادوس – دریای طلیسان (طالش) – دریای گسکر – دریای کپورچال – دریای قزوین – مشهدسر – مغان و 000 اشاره کرد.
در کهن ترین نقشه های جهان که موقعیت این پهنه در آنها آمده ، چون نقشه هکاتوس (مربوط به 500 پ .م) و نقشه معروف آراتوتس (200 پ . م) همه جا نام این دریا بر گرفته از نام (کاسپین) است ، نه نام دیگر. در نقشه اراتوستن که بوسیله دکتر عبدالکریم صبحی استاد دانشگاه قاهره در سال 1966 به چاپ رسیده ، نام ( دریای قزوین) آورده شده که بر گرفته ازهمان نام کاسپین است. در متن های دانشنامه های روسها همه جا از این پهنه با نام (کاسپیس کویه موره) یاد شده است. جالب اینکه ترک زبانان جمهوری آذربایجان وقتی به ترکی نوشته اند از آن با نام (خزر دنیزی) یاد کرده اند و وقتی به روسی مطلبی نوشته اند به همان صورت (کاسپین کویه موره) از این دریا نام برده اند.
از یاد نبریم که بیشتر نامها در شمال قفقاز و در بند و دروازه های آن سامان فارسی است و حتی در هنگام دولت سامانی ، ایران در آنجا مرزبان داشته است.

واژه (کاسپین) به اعتبار نوشته پژوهشگران مختلف از نام مردمانی گرفته شده است که در غرب این دریا ساکن بوده اند و سپس در سمت جنوب تا قزوین وکاشان پیش رفته اند و نام خود را به این دو منطقه داده اند و از سوی دیگر در سراسر غرب ایران حضور یافته اند.
کاسپین ها ، همه تیره ای بزرگ از ایرانیان بوده اند که در غرب دریای کاسپی تا غرب ایران امروز و در بخشی از جنوب آن زندگی می کرده اند. کاسپ در میان گیلکان به معنی فرد چشم زاغ و روی سفید است. ساکنین دریای مازندران را نیز مردمانی سفید پوست و زاغ چشم تشکیل می دادند.
کاسپین ها ، بر پایه نوشته هردوت ، در دوران هخامنشی جزو استان یازدهم به شمار می رفتند و 200 تالان مالیات می پرداختند (جغرافیای تاریخی ایران باستان ص 158).
خزران : نام (خز) تا پیش از حضور عربها و تجاوز آنها به منطقه قفقاز در هیچ نوشته ای آورده نشده است و هیچ نویسنده ای جز نام ایرانی کاسپی یا دیگر نامهای ایرانی نام دیگری برای این پهنه به کار نبرده است.
و اما اینکه چگونه این پهنه آبی به نام مردمی مهاجر نیز خوانده شده است و خزران کیستند: ابن خلدون در نوشته اش در یک جا خزرها و (غزها) را یکی دانسته و شماری از جغرافیا و تاریخ نویسان پس از او نیز بر قول او تکیه کرده اند (مقدسه این خلدون ، ص 139).
این در حالی است که اصطخری در مسالک و ممالک خود چنین آورده است: «مردم خزر به ترکان نزدیک اند ، و اما به ترکان نمانند. و ایشان دو گروه اند: گروهی سیاه چرده باشند و سیاه موی – گویی از نژاد هندوان اند و گروهی سپیدروی باشند و با جمال – و از بت پرستان باشند،- ایشان فرزندان خود را بفروشند...».گفتنی است که خزران در حدود دهه چهل از سده هشتم میلادی به آیین یهود گردیدند.
تاریخ از یاد نبرده است که بنای استحکامات بزرگی چون شهر در بند یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان ، برای جلوگیری از تجاوزگریها و ویرانگریهای همین خزران صورت گرفته است.