مشاهدات کاشفین از قسمتهای دنیا حاکی است، زمانی که از بومی محلی، پیرامون موقعیت اطرافش سئوال می شود، با یک قطعه چوب خطوطی بر زمین رسم کرده، راهنمایی می نماید. هر چند این اطلاعات در حدود چندین کیلومتر است و در محدوده ارتباط وی با سایر قبایل همسایه است. در مقابل درخواستی که از یک فرد بومی در مجمع الجزایر پلی نزی می شود، وی قسمتی از جنوب اقیانوس آرام را با گچ بر روی عرشه کشتی رسم می نماید.
جزایر مارشال واقع در اقیانوس کبیر و در شمال شرقی استرالیا را با اشیاء مختلف مثل گوش ماهی،برگ درختان و هسته های میوه به صورت نقشه هایی تهیه کرده و عوارض مهم زمینی را بر روی آن نشان می دهد.
در مناطق اسکیموها و یا اقوام سرخ پوست مکزیک و دیگر جاهای مختلف نقشه هایی با علایم خاصی که مد نظرشان بوده، کشیده شده و راهنماییهای لازم را نموده اند، لذا مشخص است که رسم نقشه قبل از هنر نوشتن وجود داشته و در ارتباط نزدیک با زندگی بشر بوده است و ما این مطلب را با نظری به نقشه های گذشته مشاهده می کنیم.

بابلیها: در نمایشگاه موزه دانشگاه هاروارد، نقشه ای متعلق به بابلیها وجود دارد که متعلق به 2500 سال قبل از میلاد است و بر روی لوحه گلی کوچکی به عرض 7 سانتی متر نقش بسته است. در موزه بریتانیا نیز لوحه های زیادی است که مربوط به شهر بابل و تقسیم بندی آن می باشد.
مصریها: قسمتی از نقشه ای که بر روی لوحه گلی به دست آمده است، نشانگر آن می باشد که مصریها در ردیف اولین اقوامی بوده اند که مشاهدات خود را در سطح زمین پس از اندازه گیری مستقیم به صورت نقشه معرفی کرده اند. نقشه کانسار طلای جبل البا در حدود 2000 سال قبل از میلاد تهیه شده که در حال حاضر درکشور مصر موجود است. این گونه نقشه ها اغلب برای تعیین حدود اراضی کشاورزی ساحل نیل تهیه شده است. گویا رامسس دوم در سالهای (1332- 1300) قبل از میلاد روش مساحی را پایه گذاری کرده است.
یونانیها: قابل توجه این که نقشه جهان نما منتسب به هومر، که در قرن نهم قبل از میلاد ترسیم شده است، امروزه موجود می باشد. اما آنچه مورد دقت است این که نقشه کشی ریاضی و عملی در یونان شکل گرفت و پایه نقشه برداری طرح ریزی گردید، به طوری که تا دوران اسلامی کار قابل توجهی از دیگران مشاهده نشده است. اغلب تهیه نقشه ها مبتنی بر شیوه یونانیها بوده است.
اولین تئوری درباره شکل زمین ، توسط طالس(قرن ششم و هفتم قبل از میلاد) ارائه گردیده است.آنااکسیماندر((شاگرد طالس)) و آریستاکر، جغرافیدان یونانی اولین کسانی بودند که نقشه را به همراه تحقیقات جغرافیایی سطح زمین شناخته شده آنروز (در قرن ششم قبل از میلاد) تهیه نمودند. و همچنین هیپارکوس کارهایی در این مورد انجام داده است.هرودوت در قرن پنجم قبل از میلاد پیرو آناکسیماندرو آریستاکر بود. وی عربستان را جنوبیترین مملکت روی زمین می دانست. نقشه جهان نمای هرودوت در قرن پنجم قبل از میلاد ترسیم شده است. در 500 سال قبل از میلاد هکاته نقشه آناکسیماندر را اصلاح نموده و شرحی درباره جهان نوشت. در قرن پنجم قبل از میلاد، جغرافیدانان یونانی، دنیا را مستطیلی در نظر گرفتند که طول آن ازشرق به غرب دو برابر شمال به جنوب بود. در سال 350 قبل از میلاد مسیح (ع) ارسطو کرویت زمین را از روی سایه زمین بر ماه به هنگام خسوف ابزار داشت. یکی از دانشمندان منجم و جغرافیدان به نام اراتستن در قرن دوم و سوم قبل از میلاد (276-194 قبل از میلاد) می زیسته است. او در ابتدا توانسته بود کلیه اطلاعات جغرافیدانان و آثار نوشته شده فنیقیها و همراهان اسکندر را مودر مطالعه قرار می دهد و سپس به تدوین جغرافیا پرداخته و نقشه جهان را براساس اطلاعات موجود آن زمان ترسیم نماید. وی اولین محاسبه علمی اندازه گیری محیط کره زمین را انجام داد. بدین طریق که با استفاده از اندازی گیریها انجام شده توسط مصریان، فاصله قوسی از نصف النهار بین اسکندریه و شهر (سین) را محاسبه و سپس شعاع زمین را تعیین نمود. نقشه اراتستن دارای هفت مدار است.


پوزیدوینوس، که در قرن اول و دوم قبل از میلاد(135-49 قبل از میلاد) می زیسته است، محاسبات اراتستن را مجدداً دنبال نمود.
در قرن اول قبل از میلاد، استرابون که بسیاری او را بزرگترین جغرافیدان قدیم می دانند و در محدوده جغرافیایی ریاضی مطالعات بسیاری نموده ، اولین قدم را در تألیف دایره المعارف جغرافیایی برداشته است. معروفترین دانشمند ریاضی و نجوم و جغرافیای حوزه علمی و اسکندریه، بطلمیوس است. وی در سالهای (168-90 بعد از میلاد) می زیسته است و در تهیه نقشه، نقش والایی داشته است. وی به کرویت زمین معتقد بود و کتاب معروف خود را به نام (جغرافیا) در هشت جلد تهیه نمود که هفت جلد آن شامل فهرستی از اسامی هشت هزار مکان با طول و عرض جغرافیایی و تعیین موقعیت آنهاست. جلد هشتم شرحی بر اصول نقشه برداری و جغرافیای ریاضی با تصاویر و مشاهدات نجومی است. متن کتاب در نسخه های خطی همراه با نقشه ای از جهان و بیست و شش نقشه دیگر، اولین اطلس عمومی دنیا را تشکیل می دهند.
رومیها: کمتر به نقشه های هندسی و سیستم طول و عرض جغرافیایی و اندازه گیری نجومی توجه داشتند. نقشه های راههای امپراطوری روم از جمله آنهاست.


چینیها: حکام چین، خود را موظف می دانستند که مشخصات جغرافیایی سرزمینی خود را بر روی نقشه داشته باشند. قدیمیترین نقشه ای که در دست است مربوط به 227 سال قبل از میلاد می باشد. لیکن با توجه به نقش پراهمیت کاغذ در تهیه نقشه و ارزش آن در سال 100 میلادی در چین معمول گشت کمک زیادی به امر تهیه نقشه نمود.پای هیسو بنیان گذار نقشه در کشور چین، در سالهای (253-224 بعد از میلاد) می زیسته است. وی در چندین اصل در نقشه کشی و نقشه برداری از جمله: جهت یابی، تعیین سمت نقاط، تعیین پستی و بلندیها، تعیین دقیق مسافات و زوایا را مطرح نموده است.
دوران رکورد دانش تهیه نقشه در غرب
پس از سپری شدن دوره بطلمیوس، دانش کارتوگرافی چون سایر علوم در مغرب زمین رو به رکورد گذاشت. حال چه با عنوان تحریم علوم مادی در دنیای آن روز و چه مسائل دیگر، احتیاج به نقشه کمتر شد و آنچه که به عنوان نقشه تهیه شد ، بیشتر جنبه تصوری داشت. یک سری اطلاعات و اشکال مجازی، در نقشه جای اطلاعات علمی جغرافیای را گرفته بود. البته فنی و علمی بسیار ضعیف بوده و نمونه آن، جهان نمای هر فورد(اواخر قرن سیزدهم میلادی) است که عدم پیشرفت و تکامل علوم جغرافیای و کارتوگرافی اروپا را تا قرن چهاردهم نشان می دهد. قطر نقشه حدود یک و نیم متر است و در بالای دایره تصویر حضرت مسیح(ع) و در اطراف آن بهشت و کشتی حضرت نوح (ع) و برج بابل و موارد دیگر تزیین شده است. این نقشه مانند نقشه های زمان رومیان، به صورت دایره است و شاید هیچ گونه نقشه ای از دنیا در این دوره وجود نداشته که بر پایه نظریه کروی بودن جهان ترسیم شده باشد. از نقشه ها اغلب جهت تزیین پشت کتابها استفاده می شد.
مسلمانان هر روز می کوشیدند تا از دانش سایر ملل بهره جویند. کار ترجمه آثار علمی قوت گرفته بود، جالب توجه اینکه در میان صدها اثر و رساله ای که از دانشمندان جهان ترجمه شده است یک اثر افسانه ای، اسطوره ای و ادبی دیده نمی شود و تمام ترجمه هایی که مسلمانان انجام داده اند مباحثی از قبیل طب، نجوم، ریاضیات و جغرافیا بوده است.


نقشه در مشرق زمین
در این میان، علوم جغرافیایی و کارتوگرافی(دانش تهیه نقشه) به لحاظ نیاز به جمع آوری اطلاعات از سرزمینهای اطراف و آگاهی به مسائل نظامی منطقه اهمیت خاصی داشته تا ضمن بیان عوارض طبیعی و وضعیت راهها، بنادر،حرف، آداب و رسوم نقشه هایی تهیه می نمودند و به مجموعه اطلاعات کسب شده ضمیمه می ساختند و چنین مجموعه هایی را (( مسالک الممالک)) می نامیدند که به اقتضای بحث ما،بیشتر روی آن تأکید می شود. مسلمین به ایجاد مدارس جغرافیایی پرداختند و در آن علوم جغرافیایی را تدریس نمودند. علوم جغرافیایی در قرن سوم هجری با دانشمندانی چون یعقوبی نویسنده کتاب البلدان شروع شد واین خرد از به صاحب((المسالک الممالک)) و این فقیه صاحب کتابی پیرامون مختصات جغرافیایی شهرها به عنوان ((البلدان))، در قلمرو مسلمین گسترش یافت. محمد خوارزمی ریاضی دان بزرگ و مشهور جهان کتابی به نام ((صوره الارض)) در جغرافیا تألیف نمود که مقاله اول آن درباره نقشه برداری است.اصطخری کتابی به نام مسالک الممالک نوشته است.


ابن حوقل در قرن چهارم هجری می زیسته وی جغرافیدان و سیاح بزرگی بوده که مشاهدات خویش را به نام ((صوره الارض)) تدوین نموده است. مقدسی جغرافیدان و سیاح دیگری است که پس از سالها سیر و سیاحت در بلاد اسلامی به تدوین ((احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم)) پرداخت. سرآمد دانشمندان نجوم و ریاضی و جغرافیا ، ابوریحان بیرونی است که در قرن پنجم هجری قمری می زیسته است. روش ترسیم طول و عرض جغرافیایی بر روی نقشه ها را در کتاب آثار الباقیه به تفصیل ذکر نموده است. که بعدها اروپائیان آن روش را تکمیل نمودند.مشهورترین جغرافیدان و کارتوگراف قرن ششم ((ادریسی)) است. یکی از نقشه های دستی ترسیمی جهان نمای فارسی در موزه اسکوریان مادرید وجود دارد که ظاهراً در قرن هشتم هجری قمری تهیه شده است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علوم، بزرگترین دانشمندان ایران را خواجه نصیرالدین طوسی می داند وی بنیانگذار رصدخانه مراغه و از دانشمندان بزرگ جهان است. خواجه نصیرالدین طوسی می داند دارای تألیفات زیادی در ریاضیات از جمله رساله الغناء است که در آن مثلثات مسطحه و قضایای هندسی و مثلثات کروی به تفضیل بررسی ده و به تعیین اضلاع مثلث کروی پرداخته است. یاقوت حمودی یکی دیگر از جغرافیدانان و سیاحان نامی است که کتاب معجم البلدان نوشته وی درباره فرهنگ جغرافیایی می باشد. در قرن هشتم هجری دو جغرافیدان بزرگ،‌ یکی ((ابوالفدا )) صاحب کتاب تقویم و دیگری ((حمداله مستوفی)) که کتاب ((نزهه القلوب)) از آثار ایشان می باشد، زندگی می کردند. خلاصه این که در مکتب حیات بخش اسلام و در حوزه علمی صدر اسلام و در دانشگاه بزرگ امام جعفر صادق (ع) ، ستارگان علمی در جهان دانش و خرد رشد یافتند که درخشندگی آنها در قرون متمادی پرتو افکنده ، شعاع دانش آنها ری، شام، خوارزم، بغداد، الجزیره، مصر، اندلس،خراسان و ماوراءالنهر را روشن کرد.
نقش مسلمانان از نظر انتقال دانش و بررسی و توجه به آن در قرن دوم و سوم هجری به اوج خود رسید و مراکز علمی پذیرای متفکران و دانشمندان جهان آن روز گردید. قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم عصر ظهور اندیشه ها و ابداعات است. نقش دانشمندان در بخش عظیمی از جهان بسیار چشمگیر است. به تدریج انتقال علوم از طریق کشورهای مختلف همچون اسپانیا و سیسیل و ایتالیا و غیره به اروپا انجام گرفت. نفوذ این اندیشه ها و تفکرات زمینه تحولات علمی در اروپا گردید و زمینه رنسانس علمی فراهم شد.

رنسانس علمی(توسعه و پیشرفت کارتوگرافی در جهان)
در اواخر قرون وسطی و در پرتو اثرات دانش مسلمین، در اروپا، ترسیم نقشه های سواحل مدیترانه روبه پیشرفت و ترقی نهاد و نوع تازه ای از نقشه های دریایی( پورتولان- نیمه دوم قرن سیزدهم میلادی) به وجود آمد که بر روی آنها، سواحل و موقعیت دقیق بنادر به خوبی مشخص و ترسیم شده بود. با توجه به استفاده از قطب نما در آن زمان، شمال در نقشه ها کاملاً مشخص شد. اساس توسعه و رشد کارتوگرافی در قرن چهاردهم میلادی در پی توجه به نقشه های علمی از نظر چاپ و نیز اکتشافات بزرگی بود که به ترقی علوم زمینی از جمله کارتوگرافی و نقشه برداری منجر به گردید. البته نباید فراموش کرد که اختراع ابزارهایی چون قطب نما، کشتیهای مجهز و دیگر وسایل در این امر تأثیر به سزایی داشته اند.
با مشاهده نقشه های مختلف، شکوفایی کارتوگرافی در قرن شانزدهم روشن گردید. در نقشه ای که ژوان دولاکوزا تهیه کرده است، کشور کانادا طوری ترسیم شده که کابوت در سفرنامه خود شرح داده است و آمریکا به شیوه ای که کرستف کلمب بیان نموده، ترسیم گردیده است. همچنین برزیل طبق آنچه ((کلبرال)) و نیز آنچه که ((واسکودگا)) در مسافرت به طرف هند کشف کرده بودند، به خوبی نشان داده شده و لذا با همه نقشه های قبلی متفاوت بوده و مشهورترین نقشه این دوره به حساب می آید. البته در نقشه والدزمولر آلمانی( سال 1507 میلادی) آمریکای شمالی و جنوبی به طور واضح نشان داده شده است. مسافرت ماژلان و همراهانش به دور دنیا در سال 1522 میلادی تمام شد و نتایج آن سفرها، ترسیم نقشه های بهتر و صحیح از جهان بود.
ریپر (سال 1539 میلادی) کارتوگراف پرتقالی که در دربار پرتقال کار می کرد، تنگه ماژلان و اقیانوس کبیر را به خوبی در روی نقشه نشان داد. پس از ساخت کره مارتین بهایم، کره های بزرگ و کوچک جغرافیایی تهیه شد.

/ 0 نظر / 7 بازدید