آب و هوا و بیابانزدایی                

آب و هوا و بیابان
طبق برآورد کنفرانس بیابان زایی سازمان ملل (UNCOD) پدیده بیابان زایی در آینده بیش از 785 میلیون نفر انسان ساکن در مناطق خشک را که معادل 7/17 درصد جمعیت کل جهان می باشد، تهدید می کند. از این تعداد 60 تا 100 میلیون نفر به وطور مستقیم بعلت کاهش حاصلخیزی اراضی و دیگر فرایند های بیابان زایی تحت تأثیر قرار می گیرد (مشکوه، 1377) . بیابان زایی می تواند در همه شرایط اقلیمی بوقوع بپیوندد و شدت آن بستگی به رژیم طبیعی آن منطقه دارد. ئرمناطقی با اقلیم گرم و خشک، فرایند بیابان زایی می تواند سرعت پیدا کند و به صورت فاجعه درآید. این فرایند همواره با تخریب خاک و منابع آب، پوشش گیاهی و دیگر منابع در شرایط تنش طبیعی و اکولوژیکی همراه است.
تعریف بیابانزایی:
(1977 و man) ، بیابان زایی را فرایندی می داند که باعث تغییرات اساسی در یک اکوسیستم می شود و شرایط را از حالت نسبتاً غیر بیابانی به حالت بیابانی تبدیل می کنند.
(sen & sharmcl 1995)، بیابان زایی را افزایش فشار انسان در سیستم استفاده از اکوسیستم های حساس می داند که باعث کاهش بازدهی تولید و عدم برگشت پذیری می گردد.
گرنجر چهار دلیل را برای بیابان زایی نام می برد که با افزایش جمعیت بشری شدید تر می شود که عبارتند از: 1- کشت بیش از حد محصولات کشاورزی 2- جنگل تراشی 3- چرای بیش از حد 4- آبیاری نامناسب که این عوامل به روی آب و هوای منطقه تأثیر داشته و منجر به بیابانزایی می گردد.
آب و هوا دو عنصر اصلی محیط زیست پیرامون ما انسانها می باشند. در کشور ما اگر چه آلودگی آب نیز وجود دارد ولی هنوز به حد بحرانی نرسیده است. اما در مورد هوا وضع متفاوت است و اکنون شرایط در حد بحرانی رسیده است.
در سطح جهانی، بررسی پدیده النینو اثر آلودگی هوا بر تغییرات اقلیم را به اثبات رسانده است. آلودگی هوا علاوه بر اینکه به طور مستقیم باعث بروز بیماریهای مختلف در موجودات زنده می گردد به طور غیر مستقیم باعث بروز خشکسالیهای وسیع و مستمر گردیده است. تولید گازهای موثر در پدیده گلخانه ای زمین توسط کشورهای صنعتی موجب بروز اختلالات گسترده در اقلیم جهانی گشته است .
تغییر اقلیم و خشکسالی
اثبات وقوع پدیده تغییر اقلیم (change climate)، در سطح جهان به سهولت امکان پذیر نیست و نیازمند بررسی های جامع و طولانی مدت رب آمارهایی از پارامترهای است، هر چند روند گرمتر شدن دمای سطح زمین و افزایش غلظت گاز co2 تقریباً قطعی می نماید.
سناریوهای تغییر اقلیمی در چرخه آبشناسی نمود کاملاً بارزی می یابند. چرا که تمامی اجزاء آن تحت تأثیر تغییرات حاصله در میزان تبادلات انرژی و جرم قرار می گیرند. نوسان منابع آبی به طرز قابل ملاحظه ای تابع تغییرات اقلیمی است، چرا که نیاز به این منابع تبخیر   و تعرق در شرایط گرمتر، خشک تر و آفتابی تر بیشتر می شود. به عنوان مثال بر اساس گزارشات منتشره در سال 1996، مناطق جنوب انگلیس در سال 2050 شدیداً مستعد وقوع خشکسالی بوده ولی مناطق شمالی به مراتب مرطوب تر شده و سیل در آنجا مشکل زا خواهد شد.
بررسی ها نشان داده است، غلظت گاز کربنیک و سایر گازهادر اتمسفر از نیمه دوم قرن نوزدهم افزایش یافته است . میزان غلظت co2 ازسال 1958 تا 1988 حدود 35 درصد فزونی یافته است. Boult و همکاران در سال 1988 اثر دو برابر شدن غلظت co2 را بر روی عوامل هیدرولوژیکی از قبلی تبخیر   و تعریق پتانسیل، رطوبت خاک، تجمع برف، ذخیره آب زیر زمینی، رواناب و بیلان آبی در سه حوزه بلژیک مطالعه کردند. نتایج نشان داد که تبخیر   و تعرق پتانسیل، درصد رطوبت خاک و میزان ذخیره آبهای زیر زمینی در حوزه هایی با نفوذ پذیری زیاد افزایش یافته است. Mitchel در سال 1989 نشان داد که در اثر دو برابر شدنco2، درجه حرارت بین 8/2 تا 2/5 کلوین و بارندگی بین 1/7 تا 15 درصد افزایش می یابد، ولی افزایش بارندگی در مناطق مختلف یکسان نیست. اگر نرخ افزایش گاز کربنیک ثابت بماند، میزان co2 در سال 2035 به جای ppm360 فعلی به ppm420 خواهد رسید. افزایش گاز کربنیک باعث افزایش درجه حرارت و رطوبت مطلق در لایه های هوای نزدیک سطح زمین می گردد. هر چند با دو برابر شدن co2،میزان بارندگی افزایش می یابد ولی افزایش بارندگی در نقاط مختلف یکسان نیست. در مناطقی با عرض جغرافیایی زیاد بطور کلی میزان بارندگی و رواناب افزایش می یابد ولی در مناطق با عرض جغرافیایی کم بارندگی بسته به منطقه افزایش یا کاهش نشان می دهد.
بطور کلی می توان از تحقیقات انجام شده چنین نتیجه گرفت که:
میزان گاز کربنیک و سایر گازها ی موجود در اتمسفر (نظیر متان، CFC) بعد از انقلاب صنعتی افزایش یافته است . مدلهای شبیه سازی مختلف نشان داده اند که با افزایش گاز کربنیک شرایط هیدرولوژیکی از قبیل بارندگی، درجه حرارت و تبخیر   و تعرق و رواناب و ... تغییر می کندکه به تبع آن وقوع یا عدم خشکسالی نیز قابل بررسی است .
عنوان پیوند نوسانات آب و هوایی و بیابان زایی
نوسانهای آب و هوایی که باعث بیابان زایی میشود، بیشتر به کاهش میزان بارندگی، رطوبت، افزایش دما به ویژه در تابستان، افزایش میزان خشکی، تبخیر   و تعرق، وزش بادهای گرم و سوزان و کاهش پوشش گیاهی (بر اثر وزش باد ) ارتباط می یابند.
حتی بر اثر نوسانات آب و هوایی، طغیان جانوران و حشرات و آفات به برخی سرزمین ها از جمله ملخ ها به شمال شرقی قاره آفریقا نیز اعمال شده است که سیر قهقرایی محیط زیست را به همراه داشته است.
بطور کلی می توان به علل عمده زیر برای وقوع خشکسالی و بیابان زایی اشاره کرد:
استقرار سلولهای پرفشار جنب گرمسیری با دامنه نوسان بین عرض های 20 و 40
عامل بری بودن
عدم صعود و جابجایی شدید هوا
جریانات دریایی سرد و بالاراندگی آبها
وزش بادهای گرم سوزان
موانع کوهستانی
استقرار کم فشار حرارتی
باد و آب به عنوان دو عامل اقلیمی که دارای تغییرات و نوسانات نسبتاً زیادی هستند در شکل گیری مناطق خشک و بیابانی و ژئومورفولوژی آنها نقش بسزائی را ایفا می کند.
وقوع پدیده فرسایش آبی و بادی در گسترش بیابانها و از دست رفتن خاکهای سطح الارضی حاصلخیز نقش عمده ای داشته و تبعات منفی خشکسالی را تشدید می نماید.


تغییر شرایط آب و هوایی و بیابان زایی:
کارشناسان محیط زیست، علت اصلی افزایش گردو غبار در شهرهای ایران را توسعه پدیده بیابان زایی می دانند: « مهم ترین علت، پدیده ی بیابان زایی و رشد بیابان زایی در عراق است. اتفاقاتی که بعد از جنگ عراق و کویت افتاد و تخریب شدید مجموعه تالاب های بین النهرین، در حد فاصل بین مرز ایران و عراق، از علت های عمده است. ما در آنجا یک زیستگاه تالابی داشتیم که یکی از مهم ترین تالاب های منطقه ای خاور میانه بود. ولی امروز در آنجا حدود 500 هزار هکتار بیابان داریم .


دولت های ترکیه و عراق بیش از 30 سد در مسیر رودخانه های دجله و فرات ساختند و باعث شدند که تالاب بین النهرین (هور العظیم) خشک شود. 500 هزار هکتار بیابان در آنجا درست شده که تنها یک وزش باد می تواند تمام این گرد و غبار را با خودش حمل کند.
بهترین راه مبارزه:
دو راهکار اصلی می تواند کمک کننده باشد: « نخست اینکه در مبدا ایجاد توفان های شن تا جایی که امکان پذیر هست گیاهان و درختانی بکاریم که بتوانند با حداقل مصرف آب، خودشان را با آن آب و هوا تطبیق دهنده و راه دیگر مالچ پاشی است .»
مالچ پاشی استفاده از مشتقات نفتی (مالچ یا قیر معطر) به منظور تثبیت ماسه های روان در مناطق منشاء یا انتقال تپه های ماسه ای است.
« مالچ یک نوع نفت سنگین است مثل نفت کوره که این نفت کوره را در سطح بیابان اسپری می کنند. این باعث می شود که این ماده نشست پیدا کنند و این ذرات با وزش باد در هوا ایروسل و پراکنده نشوند.»

لزوم همکاری های بین المللی:
بی توجهی کشورهای عرب به کنوانسیون بیابان زدایی خصوصاً ناتوانی دولت عراق برای بیابان زدایی و برخورد با این پدیده نیز باید به طور جد تعقیب شود، ضمن آن که سازمان ملل متحد نیز باید در این مجمع حضوری فعال داشته باشند.
واقعیت این است که پدیده گرد و غبار نه یک حادثه گذراست و نه یک واقعه موقت، بلکه گرد و غبار و آلودگی هوا که اغلب منشاء ان تغییر شرایط آب و هوایی و اقلیمی کشورهای همسایه به ویژه عربستان و عراق است، به میهمان همیشگی کشور تبدیل شده و بسیاری از فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را مختل کرده است اما از آن جا که ایران عضو کنوانسیون جهانی مبارزه با بیابان زایی است، شایسته است مقامات مسئول به کمک دیگر اعضا پیش از آن که میزان خسارات زیاد شود، برای مقابله با آن چاره اندیشی کنند.
سایه سنگین گرد و غبار بر شهرهای ایران
گرد و غبار بی سابقه برای اولین بار مراکز و آموزشی استان تهران و قم را به دلیل غلظت بالای گرد و غبار روز سه شنبه، 16 تیر، و چهارشنبه 17 تیر ماه 88 به تعطیلی کشاند معضل گرد و غبار در حالی بالا گرفت که الودگی شدید هوای پایتخت و شهرهای بزرگ را فرا گرفته بود.
میزان ذرات معلق در هوای تهران به حدود نه برابر مجاز رسید، در برخی از شهرها مانند اهواز ایم میزان به 15 برابر حد مجاز نزدیک شد در قم میزان آلودگی علاوه بر ذرات فراگیر و برون مرزی (ریز گرد عربی) با تشدید الودگی هوای ناشی از وجود کوره های سنتی و صنعتی گچ و آهک و آجر و واحد های سنگبری و سنگ کوبی که از جمله واحدهای مستقر در استان میباشند و خود تأثیر به سزایی در ایجاد گرد و غبار دارند همچنین دود ناشی از خودروها و صنایع به مرز 6 برابر حد مجاز استاندارد زیست محیطی رسید.
/ 0 نظر / 11 بازدید